مجمع الجزایر گولاگ جلد دوم
The Gulag Archipelago
الکساندر سولژنیتسین
احسان سنایی اردکانی
مرکز
دسته بندی: ادبیات-روسیه
| کد آیتم: |
1525339 |
| بارکد: |
9789642135479 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
736 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
وزیری |
کتاب «مجمعالجزاير گولاگ - جلد دوم» اثر الکساندر سولژنيتسين
ادام? روايت الکساندر سولژنيتسين از اردوگاههاي شوروي و حکومت وحشت. جلد دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»، با عنوان اصلي ????????? ????? و عنوان انگليسي The Gulag Archipelago: An Experiment in Literary Investigation، دنبال? شرح پُردردِ و تکاندهند? سولژنيتسين از زندگي زندانيان اردوگاههاي شوروي و روايت آميخته به طنز سياه او از وحشت و خشونت کمونيسم و توتاليتاريسم است.
سولژنيتسين در جلد دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» نيز، همچون جلد نخست اين کتاب، روايتي زنده و توأم با جزئيات از وحشت و خفقان و زندان و اسارت و شکنجه در روسي? کمونيستي به دست ميدهد.
کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» را چهبسا امروزه بتوان يکي از آثار کلاسيک دربار? اردوگاههاي کار اجباري در روسي? شوروي و تصفيههاي گسترد? استاليني و نيز از آثار کلاسيک ادبيات زيرزميني و غيررسمي موسوم به «ساميزدات»، که در شوروي و ديگر کشورهاي کمونيستي رواج داشت، بهحساب آورد.
سولژنيتسين، که خود از بازماندگان اردوگاههاي کار اجباري در شوروي بود، در کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»، براساس تجربههاي خود از اين اردوگاهها و نيز روايتهاي ديگران و اسناد و شواهد و مدارکي که در زمان نگارش اين کتاب دربار? اردوگاههاي کار اجباريِ شوروي موجود بود و به آنها دسترسي داشت و همچنين با ياري گرفتن از ادبيات و قريح? قصهپرداز خود، مصائب و رنجهاي زندانياني را به تصوير ميکشد که حکومت شوروي آنها را در اردوگاههاي خود تجميع و نگهداري ميکرد. اين کتاب همچنين، از وراي روايت زندان و اردوگاه، تصويري از اختناق و وحشت و حکومت پليسي حاکم بر شوروي ارائه ميدهد.
کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»، چنانکه در مقدمهاي که اَن اپلبام در سال 2007 براي اين کتاب نوشته و در ابتداي ترجم? فارسي احسان سنايي اردکاني از جلدهاي اول و دوم آن هم آمده است، نهفقط وصفِ تاريخ، که خود تاريخ است. اپلبام در اين مقدمه همچنين مينويسد: «به لطف عنايت وسواسگونهي سولژنيتسين به جزئيات و استعدادهاي ادبي و جدليِ او، مجمعالجزاير گولاگ به خلق همين جهاني که ما امروزه در آن زيست ميکنيم هم کمک کرده – جهاني که در آن کمونيسمِ شوروي ديگر آرمان سياسيِ هيچکس نيست.»
کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» اولين بار در سال 1973 به زبان روسي در فرانسه و در سه مجلد منتشر شد و ديري نگذشت که نسخههايي از آن بهصورت مخفيانه و زيرزميني در روسي? شوروي دستبهدست گشت و يواشکي خوانده شد. اين کتاب همچنين در سال 1974، يعني کمي بعد از انتشارش به زبان روسي، به انگليسي ترجمه شد.
مروري بر جلد دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»
همانطور که اَن اپلبام در مقدمهاش بر کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» توضيح ميدهد، سولژنيتسين در اين کتابِ سهجلدي، که آميزهاي از قصه و مستندنگاري و ناداستان است، «جوي از وحشت هميشگي؛ وسوسهي دائم به خيانت؛ وفور پليس مخفي؛ وارونگي ارزشهاي "متعارف"؛ قساوت گستردهي حاکم بر فرهنگ گولاگ و همينطور بر کليت اتحاد شوروي» را ترسيم ميکند.
سولژنيتسين در کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» از تجرب? زيست مشقتبار و پر از ترس و وحشت در اردوگاههايي مينويسد که در شوروي توسط نهادي به نام «گولاگ» اداره ميشدند. او اگرچه در بخشي از کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» از مشاهدات تجربههاي مستقيم خودش مايه ميگيرد اما به اين بسنده نميکند و از نامههاي بازماندگان اردوگاهها و خاطرات آنها و ديگر اسنادي که در زمان نگارش کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» به آنها دسترسي داشته هم کمک ميگيرد و اينها همه را با ذوق و مهارت ادبياش ميآميزد تا عمق وحشت و خشونت نظام کمونيستي را هرچه اثرگذارتر به تصوير بکشد.
در دوراني که سولژنيتسين کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» را نوشت و منتشر کرد هنوز کمتر کسي از اردوگاههاي کار اجباري، تصفيههاي استاليني و آنچه در درون کشورهاي کمونيستي ميگذشت باخبر بود و سولژنيتسين يکي از نخستين کساني بود که به نگارش تاريخ گولاگ و تاريخ عصر وحشت در روسي? کمونيستي دست زد و وحشت کمونيسم را به تصوير کشيد.
در جلد دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» سفر خود بههمراه سولژنيتسين را در روسي? کمونيستي و مجمعالجزاير مخوف گولاگ، که زاد? حکومت کمونيستي بود، ادامه ميدهيم و تبعيدگاهها و زندانها و اردوگاههاي هولناک شوروي و نظام و سازوکار حاکم بر گولاگ را، که تجسم و نمودي از نظام شوروي بود، بيش از پيش ميشناسيم.
سولژنيتسين در جلد دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»، ضمن پرده برداشتن از جوانب گوناگون زندگي مشقتبار در اردوگاههاي کار اجباري و ارائ? تصويري از شرايط وحشيان? حاکم بر گولاگ و شيو? برخورد با زندانيان اردوگاهها و روايت نگرانيها و ترسها و شکنجههايي که زندانيانِ گولاگ متحمل ميشدند، از تاريخچ? اردوگاههاي تجميع در شوروي سخن ميگويد و از اين حقيقت که خشت اول گولاگ نه در زمان استالين که پيش از آن و از همان آغاز انقلاب اکتبر 1917 و در دور? لنين در شوروي گذاشته شد. در اين باره در جلد دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» چنين ميخوانيم: «طبق آموزههاي مارکس و انگلس، مگر نبايد ماشين سرکوب بورژوازي در هم شکسته ميشد و بلافاصله يکي جديدش برپا ميشد؟ ماشينآلات سرکوب هم از جمله عبارت بودند از: ارتش (تعجبي ندارد که ارتش سرخ در ابتداي 1918 تشکيل شد)، پليس (بسيج شبهنظامي حتي زودتر از ارتش تشکيل شد)، دادگاهها (از 22 نوامبر 1917) و زندانها. به مجرد برپايي ديکتاتوري پرولتاريا چطور ميشد دست روي دست گذاشت و تراز تازهاي از زندان را هم برپا نکرد؟
به عبارت ديگر، در خصوص زندانها، خواه زندانهاي قديم خواه جديد، تعلل جايز نبود. در اولين ماههاي پس از انقلاب اکتبر، لنين عملاً خواستار "قاطعانهترين و سختگيرانهترين تدابير در راستاي تشديد انضباط" شده بود. و مگر ميشود تدابير سختگيرانه را بيزندان برقرار کرد؟
در اينجا چه کمکي از دست حکومت نوپاي پرولتاريا ساخته بود؟ لنين تلويحاً دم از مسيرهاي تازه ميزد. او در دسامبر 1917 مجموعهمجازاتهايي را مدنظر داشت از اين قرار: "مصادرهي کل اموال... حبس در زندان، اعزام به جبهه و کار اجباري براي هرکه از قانون موجود تخطي کند." پس ميبينيم که ايدهي اصلي مجمعالجزاير – يعني بيگاري – در همان اولين ماههاي بعد از انقلاب اکتبر مطرح شد.»
جلد دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» شامل بخشهاي سوم و چهارم اين کتاب سهجلدي است.
بخش سوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»، با عنوان «اردوگاههاي کار تعذيبي»، از بيستودو فصل تشکيل شده که عبارتند از: «سرانگشتان آئورورا»، «مجمعالجزاير از دريا برميجوشد»، «مجمعالجزاير متاستاز ميکند»، «مجمعالجزاير پا سفت ميکند»، «زمينِ زير پاي مجمعالجزاير»، «"فاشيستا رو آوردن!"»، «سبک زندگي و آداب و رسوم اهل جزاير»، «زنان اردوگاه»، «خوشرفتارها»، «بهجاي سياسيها»، «جماعت مخلص»، «تق تق تق...»، «پوست دومات را هم تحويل بده!»، «تغيير دادن سرنوشت!»، «تنبيهات»، «عناصر دوست و برادر»، «بيجهها»، «الهههاي الهام گولاگ»، «زکها به مثابهي يک ملت»، «وظايف سگي»، «پيرا اُردوگاه» و «داريم ميسازيم».
بخش چهارم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» هم، با عنوان «روح و سيم خاردار»، شامل چهار فصل است به نامهاي: «عروج»، «يا فساد؟»، «آزادي نيمبند ما» و «چند ماجراي جداگانه».
دربار? الکساندر سولژنيتسين، نويسند? کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»
الکساندر ايزايويچ سولژنيتسين (????????? ??????? ??????????)، متولد 1918 و درگذشته به سال 2008، داستاننويس، جُستارنويس و مورخ روسي و برند? جايز? نوبل ادبيات سال 1970 بود.
سولژنيتيسن از مخالفان مشهور و برجست? نظام شوروي بود. او، که بهصراحت از کمونيسم و نظام شوروي انتقاد ميکرد، در افزايش آگاهي جهاني از سرکوب سياسي در شوروي، بهويژه آگاهسازي جامع? جهاني به سيستم گولاگ، سهم عمده و مهمي داشت.
از آثار الکساندر سولژنيتيسن ميتوان به کتابهاي «بخش سرطان» و «يک روز از زندگي ايوان دنيسوويچ» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي جلد دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»
جلد دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ»، همچون جلد اول اين کتاب، با ترجم? احسان سنايي اردکاني در نشر مرکز منتشر شده است. اين ترجمه براساس ترجم? انگليسي کتاب انجام شده است.
احسان سنايي اردکاني، متولد 1368، مترجم ايراني است. از ديگر ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «آهنگ افلاک: سفري در فضا و زمان»، «ويتگنشتاين در تبعيد» و «جهانبينيها: درآمدي بر تاريخ و فلسف? علم» اشاره کرد.
گفتنيست که بخشهاي اول و دوم کتاب «مجمعالجزاير گولاگ» سالها پيش با ترجم? عبدالله توکل توسط انتشارات سروش به فارسي منتشر شده بود.