آینه پشت و رو
مینا غرویان
کتاب پارسه
دسته بندی: داستان-ایرانی
| کد آیتم: |
1522400 |
| بارکد: |
9786002537393 |
| سال انتشار: |
1400 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
176 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
رمان «آين? پشت و رو» نوشت? مينا غرويان
رماني روانشناختي درباب سفر و کشف عوالم درون. رمان «آين? پشت و رو»، نوشت? مينا غرويان، داستان سفر دروني و بيروني است؛ داستاني پر از نمادها و نشانههاي روانشناسيِ يونگ و گرايشهاي نزديک به آن.
در رمان «آين? پشت و رو» با دنياي خواب و ناخودآگاه سروکار داريم و با پيامهايي که از منابعي جدا از آنچه در زندگي عادي و روزمره و نيز براساس منطق علمي ميشناسيم، ميآيند و قهرمان رمان را به راهي جز آنچه تاکنون در زندگي پيموده است فراميخوانند.
رمان «آين? پشت و رو» يادآوري گذشتهايست که در ناخودآگاه فرد، زير روزمرگي و شتاب و هم? اقتضائات و باورها و جلوهها و عادتهاي زندگي مدرن دفن شده است، اما خوابي و اتفاقي که بعد از اين خواب رخ ميدهد، اين گذشته را از تاريکي بيرون ميکشد و قهرمان را به سفر به اين گذشته برميانگيزد.
قهرمان رمان «آين? پشت و رو» با احتمال مرگ مواجه ميشود و اين مواجهه او را ابتدا دچار ترس ميکند و آنگاه به سفر فراميخواند؛ سفري که آغازِ جورِ ديگر نگاه کردن به زندگي و رويدادهاي آن است و آغاز کشف چيزهاي تازهاي که پشت غبار عادت پنهان ماندهاند.
رمان «آين? پشت و رو» ماجراي مواجه? خيالها و افسانهها و اساطير انباشته در ناخودآگاه با منطق علمي جهان مدرن است. ناخودآگاه قهرمان رمان «آين? پشت و رو» براي او پيامي آورده است که براي درک آن بايد منطق ظاهري امور را به کناري نهاد و رويدادها را با منطقي متفاوت درک کرد.
مروري بر رمان «آين? پشت و رو»
رمان «آين? پشت و رو» با يک کابوس آغاز ميشود. امير تدين، که يک جراح متخصص موفق است، خواب ميبيند که پرونده بيماري را که صبح بايد به دست او عمل شود باز ميکند و در آن به جاي اطلاعات پزشکي با عکس حيوانات درنده زخمي، يک کارت ژوکر، صفحاتي خطخطي و نوشتهاي به اين مضمون که اميدي به بهبودي بيمار نيست مواجه ميشود.
امير ناگهان ميبيند که در پرونده به جاي نام بيمار، نام خود او درج شده است. آشفته از خواب ميپرد و اين سرآغاز احساس دردي ناشناخته است. امير، با وجود بدحالي و احساسات بدي که دارد، بيمار را عمل ميکند. بيمار، بهرغم اينکه همهچيز در ابتدا خوب به نظر ميرسد، زير عمل ميميرد.
امير، وحشتزده و آشفته، بيمارستان را ترک ميکند. او پزشک است و طبيعتاً اولين بار نيست که با چنين حادثهاي مواجه ميشود، اما اينبار انگار همهچيز فرق ميکند. فکر بيمارِ مُرده و فکر کابوس شب قبل از عمل، دست از سر امير برنميدارد. امير احساس ميکند که مرگش نزديک است. نزد روانپزشکي ميرود که با او همدانشگاهي بوده است. قدري خاطرات گذشته و دانشگاه را مرور ميکنند و شوخيهاي روانپزشک خنده به لب امير ميآورد و حالش را انگار کمي بهتر ميکند. اما امير همچنان مشوش است و مرگ را نزديک ميبيند.
امير در اوايل ميانساليست. زن و دو بچه دارد و از آنچه در ابتداي رمان نشان داده ميشود و نيز از حرفهايي که امير به دکتر روانپزشک ميزند درمييابيم که رابط? او و زنش اگرچه بحراني نيست اما گرم و صميمي هم نيست و عشقي در اين رابطه وجود ندارد و آنها فقط کنار هم زندگي ميکنند، بيآنکه کاري به کار هم داشته باشند.
امير همچنان درگير بحران دروني خود است که پدرش از شيراز زنگ ميزند و به او خبر ميدهد که پسرعمهاش، که در روستايي در حوالي شيراز زندگي ميکرده، سکته کرده و مُرده و پدر براي شرکت در ختم او به شيراز رفته است.
امير از مرگ پسرعمهاش، که همبازي بچگياش بوده، متأثر ميشود. او سالهاست که با اقوامش رابطهاي ندارد. خاطرات بچگي و رفتن به روستايي که اقوام پدرياش در آن زندگي ميکنند، در ذهن امير زنده ميشود. تصميم ميگيرد براي شرکت در ختم پسرعمهاش به آن روستا برود. زمستان است و برف ميبارد؛ آنقدر که پرواز هواپيماي امير لغو ميشود. امير اما عزماش به اين سفر جزم است. پس با اتوبوس راهي ميشود. اتوبوس اما وسط راه خراب ميشود. راننده پيشبيني ميکند که کولاک دربگيرد و پيشبينياش درست از آب درميآيد.
مينيبوسي خالي از راه ميرسد و امير و مسافران ديگر را سوار ميکند. از اينجا به بعد سفر امير ابعادي ديگر پيدا ميکند. هر قسمت از اين سفر گويي پيامي در خود دارد و امير را هرچهبيشتر با جهاني مواجه ميکند که تاکنون نميشناخته يا آن را از ياد برده بوده است.
زن مسافري، که انگار درون امير را ميخواند، با امير درباره يونگ و منطقي وراي منطق علمي و عقلاني حرف ميزند و از فکر کردن با قلب به جاي فکر کردن با سَر و عقل. حرفهاي اين زنِ عجيب و آنچه زن درباره مشکل امير درمييابد و به او ميگويد، امير را سخت به فکر مياندازد.
ادام? اين سفرِ نمادين، امير را با موقعيتهاي ديگري مواجه ميکند که گويي هرکدام حاوي پيامي براي امير هستند و او را متحول و به مسيري جدا از آنچه تاکنون در زندگي پيموده است هدايت ميکنند و سفر امير اينگونه ادامه مييابد؛ سفري هم در مکان و هم در ذهن و درون؛ سفري که امير را به کندوکاو در ناشناختههاي درون و ناخودآگاه فراميخواند و او را، که همواره فقط با تکيه بر عقلانيت و علم کارها و احساسات و افکارش را تنظيم کرده و تنها با همين عقلانيت سعي کرده است همهچيز را درک و تحليل کند، با بُعدي وراي عقلانيت آشنا ميکند و اين دنياي تازهاي که امير با آن آشنا ميشود، گويي کليد فهم بحرانيست که به آن دچار شده است.
رمان «آين? پشت و رو» در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.
درباره مينا غرويان، نويسنده کتاب «آين? پشت و رو»
مينا غرويان، متولد 1342، مترجم، ويراستار و نويسنده ايراني است. از ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «تو، آن هستي: دگرديسي در استعارههاي ديني»، «در پي سرچشمههاي اديان»، «کتاب تبتي مردگان: روايت بودايي جهان پس از مرگ» و «متافيزيک مسيحي» اشاره کرد.