هیچ گاه با همه ی وجودت اینجا نبودی
جاناتان ایمز
شاهین نعمتی
کتاب کنج
دسته بندی: ادبیات-آمریکا
| کد آیتم: |
1992774 |
| بارکد: |
9786229868362 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
152 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
جیبی |
کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» نوشت? جاناتان اِيمز
يک داستان بلند و يک رمان کوتاهِ نوآرِ امريکايي. کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» کتابي شامل ترجم? دو داستان از جاناتان اِيمز، نويسند? معاصر امريکايي، است.
دو داستان کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي»، به نامهاي «کلافه» و «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي»، که اولي داستاني بلند و دومي رماني کوتاه است، هردو داستانهايي نوآر، مهيج، معمايي و حادثهاي هستند که از تنهايي، ناامني، نوميدي و خشونت سخن ميگويند و تصويرگرِ جامعهاي فاسد و تباه و غرق در جرم و جنايت هستند.
جاناتان ايمز در دو داستاني که از او در کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» ترجمه و منتشر شدهاند با روايتي که رگهاي از طنزي تلخ در آن هست ما را با خود به قعر سياهي و تباهي و خشونت و تاريکي و فساد ميبرد و بر تاريکجاهاي پشت روشناييهاي شهر نور ميتاباند.
مروري بر کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي»
اولين داستاني که ترجم? آن را در کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» ميخوانيد داستاني بلند به نام «کلافه» است؛ داستاني نوآر که در آن نوعي اداي دِينِ بازيگوشانه و نقيضهگون به داستانهاي نوآر کلاسيک امريکايي و آثار نويسندگان مطرح اين ژانر، نظير دشيل هَمِت و ريموند چندلر، به چشم ميخورد.
راوي و شخصيت اصلي داستان «کلافه» از کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» نويسندهاي تنها و منزوي و همنامِ نويسند? داستان، جاناتان ايمز، است. او زماني معتاد به الکل بوده و علاقهاش خواندن داستانهاي جنايي و کارآگاهي از نويسندگاني چون دشيل همت، ريموند چندلر، ديويد گوديس و جيم تامپسن و بازي تختهنرد اينترنتي است. او يکروز، خسته از زندگي يکنواخت و بيماجراي خود و متأثر از داستانهايي که ميخواند، تصميم ميگيرد در جلد يک کارآگاه خصوصي فروبرود و به همين منظور يک آگهي در سايت نيازمنديها ميگذارد و در آن خودش را کارآگاه خصوصي با تخصص در زمين? گمشدهها و مشکلات درون خانوادگي معرفي ميکند.
اگرچه راوي داستان «کلافه» خودش آگهياش را جدي نگرفته اما دختري اين آگهي را جدي ميگيرد و به راوي زنگ ميزند و اين آغاز دردسر و ماجراست. نام دختر ريچل است. او از فيلادلفيا به نيويورک آمده که با خواهرِ دانشجويش، ليزا، به تماشاي نمايش «ديو و دلبر» بروند. ليزا اما تلفنش را جواب نميدهد و پيداش نيست. او دوستپسري دارد که عضو يک گروه راک و متصدي بار و مشکوک به اعتياد به مواد مخدر است و در قضي? گمشدنِ ليزا مظنون اصلي است. ريچل نميخواهد قضي? گمشدن خواهرش را به خانوادهاش و به پليس اطلاع بدهد و ترجيح ميدهد قضيه بيسروصدا حل شود چون فکر ميکند چيز مهمي نباشد. البته در ادام? داستان «کلافه» از کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» ميبينيم که قضيه به اين سادگيها نيست و پاي کارآگاه آماتور داستان، که با تيپ فيليپ مارلو، کارآگاه مخلوق ريموند چندلر، سرِ قرار رفته به يک ماجراجويي واقعي باز ميشود و قصههايي که خوانده رنگ واقعيت به خود ميگيرند. اما چه بر سرِ ليزا آمده است؟ اين را با خواندن کامل داستان بلند «کلافه» از کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» درخواهيد يافت؛ داستاني که آميزهاي از خشونت و ماجرا و هيجان و معما و زدوخورد و طنز سياه است.
داستان دوم کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي»، که عنوان کتاب هم از آن گرفته شده، يک رمان کوتاه تريلر و معمايي نوآر است. شخصيت اصلي اين داستان مردي به نام جو است که کارش مزدوري و گشودن گره از مشکلاتي است که بايد از راههاي غيررسمي و غيرقانوني و بدون رجوع به پليس و قانون حلوفصل شوند. در داستان «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» هم، مثل داستان «کلافه»، پاي يافتن و نجات دادن يک دختر در ميان است.
جو در داستان «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» مردي تنها با وسوس? مرگ و خودکشي است. او زماني در نيروي دريايي بوده و حالا يک مزدبگير است که مأموريتهايي را بهصورت غيرقانوني انجام ميدهد. جو با مادرش زندگي ميکند و گرفتار فکر مرگ و وسوس? خودکشي است. در داستان «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» با شخصيت اصلي اين داستان در مأموريتي خطير همراه ميشويم و به دنيايي سياه و زيرزميني و غرق فساد و تباهي که پليسها و سياستمداران فاسد و قاچاقچيهاي جنسي و آدمرباها در آن جولان ميدهند سفر ميکنيم.
نويسنده در داستان «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» ما را با خود به قعر دوزخ ميبرد و داستاني حادثهاي و معمايي و پر از تعليق را دربار? انتقام و خشونت و فساد و تباهي روايت ميکند.
براساس داستان «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» فيلمي هم با بازي واکين فينکس ساخته شده است.
دربار? «جاناتان اِيمز»، نويسند? کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي»
جاناتان اِيمز (Jonathan Ames)، متولد 1964، نويسند? امريکايي است. او، علاوه بر نوشتن آثاري داستاني و غيرداستاني، ساخت دو سريال تلويزيوني را هم در کارنام? کاري خود دارد.
از آثار داستاني جاناتان ايمز ميتوان به رمانهاي «همچون شب ميگذرم»، «بيدار شو، آقا!» و «مردي به نام دال» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي»
کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي» با ترجم? شاهين نعمتي در انتشارات کتاب کُنج منتشر شده است.
شاهين نعمتي، متولد 1369، مترجم ايراني است. او، علاوه بر کتاب «هيچگاه با همهي وجودت اينجا نبودي»، ترجم? کتابي با عنوان «لوليتاي ويتگنشتاين» را هم در کارنام? کاري خود دارد.