عارف جان سوخته - داستان شورانگیز زندگی مولانا
مشخصات
معرفی
عارف جانسوخته: داستان شورانگيز زندگي مولانا
شرح زندگي مولانا در قالب يک رمان. نهال تجدّد در رمان «عارف جانسوخته: داستان شورانگيز زندگي مولانا» زندگي شاعر و عارف بزرگ ايراني، مولانا جلالالدين بلخي، را از زبان راوياي که از مريدان مولانا است روايت ميکند. در اين رمان، با ارجاع به اسنادي که درباره مولانا و شرح احوال او و دوران زندگياش به جا مانده است، وقايع اصلي و مهم زندگي مولانا، در متن وقايع تاريخي و اوضاع اجتماعي عصر او، روايت شده و در لابهلاي متن رمان شعرهايي از مولانا هم نقل شده است. در بخشي از اين رمان ميخوانيد: «مولانا به دمشق آمده بود تا معلومات فلسفي و الهي خود را تکميل کند. سرخوشي و وجد آن غريبه که از او خواهشي جز بهرهيابي از جاذبه وجودش نداشت، تأثيري در مولانا نکرد و او به آرامي دستهايش را که از بوسههاي ملتمسانه غريبه نمناک شده بود، از دستهاي او بيرون کشيد. خم شد و به اين مرد مزاحم کمک کرد تا از جا برخيزد و او به محض اينکه سرپا ايستاد، از آنجا دور شد و مولاناي جوان را به ستايشهاي پرسروصداي همدرسانش واگذاشت. مولانا، با بيخيالياي که اقتضاي سنش بود، اهميتي به اين ديدار شگفت نداد. اما آن ديگري همچنان که دور ميشد، به اين نکته پي برد که طلبه کوشا هنوز پخته نشده است و او مجبور خواهد بود که پس از مدتي برگردد. منظورم از ديگري شمس تبريز است، شمس پرنده.»
«عارف جانسوخته: داستان شورانگيز زندگي مولانا» با ترجمه و مقدمه مهستي بحريني در انتشارات نيلوفر منتشر شده است.
درباره نويسنده: نهال تجدّد (- 1338)، نويسنده و پژوهشگر ايراني.