کتاب | علوم انسانی | ادبیات | ادبیات آمریکا | نابغه مطرود
نابغه مطرود شابک: 9786004058773 124 صفحه 130 گرم قطع: رقعی نوع جلد: شوميز تیراژ: 1000 نابغه مطرود آیزاک آسیموف مانی ستارزاده محمد خوش نژاد علوم انسانی ادبیات ادبیات آمریکا

1,125,000 ریال 1,500,000 ریال

ناشر: ثالث

چاپ سوم

کتاب «نابغۀ مطرود» اثر آیزاک آسیموف
رمانی کوتاه درباب آینده. کتاب «نابغۀ مطرود»، با عنوان اصلی Profession، مثل دیگر آثار آیزاک آسیموف، یک رمان علمی – تخیلی است.
کتاب «نابغۀ مطرود» رمانی جذاب و سرگرم‌کننده است که تصویری تخیلی از آینده‌ای پیشرفته به دست می‌دهد و در عین تخیل آینده، مسائلی را پیش می‌کشد و به موضوعاتی می‌پردازد که انسان‌ها در هر دوره‌ای به‌نحوی با آن‌ها درگیر هستند.
آسیموف در کتاب «نابغۀ مطرود» حکایت آشنا و قدیمی طردشدگی و مورد اجحاف واقع شدن، در عین برتری داشتن بر دیگران، را در متن داستانی که وقایع آن نه در گذشته و نه در زمان حال، بلکه در آینده‌ای دور و در عصر پیشرفت‌های علمی شگفت‌انگیز اتفاق می‌افتد، بازمی‌گوید.
متن اصلی کتاب «نابغۀ مطرود» اولین بار در سال 1957 منتشر شده است.

مروری بر کتاب «نابغۀ مطرود»
وقایع کتاب «نابغۀ مطرود» در آینده‌ای دور و در قرن 66 میلادی روی می‌دهد. آیزاک آسیموف در کتاب «نابغۀ مطرود» دنیایی را تخیل می‌کند و به تصویر می‌کشد که در آن، بچه‌ها برای اینکه آینده‌ای درخشان داشته باشند، با رابط‌هایی مستقیم به نام «مغز – رایانه» آموزش می‌بینند و برای رقابت در المپیکی حرفه‌ای که آیندۀ آن‌ها را رقم می‌زند آماده می‌شوند.
در دنیایی که آسیموف در کتاب «نابغۀ مطرود» خلق کرده است، تخصص افراد با تجزیه و تحلیل مغزشان به آن‌ها دیکته می‌شود و کسی مجاز به انتخاب آزادانۀ حرفه و تخصص آینده‌اش نیست.
جورج پلاتن، شخصیت اصلی کتاب «نابغۀ مطرود»، در عین نبوغی که دارد، دارای صلاحیت برای رسیدن به آن‌چه می‌خواهد تشخیص داده نمی‌شود. جورج سرخورده می‌شود و می‌کوشد سیستم را دور بزند و به آن‌چه می‌خواهد برسد. او به کشفیاتی می‌رسد که با آن‌چه نظم موجود برپایۀ آن بنا شده است منطبق نیست و سعی او برای مقابله با سیستمی که کنترلش می‌کند و نمی‌گذارد او به خواسته‌اش برسد، داستانی پرماجرا و پرکشش و سرگرم‌کننده پدید می‌آورد.
در بخشی از کتاب «نابغۀ مطرود» می‌خوانید: «جورج بیش‌تر هجده سال جوانی‌اش را قاطعانه وقف تبدیل شدن به یک برنامه‌نویس رایانه‌ایِ مجرب کرده بود. اطرافش پر از کسانی بود که حرف‌های خردمندانه و فریبنده‌ای می‌زدند و مدام از پیشه‌های فضانوردی، فناوری تبرید، کنترل حمل‌ونقل و مدیریت تعریف می‌کردند. لیکن جورج سخت بر سر تصمیمش ایستاده بود.
او نیز پابه‌پای آن‌ها دربارۀ حوزه‌های مختلف بحث می‌کرد. چرا که نه؟ روزِ آموزش در پیش بود و بزرگ‌ترین دلیل هستی‌شان نیز همین بود؛ روی تقویم مرتب نزدیک‌تر می‌شد. دقیقاً نخستین روز نوامبرِ سال بعد از هجدهمین زادروزِ هر فرد ساکن در مؤسسه، موعد آموزشش می‌شد؛ و تنها بعد از آن روز بود که مسائل دیگری هم اهمیت بحث کردن می‌یافتند.
موضوع‌های روزمرۀ مختلفی وجود داشتند که در ایامِ معمول همه درباره‌شان همکلام می‌شدند؛ نظیر جزئیات پیشه، همسر و فرزند، سرنوشت تیمِ "چوگانِ فضایی"، تجارب المپیک و غیره. لیکن با اتمام هجده‌سالگی و فرارسیدن نوامبر، فقط یک موضوع بود که همه را مسحور می‌کرد و آن چیزی نبود جز "روزِ آموزش".
بحث‌ها چنین بود: جویای کدام پیشه‌ای؟ فکر می‌کنی در آن موفق خواهی شد؟ گندش بزنند، این پیشه خوب نیست. نگاهی به سوابقش بینداز! این پیشه اشباع شده است. هم‌اکنون بهتر است بروی سراغ پیشۀ لجستیک، هایپرمکانیک، ارتباطات، گرانش، یا... به خصوص پیشۀ گرانش؛ چندین سال پیش از فرارسیدن موعد آموزش جورج، همه به دلیل توسعۀ موتورهای گرانشی بیش‌تر حول این پیشه هم‌صحبت می‌شدند.
همه معتقد بودند که هر کسی که شانس بیاورد و در جهانی با فاصلۀ ده سالِ نوری از ستارۀ کوتوله ساکن شود، قطعاً اولین اولویتش تبدیل شدن به یک مهندس مجرب گرانش خواهد بود.»
کتاب «نابغۀ مطرود» با ترجمۀ مانی ستارزاد و سید محمد خوش‌نژاد در نشر ثالث منتشر شده است.

دربارۀ آیزاک آسیموف، نویسندۀ کتاب «نابغۀ مطرود»
آیزاک آسیموف (Isaac Asimov)، متولد 1920 و درگذشته به سال 1992، داستان‌نویس روسی - امریکایی، نویسندۀ کتاب‌های علمیِ عامه‌پسند و به زبان ساده و استاد بیوشیمی دانشگاه بوستون بود. او در دوران حیاتش، در کنار آرتور سی. کلارک و رابرت ای. هاینلاین، یکی از سه نویسندۀ بزرگ ژانر علمی – تخیلی به حساب می‌آمد.
آسیموف سه‌ساله بود که خانواده‌اش از روسیه به امریکا مهاجرت کردند. در بروکلینِ نیویورک بزرگ شد و خواندن را در پنج‌سالگی آموخت. خانوادۀ آسیموف چندین مغازۀ قنادی داشتند و در آن‌ها، علاوه آب‌نبات، روزنامه و مجله، از جمله مجلات علمی – تخیلی، می‌فروختند.
آسیموف خواندن داستان‌های علمی – تخیلی را از نُه‌سالگی آغاز کرد. در یازده‌سالگی اولین داستانش را نوشت و در هجده‌سالگی به باشگاه هواداران ادبیات علمی – تخیلی پیوست و در آن‌جا دوستانی پیدا کرد که بعداً نویسنده یا ویراستار داستان‌های علمی – تخیلی شدند.
در سال 1937 آسیموف اولین بار به نوشتن به‌صورت حرفه‌ای اندیشید و شروع به نوشتن اولین داستان علمی – تخیلی خود کرد. از سال 1939 داستان‌های او در نشریات چاپ شدند و او توانست از طریق نوشتن کسب درآمد کند و هزینۀ تحصیلش را بپردازد. هنوز اما درآمدش از راه نوشتن به‌قدری نبود که بتواند تمام‌وقت به این کار بپردازد. کم‌کم اما به نویسنده‌ای مشهور و یکی از بهترین و مهمترین و معروف‌ترین نویسندگان ادبیات علمی – تخیلی بدل شد.
مجموعه کتاب‌های «بنیاد» از مهمترین و معروف‌ترین آثار داستانی آیزاک آسیموف است. مجموعه‌ کتاب‌های «ربات» و «امپراتوری کهکشانی» دیگر آثار داستانی مطرح و مهم او هستند.
آسیموف همچنین به‌خاطر قوانینی موسوم به «قوانین سه‌گانۀ رباتیک» شهرت دارد و «دانشنامۀ بریتانیکا» از او به‌عنوان واضع واژۀ «رباتیک» در زبان انگلیسی نام برده است.
همچنین در «فرهنگ انگلیسی آکسفورد» از آسیموف به‌عنوان واضع دو واژۀ «پوزیترونیک» و «روان‌تاریخ» نام برده شده است.
به‌افتخار آیزاک آسیموف، سیارکی را سیارکِ «آسیموف 5020» نام داده‌اند.

ادامه keyboard_arrow_down

از همین مترجم