سیاست جستار شابک: 9786220605089 120 صفحه 200 گرم قطع: رقعی نوع جلد: شوميز تیراژ: 770 سیاست جستار جمعی از نویسندگان جمعی از مترجمین علوم انسانی نظریه و نقد ادبی جستار و مقاله

920,000 ریال 1,150,000 ریال

ناشر: نشر نی

چاپ دوم

کتاب «سیاستِ جُستار» به‌قلم جمعی از نویسندگان
جُستارهایی دربارۀ جُستار. کتاب «سیاستِ جُستار» ترجمۀ چند جُستار از چند فیلسوف و نظریه‌پرداز است که در همۀ آن‌ها به خودِ موضوع جستار پرداخته شده است و نظریه‌ای دربارۀ جستار ارائه شده است.
جستارهای کتاب «سیاست جستار» را مترجمان مختلف به فارسی ترجمه کرده‌اند و امیر کمالی آن‌ها را گردآوری و در این کتاب منتشر کرده است.
در کتاب «سیاست جستار» با نظریاتی دربارۀ اینکه جستار چیست و حامل چه سیاستی است و چه کارکردهایی دارد مواجهیم.
جستارهای کتاب «سیاست جستار» از منظر متفکران گوناگون به توضیح ماهیت و هدف جستار می‌پردازند و از جستار به‌مثابه شیوه‌ای از نوشتار که با عصر مدرن و تفکر مدرن پیوند دارد، سخن می‌گویند.

مروری بر کتاب «سیاست جستار»
رویکردی که جستارهای کتاب «سیاست جستار» را کنار هم نشانده است، چنانکه امیر کمالی، گردآورندۀ این جستارها، در مقدمه‌اش بر این کتاب توضیح می‌دهد، طرح جستار به‌مثابه شیوه‌ای از نوشتن است که از یک‌سو مقابل شیوۀ نگارش دانشگاهی و از سوی دیگر مقابل شیوۀ نگارش نوشته‌های فوری و به‌روز قرار می‌گیرد.
جستار، آن‌گونه که در جستارهای کتاب «سیاست جستار» از آن سخن می‌رود، شیوه‌ای از نگارش است که با گسستگی تفکر مدرن و تکه‌تکه بودن این تفکر پیوند دارد و از کلان‌روایت‌های دانشگاهی که به‌اصطلاح، مو لای درزشان نمی‌رود و با حس و شهود اصلاً سروکاری ندارند و یکسره عقلانی و استدلالی هستند، فاصله می‌گیرد و نوشتۀ نظری را برای مردم عادی دسترس‌پذیر و آن را به زندگی واقعی و عملی نزدیک می‌کند.
در کتاب «سیاست جستار» همچنین سخن از جستار به‌مثابه نوشته‌ای میان علم و هنر است؛ نوشته‌ای میان مقالۀ علمی و استدلالی و اثر ادبی که با شهود و حس سروکار دارد؛ نوشته‌ای که عقل و حس را به ‌هم پیوند می‌زند و در میانۀ عقلانیت و شهود حسی پدید می‌آید.
کتاب «سیاست جستار» از مقدمۀ امیر کمالی و شش جستار از شش نویسنده تشکیل شده است. جستارهای شش‌گانۀ کتاب «سیاست جستار» عبارتند از: «دربارۀ ماهیت و صورت جستار (نامه به لئو پوپر)» نوشتۀ جورج لوکاچ و ترجمۀ رضا رضایی، «جستار به‌مثابۀ صورت» نوشتۀ تئودور آدورنو و ترجمۀ مراد فرهادپور و صالح نجفی، «مقدمه‌ای بر جان و صورت لوکاچ» نوشتۀ جودیت باتلر و ترجمۀ صالح نجفی و مراد فرهادپور، «عنوان جستار، تمثیل باروک و "جستار به‌مثابۀ صورت"» نوشتۀ رابرت هالوت کنتور و ترجمۀ امیر کمالی و صالح نجفی، «تزهایی دربارۀ زبان فیلسوف» نوشتۀ تئودور آدورنو و ترجمۀ مراد فرهادپور و امیر کمالی و ‌«جستاری دربابِ جستار» نوشتۀ مایکل هامبورگر و ترجمۀ امیر کمالی.
گفتنی‌ست که، چنانکه در مقدمۀ کتاب «سیاست جستار» هم اشاره شده و رضا رضایی نیز در پا‌نوشت جستار نخست این کتاب توضیح داده است، این جستارِ کتاب «سیاست جستار»، با عنوان «دربارۀ ماهیت و صورت جستار (نامه به لئو پوپر)»، از کتاب «جان و صورت» جورج لوکاچ، به‌ترجمۀ رضا رضایی و منتشرشده در نشر ماهی، انتخاب و در کتاب «سیاست جستار» بازنشر شده است. آن‌چه می‌خوانید قسمتی‌ست از همین جستار: «البته که علمِ هنر وجود دارد؛ باید وجود داشته باشد. بزرگ‌ترین جستارنویسان دقیقاً آن‌هایی‌اند که به این علم اِشراف دارند: چیزی که خلق می‌کنند باید علم باشد، حتی هنگامی که نگاه‌شان به زندگی از قلمروِ علم بالاتر رفته باشد. گاهی پرواز آزادانۀ این نگاه با امور بی چون‌وچرای مواد و مصالحِ خشک محدود می‌شود؛ گاهی تمامی ارزش علمی خود را از دست می‌دهد زیرا که به هر حال نگاه است، مقدم بر امور است و بنابراین آزادانه و اختیاری به این امور می‌پردازد. امروزه هنوز صورت جستار به آن راه استقلال گام نگذاشته است که خواهرش، شعر، مدت‌هاست پیموده است – راه تکامل از وحدتی ابتدایی و تفکیک‌نیافته با علم، اخلاق و هنر. اما آغاز این راه چنان خیره‌کننده بوده که تحولات بعدی با آن برابری نکرده است. درست است، از افلاطون سخن می‌گویم، بزرگ‌ترین جستارنویسی که تا به‌حال زیسته یا نوشته است، کسی که هرچه از زندگی در برابر چشمش آشکار شد غربال کرد و لذا به هیچ رسانۀ میانجی نیاز نداشت؛ کسی که توانست پرسش‌های خود را، یعنی عمیق‌ترین پرسش‌هایی را که طرح شده‌اند، با زندگیِ زیسته مرتبط کند. این بزرگ‌ترین استاد صورت خوشبخت‌تر از همۀ آفرینندگان نیز بود: انسان در کنارش می‌زیست، انسانی که سرشت و سرنوشتش سرشت و سرنوشت آرمانی صورت او بود. شاید حتی اگر نوشتۀ افلاطون شامل خشک‌ترین نمادنویسی‌ها می‌بود باز هم آن سرشت و سرنوشت آرمانی می‌شدند. بله، همه‌چیز از صورت‌بخشی شکوهمند او ناشی نمی‌شد، زیرا انطباق زندگی و صورت در این مورد خاص بسیار قدرتمند بود.
افلاطون سقراط را دید و توانست به اسطورۀ سقراط صورت ببخشد، سرنوشت سقراط را محملی کند برای پرسش‌هایی که خودِ افلاطون می‌خواست از زندگی دربارۀ سرنوشت بپرسد. زندگی سقراط زندگیِ نوعی برای صورت جستار است، آن‌قدر که بعید است هیچ زندگی دیگری برای هیچ صورت ادبی دیگری با آن برابری کند – به استثنای زندگی اویدیپوس برای تراژدی. سقراط همواره در پرسش‌های غایی می‌زیست؛ هر واقعیت زندۀ دیگری همان‌قدر برای او غیرزنده بود که پرسش‌های او برای مردم عادی. با شور بی‌واسطه و بلافصلِ زندگی مفاهیمی را زیست که کل زندگی‌اش را در آن‌ها می‌ریخت؛ هر چیز دیگری صرفاً تمثیلی از آن یگانه واقعیت حقیقی بود و صرفاً وسیلۀ بیان آن تجارب.»
کتاب «سیاستِ جُستار» در نشر نی منتشر شده است.

ادامه keyboard_arrow_down