کتاب | علوم انسانی | ادبیات | ادبیات آمریکا | بیلی باتگیت
بیلی باتگیت شابک: 9789644310782 456 صفحه 535 گرم قطع: رقعی نوع جلد: شوميز تیراژ: 1100 بیلی باتگیت ای. ال. دکتروف نجف دریابندری علوم انسانی ادبیات ادبیات آمریکا

1,645,000 ریال 2,350,000 ریال

ناشر: کارنامه

چاپ چهارم

کتاب «بیلی باتگیت» اثر ای. ال. دکتروف
رمانی پست‌مدرن که شیوه‌ای بدیع از داستان‌نویسی دارد و در آن از شیوه‌های کلاسیک داستان‌نویسی تا تکنیک‌های مدرن به کار رفته است. رمان «بیلی باتگیت» از آثار مهم و باارزش دکتروف به شمار می‌رود که هم مورد توجه خوانندگان عادی بوده و هم منتقدان به آن توجهی ویژه داشته‌اند.
کتاب «بیلی باتگیت» هفتمین رمان دکتروف است که در سال 1989 منتشر شد و او برای این رمان نیز جایزه‌ای دریافت کرد.
رمان «بیلی باتگیت» نیز همچون دیگر شاهکار دکتروف یعنی «رگتایم» مورد اقتباس سینمایی قرار گرفته و رابرت بنتون بر اساس آن فیلمی ساخته است. همچنین این رمان در تئاتر هم مورد اقتباس قرار گرفته است.
نجف دریابندری که با ترجمه رمان «رگتایم»، دکتروف را به خوانندگان فارسی زبان معرفی کرده بود، با ترجمه «بیلی باتگیت» اثر مهم دیگری از ادبیات امریکایی را به دست ما رسانده است.

مروری بر کتاب «بیلی باتگیت»
کتاب «بیلی باتگیت» از جمله رمان‌هایی است که دکتروف را به خاطر آن نویسنده‌ای پست‌مدرن نامیده‌اند. دکتروف در رمان «بیلی باتگیت» از سبک و نثری بسیار قابل توجه بهره گرفته است.
آن‌طور که نجف دریابندری در مقدمه‌ ترجمه‌اش از کتاب «بیلی باتگیت» توضیح داده، این رمانی پست‌مدرن است چرا که در آن از یک‌سو بازگشتی رندانه و شوخی‌آمیز به شیوه‌های کلاسیک داستان‌نویسی و نویسنده‌ای چون مارک تواین دیده می‌شود و از سوی دیگر رد زبان نویسنده‌ای مثل فاکنر نیز در اثر وجود دارد و و در وجهی دیگر «بیلی باتگیت» یادآور رمان‌های گانگستری هم هست.
علاوه بر این، دکتروف در رمان «بیلی باتگیت» شیوه داستان‌نویسی جریان سیال ذهن را هم به نوعی دست انداخته است.
اگرچه این ویژگی‌های رمان «بیلی باتگیت» آن را به اثری حایز اهمیت بدل کرده اما با این‌حال «بیلی باتگیت» را می‌توان صرفا به عنوان اثری سرگرم‌کنننده و بدون توجه به نسبتش با ادبیات گذشته خواند اما همان‌طور که دریابندری نیز در مقدمه‌ این اثر نوشته، «اگر بخواهیم آن را به عنوان یک اثر ادبی به جا بیاوریم و به اصطلاح نظریه‌پردازان پست‌مدرنیسم به جنبه‌های دو وجهی یا چند وجهی آن توجه کنیم، باید تصوری، هرچند به اجمال و تا آنجا که به خواننده این رمان کمک می‌کند، از خاستگاه ادبی آن به دست بیاوریم.» مقدمه خود دریابندری به این دریافت ما کمک شایانی می‌کند.
شخصیت اصلی رمان «بیلی باتگیت» نوجوانی پانزده ساله با نام بیلی است و ما در این رمان سیر تغییر و تحولات او را از دوران کودکی و نوجوانی تا بزرگسالی می‌بینیم. او شخصیتی است زنده و جاندار با سرنوشتی عجیب.
دکتروف را به طور کلی می‌توان راوی یا نویسنده تاریخ غیررسمی امریکا دانست. او در آثارش نقاطی نادیده گرفته شده از گذشته و تاریخ امریکا را احضار می‌کند و بار دیگر به واکاوی گذشته و وضعیت کنونی می‌پردازد. در رمان «بیلی باتگیت» او محله‌ای فرودست در نیویورک را مکان رویدادهای داستانش قرار داده است. در ماجراهای این رمان خبری از نگاه کلیشه‌ای به این محله‌ها و آدم‌هایش وجود ندارد و به جای آن تلاش و فراتر از آن نزاعی برای به چنگ آوردن خواسته‌ها و آرزوها دیده می‌شود.
همان‌طور که گفته شد نثر دکتروف در رمان «بیلی باتگیت» یکی از ویژگی‌های قابل توجه این کتاب است و از اقبال خوانندگان فارسی زبان است که مترجمی چون نجف دریابندری این کتاب را به فارسی برگردانده است. کتاب «بیلی باتگیت» به روایت اول شخص نوشته شده و دریابندری لحن و زبان راوی را در ترجمه‌اش حفظ کرده است و این ویژگی در همان آغاز اثر هم پیداست: «حتی نقشه‌اش را کشیده بود چون وقتی با ماشین وارد بارانداز شدیم کشتی حاضر بود، موتورش هم کار می‌کرد و آبِ شبتاب را تو رودخانه می‌چرخاند، که غیر از آن هیچ نوری نبود چون ماه نبود، چراغ برق هم تو اتاقکی که رئیس بارانداز بایست نشسته باشد روشن نبود، تو خودِ کشتی هم نبود، چراغ‌های ماشین ما هم البته روشن نبود، اما هرکسی جای هر چیزی را می‌دانست. وقتی هم آن ماشین پاکار گنده رفت رو سرازیری اسکله میکیِ راننده طوری با ترمز می‌راند که تخته‌ها جنب نمی‌خوردند، وقتی هم جلو ورودی کشتی نگه داشت درهای ماشین باز شده بود و بو و دختره را همچین هل دادند بالا که تو آن تاریکی سایه‌شان هم هیچ‌جا نیفتاد. هیچ مقاومتی هم نکردند، من فقط سیاهی یک آدمیزاد به چشمم خورد، همین، تنها چیزی هم که شنیدم شاید صدایی بود که آدم وحشت‌زده از خودش درمی‌آورد، آن هم وقتی که دست یک آدم دیگری غیر از خودش روی دهنش باشد.»

درباره ای. ال. دکتروف نویسنده کتاب «بیلی باتگیت»
ادگار لورنس دکتروف، نویسنده سرشناس امریکایی، در ششم ژانویه سال 1931 در محله برانکس نیویورک و در خانواده‌ای با اجداد روس متولد شد. البته دکتروف در امریکا داکترو تلفظ می‌شود اما نجف دریابندری نام او را به صورت دکتروف نوشت و او در ایران همین‌گونه مشهور شد. دریابندری البته درباره تلفظ نام او نوشته بود که داکترو ضبط آلمانی یا لهستانی نام اسلاوی دکتروف (یعنی پزشک‌زاده) است و نظایر آن را ما غالبا در فارسی با پسوند اوف ضبط کرده‌ایم و دریابندری هم به همین دلیل نام نویسنده را به صورت دکتروف ضبط کرد. دکتروف پس از تحصیلات متوسطه به دانشگاه اوهایو رفت تا تئاتر و فلسفه بخواند. او پس از آن وارد ارتش شد و در دوران اشغال آلمان پس از جنگ جهانی دوم، در سال 1954 در آلمان خدمت کرد. دکتروف پس از چندی ارتش را ترک کرد و در یک کمپانی تلویزیونی مشغول به کار شد. اولین رمان دکتروف با عنوان «به هاردتایمز خوش آمدید» در سال 1969 منتشر شد. او از همین سال تمام وقتش را صرف نوشتن کرد و در سال 1971 با انتشار رمان «کتاب دانیال» به شهرت رسید. اما شهرت اصلی دکتروف با رمان بعدی دکتروف یعنی با «رگتایم» از راه رسید. «رگتایم» را می‌توان نقطه عطف نویسندگی دکتروف دانست. دکتروف در رمان‌هایش از نگاهی انتقادی به جامعه و تاریخ امریکا توجه کرده است. او همچنین توجهی ویژه نیز به فرودستان و طبقه کارگر امریکا داشته است. دکتروف در سال‌های حیاتش موفق به کسب جوایز معتبری چون پولیتزر، جایزه پن فاکنر و جایزه منتقدان کتاب شده بود. دکتروف در سال 2015 به دلیل بیماری درگذشت. «رگتایم»، «بیلی باتگیت»، «پیش‌روی»، «آب کردن» و «هومر و لنگلی» برخی از آثار دکتروف به شمار می‌روند.

درباره ترجمه کتاب «بیلی باتگیت»
کتاب «بیلی باتگیت» با ترجمه نجف دریابندری در نشر کارنامه منتشر شده است.
نجف دریابندری، مترجم برجسته ایرانی است که در سال 1309 در آبادان متولد شد. گرچه دریابندری به عنوان نویسنده هم آثاری منتشر کرده اما آنچه نام او را در فرهنگ و ادبیات ایران ماندگار کرده ترجمه‌های ارزنده‌اش از آثار ادبی و فلسفی است. دریابندری خیلی زود به سراغ نوشتن و ترجمه کردن رفت و نخستین کارهایش در روزنامه‌های آبادان منتشر می‌شد. دریابندری تحصیلات منظمی نداشت و تحصیلاتش را پیش از دیپلم رها کرد اما با تلاشی پیگیرانه به آموختن زبان انگلیسی پرداخت. دریابندی بعد از آنکه در شرکت نفت استخدام شد به خاطر آشنایی با زبان انگلیسی به اداره کشتیرانی منتقل شد. دریابندی به نسلی از روشنفکران ایرانی تعلق داشت که دوره بالندگی‌شان همراه با سال‌های اوج فعالیت حزب توده ایران بود و او نیز در سن بیست سالگی به این حزب پیوست. حضور او در حزب توده ایران و همچنین شرکت در اعتصابات کارگران شرکت نفت به بازداشت او در سال 1333 منجر شد. او ابتدا حکم اعدام گرفت اما با تخفیف محکومیت چهار سال را در زندان گذراند. دوران زندان برای دریابندی فرصتی مغتنم برای مطالعه و ترجمه بود و برخی از آثار ارزنده او حاصل کار او در زندان است. دریابندری به عنوان مترجم و سرویراستار با موسسه فرانکلین هم همکاری داشت و فعالیت‌های او در آنجا نیز بسیار پربار بود. دریابندری که از اعضای برجسته کانون نویسندگان ایران هم بود سرانجام در 15 اردیبهشت 1399 درگذشت. دریابندری به خاطر ترجمه‌هاش از ادبیات امریکا جایزه تورنتون وایلدر را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرده بود. «گور به گور»، «بیلی باتگیت»، «رگتایم»، «متفکران روس»، «پیرمرد و دریا»، «یک گل سرخ برای امیلی» و «بازمانده روز» عناوین برخی از ترجمه‌های دریابندری هستند.

ادامه keyboard_arrow_down