روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه - سالهای 1255 تا 1256 هجری شمسی
ناصرالدین شاه قاجار
الناز بایرام زاده
پرنده
دسته بندی: سفرنامه
| کد آیتم: |
1522219 |
| بارکد: |
9786008955672 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
4 |
| تعداد صفحات: |
484 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه: خاطرات شکار، سفر لار و کناره درياي مازندران» بهويرايش الناز بايرامزاده
خاطرات مکتوب شاهان معمولاً تصويري زنده از روزمرگيهاي آنها و گوشههايي از پشت صحن? قدرت بهدست ميدهد. کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه» نيز از اين قاعده مستثنا نيست.
کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه: خاطرات شکار، سفر لار و کناره درياي مازندران» خاطرهنگاريهاي ناصرالدينشاه قاجار در فاصل? شعبان سال 1290 ه. ق تا جماديالثاني سال 1293 ه. ق (مهرماه 1252 تا تيرماه 1255 خورشيدي) را دربرميگيرد.
کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه» منبعي غني براي پژوهش در ايران عصر قاجار است. در اين کتاب، ضمن آشنايي جزئيتر با وجوهي از شخصيت و منش ناصرالدين شاه قاجار و وجوهي از آداب و تشريفات دربار او، تصويري از تهران قديم و بخشي از ايران عصر قاجار بهدست ميآوريم.
در کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه» يکي از مهمترين پادشاهان قاجار را، نه بهروايت مورخان و تاريخپژوهشان، بلکه بهروايت خود اين پادشاه ميشناسيم و با بخشي از مختصات تاريخ ايران در مقطعي از حکومت طولانيمدت ناصرالدينشاه قاجار آشنا ميشويم.
نثر ناصرالدينشاه در کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه» نثري ساده است و خواننده از طريق اين کتاب، جدا از بهدستآوردن اطلاعاتي تاريخي و شناختي از شخصيت ناصرالدينشاه، با مختصات زبان عصر قاجار نيز آشنايي پيدا ميکند.
مروري بر کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه»
کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه: خاطرات شکار، سفر لار و کناره درياي مازندران»، چنانکه در مقدم? الناز بايرامزاده، ويراستار کتاب، توضيح داده شده، «حاصل استنساخ بخشي از روزنامه خاطرات ناصرالدينشاه به قطع رحلي بزرگ، از صفحه 122 تا صفحه 279 و از صفحه 512 تا صفحه 767 است، که اصل آن در بخش اسناد خطي سازمان اسناد ملي ايران با شماره 7230 – 295 در بخش آلبوم بيوتات، بايگاني شده است.»
در اين بخش از «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه» شاه قاجار را در حالي مييابيم که از سفر اول خود به فرنگ بازگشته است. در اين کتاب با شاه قاجار در سفر و حضر همراه ميشويم، به خلوت و زندگي خصوصي او سرک ميکشيم، به «تکيه دولت» ميرويم و به تماشاي لحظاتي از تعزيه مينشينيم، با شاه در بخشي از تهران قديم و اطراف آن ميگرديم، با او به شکار ميرويم و نيز همراه او به شمال ايران و از جمله مازندران و کناره درياي خزر سفر ميکنيم.
کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه» روايتيست با نثري ساده و خودماني و بهدور از تکلف و دشواري و جاهايي آميخته با شوخي و خوشطبعي. ناصرالدينشاه خاطراتش را با دقت و تأکيد و بر جزئيات نوشته و همين ويژگي باعث ميشود که کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه» سندي ارزشمند درباره عصر قاجار و روزگار سلطنت ناصرالدينشاه باشد و اطلاعات تاريخي و فرهنگي ارزندهاي به مخاطب بدهد.
در بخشي از کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه» ميخوانيد: «سه ساعت به غروب مانده سوار شديم. خيال کردم منزل نزديک است. اغلب مردم رفته بودند. کسي که در رکاب بود امينالملک، عکّاس، امينالسلطنه، موچولخان، چرتي و غيره. رانديم به درّه کَمَربُن رو به شمال رفتم. بعد درّه ديگر حاصلخيزي بود رو به مشرق قدري رانديم به گردنه ديگري رسيديم. اگرچه راهش سنگ و پرتگاه ندارد ليکن پر گرد و خاک و راه بد، کثيف و بسيار مطول، سربالا و سرازيري دارد. خيلي گردنه ناقلائي است؛ بسيار بسيار خسته کرد. سرازير شديم به اوّل درّه قريه نِسِن که اين رودخانه و درّه و چشمهها ميرود الي يوش و نور و بلده. بسيار عطش داشتم. در درّه پياده شدم، هندوانه، چاي خواستم. عقب مانده بود. سوار شده راندم. رَچهرَچه و ميرزا عبدالله را ديدم. رانديم دست چپ در سر راه ملک چشمه به ده نِسِن نرسيده عمله کار ميکرد، که اين راه ميرود به زانوس و کجور. از ملک چشمه به نِسِن يک ميدان اسب راه است. بايد اردو زير همين ملک چشمه ميافتاد و ما خبط کرده قريه پِل را معيّن کرده بوديم که هيچ دخلي به اينجا و اين راه ندارد. از ميرزا عبدالله پرسيدم به پِل پدرسوخته چقدر راه است؟ هي ميگفت يک ميدان اردو آن طرف، فلان دماغه درّه است. رانديم از نِسِن گذشتيم. شاهزاده کوه محاذي قريه نِسِن است.
خلاصه هي رانديم، هي رانديم اثري از اردو ظاهر نشد. کم مانده بود گريه بکنم. به غروب هم نيم ساعت مانده است. خلاصه يک فرسخ سنگين راه است. از نِسِن تا به پِل بيجهت، بيسبب خود را و مردم را به زحمت انداختيم و باز فردا بايد برگرديم. از نِسِن گذشته از راه ملک چشمه به زانوس برويم. غروبي خسته، مانده رسيديم اردو؛ هندوانه، چاي خورده. امينالسلطان گفت: فردا براي هيچکس امکان حرکت نيست، بايد اطراق بشود. حکم اطراق شد.»
درباره ويرايش و تصحيح و انتشار کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه»
کتاب «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه: خاطرات شکار، سفر لار و کناره درياي مازندران»، بهتصحيح و ويرايش الناز بايرامزاده و با مقدمهاي از ويراستار درباره ناصرالدينشاه و خاطرات او و شيوه تصحيح متن، در انتشارات پرنده منتشر شده است.
الناز بايرامزاده متولد 1366 است. بخشهايي ديگر از «روزنام? خاطرات ناصرالدينشاه» نيز بهويرايش او و بهصورت کتابهايي مجزا منتشر شده که از آن جمله ميتوان به کتاب «روزنامه آب و هوا: آب و هوا نگاري بهروايت ناصرالدينشاه قاجار» اشاره کرد.