موزهی پایین شهر و تماشاچیانش
آرش حیدری ، میلاد محبی ، سارا فرهپور
برج
دسته بندی: سینما-و-تئاتر
| کد آیتم: |
1992764 |
| بارکد: |
9786225696624 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
168 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» بهقلم جمعي از نويسندگان
پژوهشي انتقادي در بازتاب سيماي فقرا و حاشيهنشينان در سينما و رسانههاي ايران. کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش»، نوشت? آرش حيدري، ميلاد محبي و سارا فرهپور، کتابي است که در آن با رويکردي انتقادي به شيو? انعکاس تصوير تهيدستان و مردم حاشيهنشين در فيلمهاي ايراني و رسانهها، از ده? 1390 خورشيدي به اينسو، پرداخته شده است.
نويسندگان کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» در اين کتاب در پي نمايش و تحليل روايتي هستند که فرادستان در رسانهها و فيلمهاي ايراني ده? 90 خورشيدي به اينطرف از فرودستان ارائه دادهاند.
در کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» سخن از اين است که پايينشهر و زندگي تهيدستان به موزهاي براي تماشاي فرادستان و ابزاري براي تحکيم قدرت و جايگاه آنها تبديل شده و انعکاس سيماي تهيدستان در سينما و رسانهها هيچ کمکي به حل جدي مسئل? فقر نکرده است.
مروري بر کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش»
آنچه در کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» بر آن تمرکز شده است چگونگي تصوير و گزارش فقر در سينما و رسانههاي ايران در دهههاي اخير است. نويسندگان اين کتاب بر اين عقيدهاند که آنچه از ده? 90 خورشيدي به اينسو از فقرا و مردم پايينشهر در رسانهها و فيلمهاي ايراني ترسيم شده در راستاي بازتوليد گفتمان فرادستان بوده و تغييري بنيادين در اين گفتمان پديد نياورده و آن را بهسود فرودستان متحول نکرده است.
در کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» همچنين اين ديدگاه مطرح است که فرودستان خود نيز بهنحوي در گفتمان فرادستان از خودشان حل شده و به بازتوليد آن کمک کردهاند و فيلمهاي ايراني و گزارشهاي رسانهها دربار? فقر در ايران عملاً کارکردي جز تثبيت منافع فرادستان نداشته و به چارهانديشي جدي براي حل معضل تهيدستان نينجاميده است.
کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» به رابط? ميان روايت و قدرت ميپردازد و به بازتاب فرودستان در سينما و رسانههاي ايران در دهههاي اخير از اين منظر مينگرد تا نشان دهد گفتمان مسلط چگونه بر روايت داستان تهيدستان و مردم پايينشهر تأثير گذاشته و آنچه در سينما و رسانهها از فقرا ترسيم شده چقدر با منافع نظم مسلط همسو بوده و روايت مسلط را بازتوليد کرده است.
در کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» با ارجاعات مختلفي به گزارشهاي رسانههاي ايران از فقر و نيز فيلمهاي ايراني ده? 90 خورشيدي دربار? فقر مواجهيم. بهاعتقاد نويسندگان اين کتاب با تمرکز بر فرم انعکاس فقر در رسانهها و فيلمها و نه خود محتواي فقر در آنهاست که ميتوان رد و نشان گفتمان مسلط را در روايتهايي که رسانهها و سينماي ايران از فقر بهدست دادهاند پيدا کرد و نشان داد که نتيج? اين روايتها بهسود فرادستان است و کمکي به حل بنيادين مشکل فرودستان نکرده است.
کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» همچنين از سازوکاري سخن ميگويد که، بهاعتقاد نويسندگان کتاب، منجر به تبديلشدن پايينشهر به موزهاي براي تماشا ميشود. نويسندگان ريش? اين پديده را در جداسازي پايينشهريها و بالاشهريها در فضاي شهري ميدانند و در اينکه اين جداسازي باعث شده است که پاييننشينان و بالانشينان با يکديگر روبهرو نشوند و پايينشهر چنان از زندگي بالاشهريها منفک شود که آنها صرفاً از دور به آن بنگرند و با آن مواجههاي موزهاي و توريستي داشته باشند.
فيلمهاي «ابد و يک روز» و «برادران ليلا»، هردو بهکارگرداني سعيد روستايي، از جمله آثار سينمايي هستند که در نقد شيو? انعکاس فرودستان در سينما در کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» با رويکردي انتقادي به آنها پرداخته شده است.
کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» از پنج فصل تشکيل شده است.
فصلهاي پنجگان? کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» عبارتند از: «فقر تجربه و بحران در قصهگويي»، «به سکوت واداشتن فرودست»، «قصهپردازيهاي ژورناليستي»، «فرودستان اقتصادي در سينماي دههي 1390» و «نمايش سياهي: نقد، کالا يا پروپاگاندا؟».
در بخشي از کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» ميخوانيد: «ديدن شهر از پشت شيشههاي ماشين پديدهي رايجي در زندگي روزمرهي طبقات بالاتر و اجتماعات هنري و انديشهاي متصل به آن است. از آنجا که بخش بزرگي از ميدان هنر و انديشه نسبت وثيقي با خاستگاه طبقاتي حاملانش دارد، سبک زندگي حاملان اين جايگاه اجتماعي اثري عميق بر بازنمايي تصوير و تصور شهر دارد. انسانِ سوارهي بالانشين شهر را چگونه ميبيند و با آمدن اسم پايينشهر چه تصوري در ذهن خواهد داشت؟ اين يک پرسش بسيار اساسي در فهم منطق بازنمايي در آثار هنري و خاصه سينماست. پيش از هر چيز بايد به اين نکته اشاره کرد که در اينجا اصلاً اهميتي ندارد که نويسنده و کارگردان يا بازيگر و... گذشتهي فقير خود را پيش بکشند و بگويند که "ما خودمان از پايين ميآييم و تصويري که ساختهايم مطابق با واقعيت است"، مسئله اصلاً اين نيست. مسئله اينجاست که چه قصهاي، چگونه و طي چه فرايندي تبديل به قصهي غالب طبقات تهيدست ميشود، بهطوريکه حتي خود تهيدستان (طبق همان منطق هيستريکشدن که پيشتر از آن سخن گفتيم) محکوم ميشوند که براي جلب توجه لايههاي اجتماعي بالاتر، در خط سيري روايي خود را به بيان درآورند که مطلوب سازوکارهاي ذهني ما باشد. از اين حيث، چندان مهم نيست که فلان بازيگر يا فلان سينماگر و فلان نويسنده خودش متعلق به چه جايگاه اجتماعي بوده است. مسئله اين است که قصهاي که گفته ميشود و تصويري که ساخته ميشود قرار است در خدمت چه نظم بازنمايي قرار گيرد و چه کارکردهايي دارد.»
کتاب «موزهي پايينشهر و تماشاچيانش» در نشر برج منتشر شده است.