کتاب | علوم انسانی | ادبیات | داستان خارجی | روز رهایی
روز رهایی شابک: 9786227554458 224 صفحه 150 گرم قطع: پالتوئی نوع جلد: شوميز تیراژ: 1000 رهایی اینس کانیاتی فرزاد مرادی علوم انسانی ادبیات داستان خارجی

510,000 ریال 600,000 ریال

ناشر: بیدگل

چاپ یکم

کتاب «روز رهایی» نوشته اینس کانیاتی
Free Day
داستان استیصالِ نوجوانی به نام گالا را می‌توانید در کتاب «روز رهایی» نوشته اینس کانیاتی بخوانید. دوران نوجوانی یکی از دوران‌های مهم زندگی است که فرد تجربه می‌کند. حالا اگر این تجربه همراه با مهاجرات به سرزمینی دیگر و تحقیر و... باشد تصورات و احساس‌های متفاوتی را برای افراد می‌سازد. کانیاتی نویسنده‌ای است که در داستان‌هایش بیشتر به زنان و دختران مهاجر هم‌دوره‌ی خودش می‌پردازد. زنانی که با جامعه‌ی جدید همسو نیستند و احساس تعلق ندارند.
داستان «روز رهایی» درباره‌ی نوجوانی به نام «گالا» است که مدام در حال جنگیدن با خاطراتش است. او در خاطراتش سیر و سفر می‌کند. داستان گهگاهی مانند خواب و کابوس در مسیری ناخوشایند پیش می‌رود و آرامش را از گالا می‌گیرد. گالای نوجوان درد و رنجی را در مسیر داستان طی می‌کند که محلی برای ترس‌های پنهانش شده است.
لیزل شیلینگر در مقدمه انگلیسی می‌نویسد: «روز رهایی تا حدود زیادی بازاندیشی در سرگذشت خود نویسنده است.»
یادآوری می‌شود: داستان «روز رهایی» سال 1973 برندۀ جایزۀ روژه نیمیه شده است.
مروری بر کتاب «روز رهایی»
داستان درباره گالای دختر نوجوانی است که عاشق مدرسه و طبیعت تابستان است و با صداقت داستانش را تعریف می‌کند. صداقتی که مخاطب را متأثر می‌کند.
او همیشه از مرد متجاوزی که در لابه‌لای پرچین‌هاست می‌هراسد. او نگران دوچرخه‌اش هم هست تا جاییکه دوچرخه بیشتر از سلامتی‌اش اهمیت دارد. مادر و دختر ایتالیایی دو زن ویتوریو دسیکا هم در ترس از تجاوز هستند. همچنین پسر و پدر دزد دوچرخه‌ی دسیکا که دزدیده شدن دوچرخه‌شان از مرگ خودشان بدتر بود و بسیاری دیگر در تصورات نوجوان داستان هستند که خواننده را با خود همراه می‌کنند.
در بخشی از داستان می‌خوانیم:
درست موقعی که رسیدم خانه باران بند آمد. دوچرخه‌ام را تکیه دادم به دیوار کاهدان و گذاشتم همان‌جا بماند. خودم هم کنار دوچرخه به دیوار تکیه دادم تا نفسم جا بیاید. خسته بودم، خیلی خسته بودم. جای دوچرخه امن بود. چون دوچرخه‌ام برایم خیلی ارزشمند است، قبل اینکه وارد خانه شوم، سبک سنگین کردم ببینم جایش امن باشد. اگر روزی خیلی پولدار بشوم، حتی اگر خیلی خیلی پولدار بشوم، باز باارزش‌ترین چیز در تمام زندگی‌ام همین دوچرخه است. معلوم است چرا. بدون آن هیچ‌وقت نمی‌توانستم بروم دبیرستان. البته با اتوبوس هم می‌شود رفت شهر. دوشنبه‌ها و شنبه‌ها اتوبوس می‌آید. دوشنبه‌ها برای بردن دانش‌آموزان دبیرستانی، شنبه‌ها هم به همان دلیل و همین‌طور برای بردن آدم‌ها به بازار. اتوبوس گران درمی‌آید. من فقط هر پانزده روز یک‌بار به خانه برمی‌گردم. غیر از این هفته. این هفته حسابش جداست. اما همان پانزده روز یک‌بار هم نمی‌توانم از پدر و مادرم کرایۀ اتوبوس بخواهم. می‌دانم همین‌که گذاشته‌اند بروم دبیرستان خودش خیلی است. برای همین نمی‌توانم چیز دیگری بخواهم. اگر هم بخواهم چیزی نمی‌دهند. چاره‌ای نیست. این مسیر را راحت با دوچرخه می‌روم. آن‌قدر برای رفتن به دبیرستان ذوق و شوق دارم که با انرژی تمام رکاب می‌زنم. توی سرازیری‌ها به حدی خوشحالم که با صدای بلند آواز می‌خوانم.
درباره نویسنده کتاب «روز رهایی»
اینس کانیاتی نویسندۀ ایتالیایی ـ فرانسوی بود. او سال 1937 به دنیا آمد. پدر و مادرش از ایتالیایی‌های مهاجر بودند و اینس در جنوب فرانسه متولد شده بود. او از افرادی بود که در دوران بزرگ‌شدنش معنای واقعی تحقیر شدن و فقر را چشید. ترس، فقر و تحقیر در داستان‌های او مشهود است. کانیاتی همچنین در داستان‌هایش که در روستاهای فرانسه می‌گذرند، توانسته سکوت را به همراه ناتوانی در برقراری ارتباط نشان دهد.
اینس کانیاتی سال 2007 درگذشت.
درباره ترجمه فارسی کتاب «روز رهایی»
داستان روز رهایی را فرزاد مرادی به فارسی ترجمه کرده است. انتشارات بیدگل چاپ و نشر کتاب را به عهده داشته است.
رتبه کتاب «روز رهایی» در گودریدز: 3.8 از 5

ادامه keyboard_arrow_down