ویتگنشتاین در تبعید
Wittgenstein in Exile
جیمز سی. کلاگ
احسان سنایی اردکانی
ققنوس
دسته بندی: زندگینامه-و-خاطرات
| کد آیتم: |
1524991 |
| بارکد: |
9786002781512 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
424 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «ويتگنشتاين در تبعيد» با عنوان اصلي Wittgenestein in exile نوشتهي جيمز سي. کلاگ James Carl Klagge ويتگنشتاينپژوه برجسته است. اين کتاب يکي از عناوين بسيار مناسب براي آشنايي و شناخت فيلسوف برجسته و مرموز، لودويگ ويتگنشتاين است. کتاب را احسان سنايي اردکاني به فارسي ترجمه کرده و انتشارات ققنوس آن را روانهي بازار نشر شده است.
مروري بر کتاب «ويتگنشتاين در تبعيد»:
در ميان فيلسوفان برجسته شايد کمتر کسي را بتوان يافت که درک آثارش به سختي ويتگنشتاين باشد، و اگر بگوييم از اين حيث لودويگ ويتگنشتاين در عالم فلسفه يگانه است، پر بيراه نگفتهايم. در مواجهه با فيلسوفان سخت اغلب به شارحان و مفسران ديگر متوسل ميشوند، يعني چارهاي نيست جز شناخت نظام فکري يک فيلسوف از منظر شارح يا مفسري ديگر. براي درک جهان يک فيلسوف معمولاً دو مشکل عمده وجود دارد. مشکل اول تسلط نداشتن به تاريخ فلسفه است، با اين توضيح مهم که تاريخ نه به مثابهي سير خطي وقايع فلسفي، بلکه در اينجا مشخصاً به عنوان پديدهاي زنده و حي و حاضر است. براي حل اين مشکل و براي شناخت هر فيلسوف بايد به فيلسوفان قبل از او رجوع کنيم تا با شناخت و احاطه به منظومهي فکري تمامي فيلسوفان مهم پيشين، به شناخت فيلسوف مورد نظر نزديک شويم. مشکل دوم هم مسأله زبان است. بدون شک براي پژوهش دقيق در مورد يک فيلسوف بهخصوص، چارهاي نيست جز آموختن زبان آن فيلسوف. اينها البته مشکلات بسيار رايج هستند اما مواردي خاص و نادري هم جود دارد.
جيمز سي. کلاگ، اولين اثر مستقلش را به يکي از خاصترين فيلسوفان اختصاص داده است. همانطور که از عنوان کتاب نيز ميشود استنباط کرد، «ويتگنشتاين در تبعيد» سعي دارد عومل اساسي سخت بودنِ درک جهانِ فلسفيِ ويتگنشتاين را بررسي کند. اينکه چه مجموعه عواملي موجب ميشوند شناخت اين فيلسوف تا اين حد دشوار باشد و در باب آراي او اختلاف نظرهاي بسيار اساسي وجود داشته باشد.
لودويگ ويتگنشتاين فيلسوفي بسيار کمکار و تودار بود. همانطور که جيمز سي. کلاگ نيز در ابتداي کتاب اشاره ميکند، تنها رساله منطقي-فلسفي را در دوران حياتش منتشر کرد. باقي آثار ويتگنشتاين پس از مرگ او منتشر شدند، از جمله آثاري مانند «در باب يقين»، «دربارهي رنگها»، «کتابهاي آبي-قهوهاي» و ساير يادداشتها و نامهها.
لودويگ ويتگنشتاين اصرار داشت که هرگز درک نخواهد شد، گزارهاي که جيمز سي. کلاگ آن را در اين کتاب بسيار جدي گرفته است. ويتگنشتاين تاثير بسيار مهمي بر فلسفه گذاشت. پژوهشهاي بسيار دقيق او در حيطهي فلسفه رياضيات، منطق و حتي زبان دستاوردهاي بسيار بزرگي بود که همچنان منبع الهامبخش بسياري از محققان و پژوهشگران است. در مجموع لودويگ ويتگنشتاين فيلسوف بسيار موفقي بود با دستاوردهاي بزرگ، اما اين تمام ماجرا نبود. موفقيت شايد چيزي بود که ويتگنشتاين جوان اندکي سوداي آن را داشت، اما به مرور به اين يقين حاصل شد که موفقيت براي ويتگنشتاين چيزي شبيه مهملات روزمره است.
جيمز سي. کلاگ، در اين کتاب سعي دارد توضيح دهد چرا ويتگنشتاين در مورد اينکه هرگز درک نخواهد شد درست فکر ميکرد. گزارهاي که به احتمال زياد ـ و به زعم نويسنده ـ گزارهاي مطلوبي براي شروع يک کتاب نيست. اما اين درک نشدن به معناي هيچ نياموختن نيست. کلاگ آنقدر دقيق بحث مورد نظرش را پيش ميبرد که کمکم با او همراه شويم. به هر ترتيب بايد در نظر داشت که با يک داستان سرگرمکننده سر و کار نداريم. اينجا موضوع سر و کله زدن با جهان مرموز مفاهيم فيلسوفي است که خودش اقرار دارد هرگز درک نخواهد شد. فيلسوفي که بر حسب اهميت جهان فکرياش، نظام فلسفي او را به دو دورهي ويتگنشتاين متقدم که شامل افکار دورهي جواني است و ويتگنشتاي متاخر که در برگيرندهي افکار سالهاي پاياني زندگي اوست تقسيم کردهاند. در مجموع کتاب با کتاب سرراستي طرفيم. شايد حق با ويتگنشتاين باشد و هرگز درک نشود اما جيمز سي. کلاگ چنين منظوري و تصميمي ندارد، در نتيجه کتاب او بسيار روان و خوشخوان است و اتفاقاً سعي دارد به خوبي درک شود! پس نگران سختي متن نباشيد، شروع کنيد!
برشي از کتاب «ويتگنشتاين در تبعيد»:
حس بيگانگي ويتگنشتاين چگونه ممکن است در فلسفهاش متجلي شده باشد؟ جي. اي. مور در [مقالهي] «دفاعي از فهم عرفي» که در سال 1925 منتشر شد، ادعا کرد که چيزهايي را به يقين ميداند. يکي از آنها اين است که «زمين سالها پيش از آنکه متولد شوم، وجود داشته است» ديگر اينکه هر بشري در «تمام لحظات عمرش پس از تولد يا مستقيماً با سطح زمين در تماس بوده، يا فاصلهي چنداني از آن نگرفته است».
ويتگنشتاين در فلسفه متأخر خود، اقدام به پرورش روشي براي خيز برداشتن به سمت موضوعات فلسفي کرد. به ويژه [برايش] اين مهم بود که چنين موضوعاتي را در [نسبت با] يک سياق بررسي کند. وصفي حجاب، دانشجوي ويتگنشتاين طي سالهاي 1945 تا 1947، ميگويد: «مهم نبود ويتگنشتاين راجع به چه موضوعي بحث ميکرد. مهم روشي بود که او در مواجهه با موضوع اتخاذ ميکرد؛ که هميشه هم [روشها] مشابه بودند. او هميشه بر اهميت سياق در فهميدن چيزها تأکيد داشت. وقتي سياق را ناديده بگيريم، هرچه بماند، عيبناک است. به همين واسطه هم او بعضاً بـه توصيف سناريوهايي ميپرداخت که متضمن سياقي بودند تا نقش فلان مفهوم يا فعاليت را در نسبت با آن مورد ملاحظه قرار دهيم... .
دربارهي جيمز سي. کلاگ نويسندهي کتاب «ويتگنشتاين در تبعيد»:
جيمز سي. کلاگ ويتگنشتاينپژوه و استاد فلسفه در دانشگاه ويرجينياتِک است. او پيشتر ويراستار دو مجموعه اثر از ويتگنشتاين (عمدتاً از مکاتبات و آثار کوتاه و کمتر ديده شده يا منتشرناشده وي) و همچنين مجموعه مقالهاي راجع به اين فيلسوف برجسته معاصر بوده است. علايق کلاگ عمدتاً معطوف ميشود به حوزههاي فلسفهي اخلاق، متافيزيک و فلسفه تحليلي قرن بيستم؛ اما وي همچنين درسگفتارهايي با موضوع فرهنگ يونان باستان، تاريخ فلسفهي سياسي (با تمرکز بر فلسفههاي مارکس و هابز) فلسفهي ذهن، فلسفهي دين، روشنفکريِ آفريقايي-آمريکايي، و همچنين مبحث معناي زندگي را هم ارائه کرده است. ويتگنشتاين در تبعيد، اولين اثر مستقل اين نويسنده است.
دربارهي احسان سنايي اردکاني مترجم کتاب «ويتکنشتاين در تبعيد»
احسان سنايي اردکاني، مترجم ايراني متولد 1368 است. به عنوان يک مترجم جوان کارنامه آثار او بسيار درخشان است. از جمله ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي: مجمع الجزاير گولاگ جلد اول و دوم، نشر مرکز؛ آهنگ افلاک، نشر مرکز و کتاب جهانبينيها، انتشارات ققتوس اشاره کرد.