کتاب | علوم انسانی | ادبیات | داستان خارجی | فلاش: یک سرگذشت
فلاش: یک سرگذشت شابک: 9786002535610 118 صفحه 114 گرم قطع: رقعی نوع جلد: شوميز تیراژ: 550 فلاش: سرگذشت ویرجینیا وولف میلاد میناکار علوم انسانی ادبیات داستان خارجی

315,000 ریال 420,000 ریال

ناشر: کتاب پارسه

چاپ یکم

کتاب «فلاش: یک سرگذشت» اثر ویرجینیا وولف
حسب حال یک سگِ نژاده. کتاب «فلاش: یک سرگذشت»، با عنوان اصلی Flush: A Biography، روایتی است میانِ داستان و ناداستان. ویرجینیا وولف در کتاب «فلاش» سرگذشت سگی به نام فلاش و صاحب او را در متن زندگی شهری انگلستان قرن نوزدهم و نیز در ایتالیای همان دوران روایت می‌کند و همچنین از خلال این روایت، تصویری از جامعۀ طبقاتی و اشرافی قرن نوزدهم و جایگاه زنان در آن دوره به دست می‌دهد. صاحب فلاش الیزابت برت براونیگِ شاعر است. وولف در کتاب «فلاش»، در عین اینکه می‌کوشد به یاری قوه تخیل احساسات و ذهنیات یک سگ و نوع دریافت او از جهان و آدم‌ها را تجسم بخشد، وارد ذهن الیزابت براونینگ به عنوان یک زن روشنفکر و فرهیختۀ قرن نوزدهمی نیز می‌شود و هم برش‌هایی از زندگی اجتماعی و فرهنگی و خصوصی این زن را به تصویر می‌کشد و هم تنهایی‌ها و اندوه و خلوت او را. ضمناً گویی وولف در این کتاب می‌کوشد در آینۀ یک زن شاعر قرن نوزدهمی به درکی از موقعیت خود به‌عنوان زنی ادیب و روشنفکر نیز برسد و درون خود را نیز واکاوی کند.
وولف که نویسنده‌ای با دغدغه‌های فمینیستی و حساس به مسائل زنان و جایگاه آنان در نظام مردسالار بود و از همین منظر به ادبیاتی که زنان شاعر و نویسنده خلق می‌کردند و مطالعۀ این ادبیات در چشم‌انداز تاریخی جامعۀ مردسالار می‌پرداخت، در کتاب «فلاش» نیز به‌نوعی دغدغه‌هایی از این دست را از خلال شرح سرگذشت زنی شاعر مطرح کرده است.
متن اصلی کتاب «فلاش» نخستین بار در سال 1933 منتشر شده است.

مروری بر کتاب «فلاش»
کتاب «فلاش» را از منظری می‌توان روایتی نقادانه و آمیخته به طنزی ظریف درباب مناسبات اشرافی و زندگی شهری و اجتماعی انگلستان قرن نوزدهم و جایگاه زنان در آن روزگار به‌شمار آورد. وولف در کتاب «فلاش» با رفتن زیرِ پوست یک سگ و یک زنِ شاعر سعی کرده است احساسات و عواطف این دو را نسبت به یکدیگر و نیز نوع مواجهه‌شان با دنیای پیرامون را درک کند. کتاب با شرحی آمیخته به طنز و از منظر دانای کل درباره کلمۀ اسپانیل که نام نژادی از سگ‌هاست آغاز می‌شود. نویسنده فرضیه‌هایی را درباره ریشۀ نام اسپانیل طرح می‌کند و البته با تردید از کنار این فرضیه‌ها می‌گذرد و بعد با شوخ‌طبعی درباره سلسله‌مراتب طبقاتی سگ‌ها و به موازات آن سلسله‌مراتب طبقاتی آدم‌ها در جامعۀ اشرافی می‌نویسد و این دو نظام طبقاتی را با هم مقایسه می‌کند. بعد از این چشم‌انداز کلی، کم‌کم به شخصیت‌های اصلی کتاب، یعنی فلاش و صاحب او، نزدیک می‌شویم و نظرگاه راوی بر ذهن این دو شخصیت متمرکز می‌شود و رابطۀ میان آن‌ها و احساسات‌شان نسبت به یکدیگر و نیز موقعیت هرکدام‌شان در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند تصویر می‌شود. فلاش سگی از نژاد اسپانیل کاکر است و صاحب او، الیزابت برت براونینگ، از شاعران زن مشهور انگلیسی و همسر رابرت براونینگ شاعر.
در کتاب «فلاش» الیزابت براونینگ را در لحظات بیماری و افسردگی و نیز در زندگی اجتماعی‌اش دنبال می‌کنیم و نیز فلاش را که بیرون از جهان آدمیان است و رفته‌رفته زیر دست صاحب خود تربیت و پرورده می‌شود و شخصیتش تحول می‌یابد و صفاتی ورای صفات حیوانیِ صِرف کسب می‌کند و می‌کوشد دنیای آدم‌ها و موقعیت خود در این دنیا و نیز موقعیت و جایگاه طبقاتی‌‌اش در دنیای سگ‌ها را براساس نشانه‌ها درک کند. اما در کتاب «فلاش» این هم نشان داده شده که فلاش و الیزابت برت، در عین نزدیکی به یکدیگر، سخت از هم دور و با هم بیگانه‌اند و گویی شکافی پُرناشدنی میانشان وجود دارد.
کتاب «فلاش»، ضمن اینکه از منظر و زاویۀ دیدی خاص و نامتعارف تصویری از زندگی یک شاعر مشهور به‌دست می‌دهد، کتابی درباره اقلیت‌بودگی و حاشیه‌ای‌بودن نیز است و کتابی درباره جداافتادگی از محیط پیرامون در عین زیستن در این محیط و تن‌دادن به قراردادهای آن. وولف همچنین در کتاب «فلاش»، چنانکه در یادداشت میلاد میناکار بر ترجمۀ فارسی این کتاب اشاره شده، «مستندات را با قوه خیال تلفیق کرده و از گذار واکاوی زندگی فلاش، به زندگی الیزابت برت نیز پرداخته و حتی پا را فراتر نهاده به اوضاع اجتماعی و فرهنگی جوامع انگلستان و ایتالیا نیز اشاره‌ای داشته است.»

درباره ویرجینیا وولف، نویسنده کتاب «فلاش»
آدلاین ویرجینیا وولف (Adeline Virginia Woolf )، متولد 1882 و درگذشته به سال1941، داستان‌نویس، جستارنویس، ناشر و منتقد انگلیسی است. وولف از نویسندگان مطرح و مهم داستان مدرن و رمان تجربی است و امروزه از کلاسیک‌های ادبیات مدرن به حساب می‌آید. توجه او در آثارش، بیش از رویدادها و حوادث بیرونی، بر ذهن و درون شخصیت‌ها متمرکز است و نوع روایت‌پردازی او نیز متأثر از همین غوطه‌ورشدن در عوالم ذهنی و درونی است.
او همچنین نویسنده‌ای حساس به مسائل اجتماعی زنان در جامعه و تاریخ مردسالار بود و از این نظر بر اندیشه‌های فمینیستی تأثیر گذاشت. گذراندن درس‌هایی در دانشکده زنان کالج سلطنتی لندن باعث نخستین آشنایی‌های وولف با تعدادی از افراد پیشگام در دفاع از آموزش زنان شد. نابرابری زنان و مردان در ازدواج، نبودِ امکانِ کارِ آکادمیک و پرداختن به مشاغل مربوط به کلیسا و حقوق و پزشکی برای زنان و نیز جایگاه نابرابر زنان و مردان در کارِ ادبیات از مسائلی است که او به آن‌ها پرداخته است.
وولف در فاصلۀ دو جنگ جهانی شخصیتی سرشناس در محافل ادبی لندن و از چهره‌های مرکزی انجمن روشنفکری بلومزبری بود. او همچنین به همراه همسرش، لئونارد وولف، انتشارات هوکارث را تأسیس کرد. این انتشارات ناشر آثار شاعران و نویسندگانی چون تی. اس. الیوت و کاترین منسفیلد بود که در آن زمان جوان بودند و شهرتی نداشتند.
وولف دو جنگ جهانی را تجربه کرد و این دو جنگ و همچنین حوادثی در زندگی شخصی‌اش بحران‌های روحی عمیقی را در او پدید آورد. در سیزده‌سالگی مادرش و دو سال بعد از آن خواهر ناتنی‌اش را از دست داد. بعد از این دو ضربه بود که دچار اولین حملۀ عصبی شد. دومین حملۀ عصبی زمانی به او دست داد که پدرش درگذشت. از دست دادن بسیاری از دوستانش در دو جنگ جهانی بحران‌های روحی‌اش را تشدید و او را به‌شدت افسرده کرد و سرانجام در سال 1941 و در گیرودارِ جنگ جهانی دوم به زندگی‌اش پایان داد.
از آثار او می‌توان به «خانم دَلُوِی»، «موج‌ها» و «اتاقی از آن خود» اشاره کرد.

درباره ترجمۀ فارسی کتاب «فلاش»
کتاب «فلاش: یک سرگذشت» با ترجمۀ میلاد میناکار و همراه با یادداشتی کوتاه از مترجم در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است. میلاد میناکار مترجم و پژوهشگر ادبی و هنری است. از دیگر ترجمه‌های او می‌توان به «لیرشاه» و «شب دوازدهم» اشاره کرد.

رتبۀ کتاب «فلاش» در گودریدز: 3.85 از 5.

ادامه keyboard_arrow_down

از همین مترجم