نیچه: تن، هنر، شناخت
Nietzsche : kropp, konst, kunskap
فردریکا اسپیندلر
سعید مقدم
مرکز
دسته بندی: اندیشه-و-تفکر
| کد آیتم: |
1521917 |
| بارکد: |
9789642135073 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
160 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «نيچه: تن، هنر، شناخت» نوشته فردريکا اسپيندلر
Nietzsche : kropp, konst, kunskap
کتاب «نيچه: تن، هنر، شناخت» نوشته فردريکا اسپيندلر بررسي و بازخواني نويسنده در تفکرات نيچه است. اسپيندلر در کتابش ميکوشد، مواردي را مورد بازخواني قرار دهد که شور و اشتياق خاص فلسفه نيچه براي مخاطب آشکار شود. در بيشتر موارد نيچه همراه با بدبيني و خمودگي تفسير ميشود. امروزه مفسران فلسفي با نگرشي ديگر روايتهايي جديدي از نيچه ارائه ميکنند که تصويرهاي قبلي از رفتار فکري او را براي مخاطب تغيير ميدهد.
فردريکا اسپيندلر در کتاب «نيچه: تن، هنر، شناخت» با رويکردي فلسفي که با ايدههاي گوناگون آميخته است به جهان و انسان مينگرد. همچنين کتاب با بيان فلسفهي خاص نيچه خواننده را در انديشههاي او به تفکر واميدارد.
درباره کتاب «نيچه: تن، هنر، شناخت»
کتاب کوتاه و مختصر برخي انديشههاي نيچه را شرح ميدهد. نويسنده با طرح پرسشهايي خواننده را ترغيب ميکند تا با نيچه همراه شود. از پرسشهاي مهمي که در کتاب مطرح ميشود ميتوان به نقش شورمندي در انديشهي خردگرا اشاره کرد. همچنين شرايط سياسي لازم براي آنکه انسان بتواند به آنچه که هست تبديل شود از ديگر موارد کتاب است که اسپيندلر به آن ميپردازد.
عناوين کتاب عبارتند از: «نابه هنگام بودن و مطرح بودن»، «چگونه آدمي به آنچه هست تبديل ميشود: اينک انسان»، «آتش سرد، اخگر تاريک: خرد و شور»، «نگاه به علوم طبيعي از منظر هنرمند، اما نگاه به هنر از منظر زندگي»، «سرشاري، کاستي و زبان»، «انديشيدن به امر سياسي» و «دربارهي آري، نه و آمين»
در بخشي از کتاب ميخوانيم:
اينک انسان از دو پاره تشکيل شده، دو پارهي متفاوتي که بهراحتي از هم متمايز ميشوند: پارهي نخست، تحليل دقيقي از خود است، هرچند سرفصلهاش شايد عجيب باشند. پارهي دوم، زندگينامهاي است با ساختار دستکم به ظاهر منطقيتر، که راوي دربارهي آثار خود به ترتيب زماني نظر ميدهد. آيا ميتوانيم اينک انسان را در واقع نوعي زندگينامه در نظر بگيريم؟ اگر پاسخ مثبت است، چگونه و از چه راهي بايد اين شکل خاص از زندگينامه را درک کنيم؟ در ادامهي اين پرسشها نه تنها مسئلهي رابطهي نيچه با خودش را مطرح ميکنيم، بلکه تلقي عموما رايج از آن را نيز مورد نقد و بررسي قرار ميدهيم. چنين تلقياي اين اثر را صرفا تبلور و تجلي جنوني ميپندارد که نيچه اندکي پس از اتمام کتاب اينک انسان بهطور برگشتناپذيري گرفتار آن شد. اکنون بر زمينهي اين پرسشها، نخست ميپرسيم اينکه آدمي آنچه هست ميشود يعني چه. و به ويژه به اين واقعيت دقت ميکنيم که در اين کتاب اول شخص مفرد (من) از شدن خود سخن نميگويد، بلکه ضمير ناشناس «آدم» روايتگر است، ضمير نامشخص، بيچهره و شايد «انسانِ» بدون سوژه که به نظر ميرسد رابطهاش با مفهوم زندگينامهنويسي اين کتاب بسيار اهميت داشته باشد.
درباره نويسنده کتاب «نيچه: تن، هنر، شناخت»
فردريکا اسپيندلر استاد فلسفهي دانشگاه سودِرتورن استکهلم است. اسپيندلر دربارهي فلسفهي معاصر اروپا کتابها و مقالههاي بسياري نوشته است. از موضوعات مورد پژوهش او ميتوان به رابطه فلسفه و دين کرد. فردريکا اسپيندلر علاوه بر کتاب نيچه تاکنون دربارهي اسپينوزا و دلوز هم نوشته است.
کوتاه درباره فردريش ويلهلم نيچه
فردريش ويلهلم نيچه فيلسوف و شاعر فيلولوژيست بزرگ آلماني بود که با انديشه و آثارش تأثير ژرفي بر فلسف? غرب و تاريخ انديش? مدرن داشت. او سال 1844 در لايبزيک پروس به دنيا آمد. در سن 24 سالگي توانست به کرسي فيلولوژي کلاسيک در دانشگاه بازل دست يابد. ولي چند سال بعد به دليل بيماريهايش کنارهگيري کرد. زندگي شخصي او اما پر فراز و نشيب بود. نيچه مدام بيمار بود و مرتب سردرد داشت و سردردها را در اثر زايش افکار نو ميدانست. او در ده سال پاياني عمرش مجنون بود. تعدادي از روانپزشکان همدوره با او به ويژه پزشک معالجش علت بيماري را فلج تدريجي مغزي ناشي از عفونت سيفيليس ميدانستند.
نيچه در کتاب «فراسوي نيک و بد» علاوه بر اينکه فلسف? سنتي دکارت، کانت و افلاطون نقد ميکند به انگار? «شي فينفسه» و «ميانديشم پس هستم» به عنوان تلقيهايي ابطالناپذير مبتني بر پذيرشِ خامدستان انگارهها و مغالطات پيشيني هم حمله ميکند. او در کتاب «چنين گفت زرتشت» بازگو ميکند که بر بلنداي هر شخص بزرگي لوحي از ازرشها آويخته شده است. نيچه اشاره ميکند؛ که آنچه در ميان اشخاص مشترک است، گراميداشت و آفرينش ارزشهاست. هر چند که ارزشهاي موردنظر از شخصي به شخص ديگر متفاوت باشد. فلسف? نيچه مخالف با آموزههاي مسيحيت است. او نوشته است: «مسيحيت را متهم ميکنم. وحشتناکترين اتهامي را که تاکنون دادستاني بر زبان آورده عليه آن اقامه ميکنم. به نظر من مسيحيت نهاييترين شکل قابل تصور فساد است. کليساي مسيحي هيچ چيزي را از فساد خود مصون نگذاشته. من مسيحيت را يگانه نفرين و لعنتي عظيم، يگانه تباهي ذاتي عظيم مينامم؛ و در جاي ديگري ميگويد: الکل و مسيحيت دو مخدر بزرگ اروپا هستند.»
درباره ترجمه فارسي کتاب «نيچه: تن، هنر، شناخت»
کتاب «نيچه: تن، هنر، شناخت» را سعيد مقدم به فارسي ترجمه کرده است. چاپ و نشر کتاب را نشر مرکز براي علاقهمندان مطالعهي فلسفه به عهده داشته است.
رتبه کتاب «نيچه: تن، هنر، شناخت» در گودريدز: 3.6 از 5