زنان در روزگارشان - تاریخ فمینیسم در غرب
In Their Time
مارلین لگیت
نیلوفر مهدیان
نشر نی
دسته بندی: زنان
| کد آیتم: |
153408 |
| بارکد: |
9789641851851 |
| سال انتشار: |
1395 |
| نوبت چاپ: |
11 |
| تعداد صفحات: |
606 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
وزیری |
کتاب «زنان در روزگارشان» نوشت? مارلين لِگيت
پژوهشي مفصل در تاريخ فمينيسم و ريشهها و سرچشمههاي جنبشهاي فمينيستي غرب. کتاب «زنان در روزگارشان: تاريخ فمينيسم در غرب»، با عنوان اصلي In Their Time: A History of Feminism in Western Society، کتابي است که در آن فمينيسم در چشماندازي تاريخي مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است.
مارلين لِگيت در کتاب «زنان در روزگارشان»، در جستجوي ريشههاي تاريخي فمينيسم در غرب، به سرآغاز مسيحيت رفته و پيشينههاي فمينيسم را از آن دوران تا شروع موج اول فمينيسم مورد کندوکاو قرار داده و آنگاه به جنبشهاي فمينيستي در عصر مدرن پرداخته است.
کتاب «زنان در روزگارشان» پژوهشي جامع و چندوجهي و کتابي کارآمد براي شناخت فمينيسم و ريشههاي تاريخي آن و پژوهش و مطالعه در زمين? تاريخ فمينيسم است. اين کتاب، هم کساني را بهطور تخصصي در زمين? مطالعات فرهنگي و اجتماعي و بهويژه در زمين? فمينيسم پژوهش ميکنند به کار ميآيد و هم غيرمتخصصان علاقمند به مطالعه دربار? فمينيسم را.
متن اصلي کتاب «زنان در روزگارشان» اولين بار در سال 2001 منتشر شده است.
مروري بر کتاب «زنان در روزگارشان»
مارلين لگيت در کتاب «زنان در روزگارشان» تاريخ فمينيسم را از جنبهها و وجوه گوناگون فرهنگي و تاريخي و اجتماعي و سياسي مورد بررسي قرار ميدهد.
در کتاب «زنان در روزگارشان» پيشينههاي فمينيسم در دورههايي از تاريخ که هنوز جنبشهاي فمينيستي رسماً در غرب اعلام حضور نکرده بودهاند مورد بررسي قرار گرفته و سپس موجهاي اول و دوم فمينيسم و زمينههاي پيدايش اين دو موج توضيح داده شده است.
مارلين لگيت در کتاب «زنان در روزگارشان» مسائل و جايگاه و موقعيت زنان را در طول تاريخ و در زمينهاي فرهنگي و تاريخي و اجتماعي و سياسي مرور و بررسي ميکند و اينگونه تاريخي چندوجهي از جايگاه و موقعيت و مسائل زنان در طول تاريخ غرب ارائه ميدهد و تحولاتي را ترسيم ميکند که بهتدريج در نگاه به زن و شيو? طرح مطالبات زنان و نوع حضور زنان در عرصههاي گوناگون جامعه در غرب پديد آمد.
در کتاب «زنان در روزگارشان» با مارلين ليگت از آغاز مسيحيت تا قرون وسطي و سپس دور? روشنگري و رنسانس همسفر ميشويم و به عصر مدرن ميآييم و اين دورههاي تاريخي را، از منظر زنان و مسائل آنها و نحو? حضورشان در جامعه و مواجه? فرهنگ و جامع? مردسالار با آنها، از نظر ميگذرانيم.
کتاب «زنان در روزگارشان» از ده فصل و يک بخش نتيجهگيري تشکيل شده است. فصلهاي دهگان? کتاب «زنان در روزگارشان» عبارتند از: «فمينيسم و مردسالاري: مقدمه»، «از عيسي مسيح تا ژاندارک»، «تأثير رنسانس: زنان، تحصيل، و هنرهاي خلاق»، «دين، سياست، و ادبيات در دوران آغازين اروپاي مدرن»، «انقلاب در فلسفه و سياست»، «راديکالها و اصلاحگران»، «آغاز موج اول فمينيسم»، «مسائل موج اول فمينيسم»، «دوران جنگ و فمينيسم بين دو جنگ جهاني» و «ريشههاي موج دوم».
در بخشي از کتاب «زنان در روزگارشان» ميخوانيد: «هرچند فمينيسم غربي قطعاً بر تجربههاي زنان نسبتاً ممتاز متمرکز شده، بهنظر من خيلي سادهانديشي است اگر بخواهيم آن را بهلحاظ تاريخي جنبشي صرفاً متعلق به طبق? متوسط بدانيم. اين درست است که بيشتر فعالان نسبتاً مرفه بودند. درواقع، غالباً آگاهي از امتيازهاي مردان خويشاوندشان – براي مثال، امکانات تحصيلياي که براي برادرانشان موجود بود و براي آنان نبود – حس بيعدالتي جنسيتي را در آنان برميانگيخت. درهمينحال، وابستگي اقتصادي خودشان آنان را آسيبپذير ميساخت. بسياري از آنها خط ظريفي را که ميان طبقات متوسط و طبقات پايين و حتي فقر يا تهيدستي کشيده شده بود شخصاً تجربه ميکردند.
در برخي کشورها، مانند ايالات متحده و انگلستان، اعضاي تشکيلدهند? جنبشهاي فمينيستي نسبتاً ناهمگون بودند. بااينحال، اين نيز صحيح است که زناني که از تفاوتهاي طبقاتي بيشتر آگاه بودند معمولاً نميخواستند خود را فمينيست بنامند. اين گرايش حتي هنگامي که آگاهانه در مقابل سرکوب جنسيتي مبارزه ميکردند ديده ميشد. اين زنان خود را سوسياليست ميدانستند و غالباً فمينيستها را بزرگترين دشمنان خود قلمداد ميکردند، زيرا بهنظرشان فمينيسم مبارزات طبقاتي کارگران در مقابل سرمايهداري را بياهميت ميشمرد. آيا اين زنان را نيز بايد در تاريخ فمينيسم وارد کرد؟ زنان کارگري را که براي بهبود وضعيت مادي خود و خانوادهشان جنگيدند چطور؟ محروميت آنها از تحصيلات بالا و مالکيت براي آنان جاي اعتراضي عليه قوانين ناعادلان? مالکيت يا موانع بر سر تخصصهاي حرفهاي، که هر دو از دغدغههاي سنتي فمينيستي بود، باقي نميگذاشت؛ اما آنها نيز حول مسائل اقتصادي به سازماندهي پرداختند. آيا بايد زنان فرانسوياي را که در قرن هفدهم به مأموران مالياتي حمله بردند و آنها را لتوپار کردند فمينيست بهحساب آورد؟ زنان خانهدار و کارگران نساجيِ ساکن بارسلونا را که در سال 1918 عليه گراني تظاهرات کردند چطور؟ يا زنان افريقاييتبار امريکايي و کانادايي را که به اجتماعات خود خدمات ميدادند؟ يا زنان يهودي ساکن تورنتو را که در زمان رکود بزرگ اقتصادي گوشتهاي حلال را به علت گراني تحريم کردند؟ همانطور که ديگران نيز اشاره کردهاند، فمينيسم ميتواند بهصورت "شکل پنهاني از اقدام تخريبي براي حمايت از خانوادهها و جمعهاي محلي، بهجاي تضعيفکردنشان" نمايان شود. پس آيا ميتوان تاريخ فمينيسم را صرفاً تاريخ فعاليتهاي سياسي زنان در طول تاريخ شمرد؟»
دربار? مارلين لِگيت، نويسند? کتاب «زنان در روزگارشان»
مارلين لِگيت (Marlene LeGates) پژوهشگر تاريخ زنان و فمينيسم و مدرس کالج کاپيلانو در ونکوور، بريتيش کلمبيا است. لگيت داراي دکتراي تاريخ از دانشگاه ييل است. از او مقالات فراواني در زمين? تاريخ زنان و فمينيسم منتشر شده است. مارلين لِگيت، بهجز کتاب «زنان در روزگارشان»، کتابي نيز با عنوان «ساخت امواج: تاريخچ? فمينيسم در جامع? غربي» دربار? تاريخ فمينيسم نوشته است.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «زنان در روزگارشان»
کتاب «زنان در روزگارشان: تاريخ فمينيسم در غرب» با ترجم? نيلوفر مهديان در نشر ني منتشر شده است. نيلوفر مهديان، متولد 1352 در تهران، مترجم ايراني است. از ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «دختر ماه» و «همچون ستارگان» اشاره کرد.