کتاب | علوم انسانی | ادبیات | ادبیات آمریکا | هیچ گاه با همه ی وجودت اینجا نبودی
هیچ گاه با همه ی وجودت اینجا نبودی شابک: 9786229868362 152 صفحه 130 گرم قطع: جيبی نوع جلد: شوميز تیراژ: 500 وجودت اینجا نبودی جاناتان ایمز شاهین نعمتی علوم انسانی ادبیات ادبیات آمریکا

1,275,000 ریال 1,700,000 ریال

ناشر: کتاب کنج

چاپ یکم

کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» نوشتۀ جاناتان اِیمز
یک داستان بلند و یک رمان کوتاهِ نوآرِ امریکایی. کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» کتابی شامل ترجمۀ دو داستان از جاناتان اِیمز، نویسندۀ معاصر امریکایی، است.
دو داستان کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی»، به نام‌های «کلافه» و «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی»، که اولی داستانی بلند و دومی رمانی کوتاه است، هردو داستان‌هایی نوآر، مهیج، معمایی و حادثه‌ای هستند که از تنهایی، ناامنی، نومیدی و خشونت سخن می‌گویند و تصویرگرِ جامعه‌ای فاسد و تباه و غرق در جرم و جنایت هستند.
جاناتان ایمز در دو داستانی که از او در کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» ترجمه و منتشر شده‌اند با روایتی که رگه‌ای از طنزی تلخ در آن هست ما را با خود به قعر سیاهی و تباهی و خشونت و تاریکی و فساد می‌برد و بر تاریک‌جاهای پشت روشنایی‌های شهر نور می‌تاباند.

مروری بر کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی»
اولین داستانی که ترجمۀ آن را در کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» می‌خوانید داستانی بلند به نام «کلافه» است؛ داستانی نوآر که در آن نوعی ادای دِینِ بازیگوشانه و نقیضه‌گون به داستان‌های نوآر کلاسیک امریکایی و آثار نویسندگان مطرح این ژانر، نظیر دشیل هَمِت و ریموند چندلر، به چشم می‌خورد.
راوی و شخصیت اصلی داستان «کلافه» از کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» نویسنده‌ای تنها و منزوی و هم‌نامِ نویسندۀ داستان، جاناتان ایمز، است. او زمانی معتاد به الکل بوده و علاقه‌اش خواندن داستان‌های جنایی و کارآگاهی از نویسندگانی چون دشیل همت، ریموند چندلر، دیوید گودیس و جیم تامپسن و بازی تخته‌نرد اینترنتی است. او یک‌روز، خسته از زندگی یکنواخت و بی‌ماجرای خود و متأثر از داستان‌هایی که می‌خواند، تصمیم می‌گیرد در جلد یک کارآگاه خصوصی فروبرود و به همین منظور یک آگهی در سایت نیازمندی‌ها می‌گذارد و در آن خودش را کارآگاه خصوصی با تخصص در زمینۀ گمشده‌ها و مشکلات درون خانوادگی معرفی می‌کند.
اگرچه راوی داستان «کلافه» خودش آگهی‌اش را جدی نگرفته اما دختری این آگهی را جدی می‌گیرد و به راوی زنگ می‌زند و این آغاز دردسر و ماجراست. نام دختر ریچل است. او از فیلادلفیا به نیویورک آمده که با خواهرِ دانشجویش، لیزا، به تماشای نمایش «دیو و دلبر» بروند. لیزا اما تلفنش را جواب نمی‌دهد و پیداش نیست. او دوست‌پسری دارد که عضو یک گروه راک و متصدی بار و مشکوک به اعتیاد به مواد مخدر است و در قضیۀ گم‌شدنِ لیزا مظنون اصلی است. ریچل نمی‌خواهد قضیۀ گم‌شدن خواهرش را به خانواده‌اش و به پلیس اطلاع بدهد و ترجیح می‌دهد قضیه بی‌سروصدا حل شود چون فکر می‌کند چیز مهمی نباشد. البته در ادامۀ داستان «کلافه» از کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» می‌بینیم که قضیه به این سادگی‌ها نیست و پای کارآگاه آماتور داستان، که با تیپ فیلیپ مارلو، کارآگاه مخلوق ریموند چندلر، سرِ قرار رفته به یک ماجراجویی واقعی باز می‌شود و قصه‌هایی که خوانده رنگ واقعیت به خود می‌گیرند. اما چه بر سرِ لیزا آمده است؟ این را با خواندن کامل داستان بلند «کلافه» از کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» درخواهید یافت؛ داستانی که آمیزه‌ای از خشونت و ماجرا و هیجان و معما و زدوخورد و طنز سیاه است.
داستان دوم کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی»، که عنوان کتاب هم از آن گرفته شده، یک رمان کوتاه تریلر و معمایی نوآر است. شخصیت اصلی این داستان مردی به نام جو است که کارش مزدوری و گشودن گره از مشکلاتی است که باید از راه‌های غیررسمی و غیرقانونی و بدون رجوع به پلیس و قانون حل‌وفصل شوند. در داستان «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» هم، مثل داستان «کلافه»، پای یافتن و نجات دادن یک دختر در میان است.
جو در داستان «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» مردی تنها با وسوسۀ مرگ و خودکشی است. او زمانی در نیروی دریایی بوده و حالا یک مزدبگیر است که مأموریت‌هایی را به‌صورت غیرقانونی انجام می‌دهد. جو با مادرش زندگی می‌کند و گرفتار فکر مرگ و وسوسۀ خودکشی است. در داستان «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» با شخصیت اصلی این داستان در مأموریتی خطیر همراه می‌شویم و به دنیایی سیاه و زیرزمینی و غرق فساد و تباهی که پلیس‌ها و سیاستمداران فاسد و قاچاقچی‌های جنسی و آدم‌رباها در آن جولان می‌دهند سفر می‌کنیم.
نویسنده در داستان «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» ما را با خود به قعر دوزخ می‌برد و داستانی حادثه‌ای و معمایی و پر از تعلیق را دربارۀ انتقام و خشونت و فساد و تباهی روایت می‌کند.
براساس داستان «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» فیلمی هم با بازی واکین فینکس ساخته شده است.

دربارۀ «جاناتان اِیمز»، نویسندۀ کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی»
جاناتان اِیمز (Jonathan Ames)، متولد 1964، نویسندۀ امریکایی است. او، علاوه بر نوشتن آثاری داستانی و غیرداستانی، ساخت دو سریال تلویزیونی را هم در کارنامۀ کاری خود دارد.
از آثار داستانی جاناتان ایمز می‌توان به رمان‌های «همچون شب می‌گذرم»، «بیدار شو، آقا!» و «مردی به نام دال» اشاره کرد.

دربارۀ ترجمۀ فارسی کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی»
کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی» با ترجمۀ شاهین نعمتی در انتشارات کتاب کُنج منتشر شده است.
شاهین نعمتی، متولد 1369، مترجم ایرانی است. او، علاوه بر کتاب «هیچ‌گاه با همه‌ی وجودت اینجا نبودی»، ترجمۀ کتابی با عنوان «لولیتای ویتگنشتاین» را هم در کارنامۀ کاری خود دارد.

ادامه keyboard_arrow_down

از همین مترجم