کتاب | علوم انسانی | ادبیات | داستان خارجی | شب های روشن - جیبی
شب های روشن - جیبی شابک: 9789642090839 112 صفحه 100 گرم قطع: جيبی نوع جلد: شوميز تیراژ: 1500 روشن جیبی فیودور داستایفسکی سروش حبیبی علوم انسانی ادبیات داستان خارجی

135,000 ریال 150,000 ریال

ناشر: ماهی

چاپ چهل و هفتم

«شب‌‌های روشن»، اثر فیودور داستایفسکی
«شب‌های روشن»، با عنوان اصلی Belye nochi، اثر فیودور داستایفسکی، یکی از کوتاه‌ترین و مشهورترین قصه‌های عاشقانه کلاسیک جهان است. متن اصلی این قصه کوتاه، که از آثار دوران جوانی داستایفسکی است، نخستین بار در سال 1848 منتشر شد. «شب‌های روشن» شرح تنهایی و دلدادگی است، منتها دلدادگی در حال و هوای آشنای آثار داستایفسکی؛ حال و هوایی که تنهایی و تلخی و خیالپردازی و عشق شورانگیز از ویژگی‌های آن است. «شب‌های روشن»، در قیاس یا رمان‌های دوران پختگی داستایفسکی، ساخت‌وپرداخت و طرح داستانی و شخصیت‌پردازی ساده‌تری دارد. شهرت این قصه کوتاه اما چندان کمتر از رمان‌های بزرگ داستایفسکی نیست و این به دلیل غنای عاشقانه «شب‌های روشن» است. داستایفسکی در «شب‌های روشن»، از خلال یک قصه عاشقانه سرراست و خوشخوان، تصویر تغزلیِ پرقدرتی از عشق، اندوه، آرزو، رنج و تنهایی به دست داده است.
«شب‌های روشن» برای علاقه‌مندان سینما هم اثری شناخته‌شده است. لوکینو ویسکونتی، کارگردان مطرح ایتالیایی، فیلم «شب‌های روشن» را بر اساس همین قصه ساخت. در این فیلم، که در سال 1957 بر پرده سینماها رفت، مارچلو ماسترویانی، بازیگر مشهور سینمای ایتالیا، ایفای نقش کرده است.
از دیگر اقتباس‌های خارجی از قصه «شب‌های روشن» اقتباس روبر برسون، کارگردان شهیر فرانسوی، از این قصه‌ است. این اقتباس، با عنوان «چهار شب یک رؤیابین»، در سال 1971 اکران شده است.
«شب‌های روشن» در ایران نیز دستمایه اقتباس سینمایی بوده است. فیلم «شب‌های روشن»، به کارگردانی فرزاد مؤتمن و نویسندگی سعید عقیقی، برداشتی آزاد از «شب‌های روشن» داستایفسکی بود که در سال 1382 در سینماهای ایران به نمایش درآمد.

مروری بر کتاب «شب‌های روشن»
«شب‌های روشن» قصه‌ای است به روایت اول‌شخص درباره دیداری اتفاقی که به عشق می‌انجامد، اما فرجام این عشق فرجامی نامنتظر است. راوی این قصه مردی تنهاست که جز مستخدمی پیر هم‌صحبتی ندارد و از فرط بی‌کسی، شب‌ها در خیابان‌های پترزبورگ قدم می‌زند و برای خودش خیال می‌بافد و رؤیاپردازی می‌کند و خانه‌ها و ساختمان‌ها را رفیق و همدمِ خود می‌پندارد. در زندگی راوی هرگز زنی نبوده که راوی عاشق او بشود و با او راز دل بگوید. در حین همین تنهایی‌ها و گشت‌وگذارهای شبانه است که راوی به دختری تنها و گریان در کنار آبراه برمی‌خورد و کنجکاو می‌شود که بداند دختر چرا می‌گرید. کمی بعد با شنیدن فریاد دختر به سوی او می‌رود. مردی مزاحمِ دختر شده است. راوی مزاحم را می‌تاراند و این آغاز آشنایی او با دختری است که ناستنکا نام دارد. آشنایی راوی و ناستنکا به دوستی می‌انجامد، اما ناستنکا شرط کرده که راوی عاشق‌اش نشود. او به راوی می‌گوید که مردی به مدت یک ‌سال او را در پترزبورگ قال گذاشته و بعد از عشقی که میان‌شان پدید آمده به سفر رفته و برخلاف وعده‌اش که قرار بوده برگردد و با او ازدواج کند، دیگر سراغی از ناستنکا نگرفته است. راوی به ناستنکا دل باخته است، اما به احساس خود لگام می‌زند و آن را به زبان نمی‌آورد. این خودداری اما پایدار نمی‌ماند و دست آخر راوی در شب چهارمِ دیدارش با ناستنکا به او می‌گوید که عاشق اوست. اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود و همزمان با ابراز عشق راوی به ناستنکا اتفاقی دیگر نیز رخ می‌دهد که سمت و سوی قصه را تغییر می‌دهد.
«شب‌های روشن» قصه‌ای لطیف و تغزلی از عشقی است که برق‌آسا بر خرمنِ جوانی تنها و رؤیاپرداز می‌زند و دنیای او را طی چهار شب زیر و رو می‌کند و دری تازه به روی دنیای خلوت و سرد و تیره این جوانِ خیالباف می‌گشاید. این در اما تا کِی به روی راوی گشوده می‌ماند؟ پاسخ این پرسش را با خواندن این عاشقانه کلاسیکِ کوتاه و جمع‌وجور درخواهید یافت.

درباره فیودور داستایفسکی، نویسنده «شب‌های روشن»
فیودور داستایفسکی، متولد 1821 و درگذشته به سال 1881، از بزرگترین نویسندگان کلاسیک قرن نوزدهم و از مهمترین نمایندگان عصر طلایی ادبیات روسیه است. او نویسنده‌ای بود با زندگی‌ای پر از اُفت‌وخیز و تلاطم. یک ‌بار حتی تا دمِ مرگ و پای جوخه اعدام رفت و در آخرین لحظات اعلام شد که بخشوده شده است. سالهایی را در سیبری زندانی بود. از بیماری صرع نیز رنج می‌برد و این‌ها همه، در کنار عوامل و رویدادهایی دیگر، تأثیرات خود را به نحوی بر جهان‌بینی و آثار داستانی‌اش به جا گذاشتند.
داستایفسکی در رمان‌هایش آینده جهان، برآمدن نظام‌های توتالیتر و بحرانهایی را که انسان مدرن در قرن بیستم قرار بود از سر بگذراند پیش‌بینی کرد و پرسش‌ها و تردیدهایی را درباره انسان و انتخاب‌های او و نیز در باب مقوله خیر و شر و شک و یقین پیش کشید که همچنان برای انسان قرنِ بیست و یکمی نیز مطرح است. شخصیت‌پردازی قدرتمند و ترسیم ماهرانه تلاطمات درونی و پیچیدگی‌ها و تناقضات شخصیتی آدم‌ها و درگیری‌شان با بحرانهای وجودی و هستی‌شناختی، از خلال قصه‌هایی جذاب و پرکشش، از ویژگی‌های اصلی آثار شاخصِ داستایفسکی است. او به ویژه در رمان‌های «جنایت و مکافات»، «برادران کارامازوف»، «شیاطین» و «ابله» اوج هنر قصه‌پردازی و نیز عصاره جهان‌بینی خود را به نمایش گذاشته است. این رمان‌ها، با گذشت این همه سال از نوشته‌شدن‌شان، همچنان تر و تازه و شاداب‌اند و مثل هر اثر بزرگ کلاسیک، همچنان حرفهای تازه‌ و مهمی برای گفتن دارند.

درباره ترجمه فارسی «شب‌های روشن»
از «شب‌های روشن» داستایفسکی ترجمه‌های مختلفی به زبان فارسی وجود دارد. یکی از شاخص‌ترین و بهترین این ترجمه‌ها ترجمه‌ای است که سروش حبیبی از این قصه به دست داده است. این ترجمه، که اساس آن متن روسی «شب‌های روشن» است، با مقدمه‌ای از سروش حبیبی در نشر ماهی منتشر شده است.
سروش حبیبی، متولد 1312 در تهران، یکی از برجسته‌ترین مترجمان ادبی ایران است. نخستین ترجمه‌های او در مجله «سخن» منتشر شد. حبیبی به مدت بیست سال کارمند وزارت پست و تلگراف و تلفن بود و بعد از اینکه در سال 1351 از آنجا بازنشسته شد، مدتی، به عنوان سرویراستار، به کار در یک انتشارات دانشگاهی مشغول شد. او در سال 1356 به امریکا رفت. در سال 1358 مقیم کشور فرانسه شد و اکنون نیز همچنان مقیمِ فرانسه است.
سروش حبیبی مترجمی است مسلط به چند زبان و نیز مسلط به زبان و ادبیات فارسی و چم‌وخمِ آن. از همین رو ترجمه‌هایش اغلب به لحاظ نمونه‌هایی از نثر فارسی پخته و شیرین و پاکیزه نیز دارای اهمیت‌اند. حبیبی مترجمی پرکار است و کارنامه‌اش در ترجمه گستره‌ای وسیع از آثار ادبی، از آثار نویسندگان کلاسیک گرفته تا مدرن، را در بر می‌گیرد. از مهمترین ترجمه‌های او می‌توان به ترجمه‌هایش از رمان‌های کلاسیک و مهم ادبیات قرن نوزدهم روسیه اشاره کرد؛ رمان‌هایی نظیر «ابله» و «شیاطین» از داستایفسکی، «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» از تالستوی و «آبلوموف» از ایوان گنچارف.
«طبل حلبی» از گونتر گراس، «خداحافظ گاری کوپر» از رومن گاری و «ژرمینال» از امیل زولا از دیگر ترجمه‌های سروش حبیبی است.
از دیگر مترجمان نام‌آشنایی که «شب‌های روشن» را به فارسی ترجمه کرده‌اند می‌توان به پرویز شهدی اشاره کرد. ترجمه پرویز شهدی از این قصه در کتابی با عنوان «یادداشت‌های زیرزمین و شب‌های روشن» در انتشارات مجید منتشر شده است.
نشر فردوس هم این قصه را در کتابی با عنوان «شب‌های روشن و نازک‌دل»، به ترجمه دکتر قاسم کبیری، منتشر کرده است. ترجمه‌ای دیگر از این قصه هم در نشر روزگار منتشر شده، که مترجم آن نسرین مجیدی است. پرویز همتیان بروجنی هم ترجمه‌ای از این قصه انجام داده که در کتابی با عنوان «شب‌های روشن و پنج داستان دیگر» در انتشارات امیرکبیر منتشر شده است.
«شب‌های روشن» با عنوان «شب‌های سفید» نیز به فارسی ترجمه شده است. این ترجمه را نشر بهنود منتشر کرده و مترجم آن مهناز مهری است.

رتبه کتاب «شب‌های روشن» در گودریدز: 4/02 از 5

ادامه keyboard_arrow_down