شفق در خم جادهی بیرهگذر - جستارهایی درباره خاطره و خیال و عشق و شهر
False Paper & Homo Irrealis
آندره آسیمان
شادی نیکرفعت
گمان
دسته بندی: زندگینامه-و-خاطرات
| کد آیتم: |
1993159 |
| بارکد: |
9786007289419 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
4 |
| تعداد صفحات: |
166 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
پالتوئی |
کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر» نوشت? آندره آسیمان
سفری در زمان و مکان و هزارتوی چندلای? ذهن و احساسات و افکار و تصورات و خیالات آدمی. کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر: جستارهایی دربارهی خاطره و خیال و عشق و شهر» ترجم? فارسی منتخبی از دو کتاب از آندره آسیمان، نویسند? ایتالیایی – امریکایی، است.
آندره آسیمان در جستارهایی که از او در کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر» گردآوری و ترجمه شدهاند، از منظر انسانی بیقرار و سرگشته که در هیچ زمان و مکانی نمیگنجد و استقرار نمییابد و در خیالات و افکارش پیوسته در رفتوبرگشت میان گذشته و حال و آینده و شهرها و مکانهای مختلف است، از موضوعات گوناگون و خاطرات و دلمشغولیها و علایق و دغدغههای خود مینویسد و از احساسات و افکار و خیالات و تصوراتی که هر انسانی در هر موقعیتی بهنحوی با آنها درگیر است یا ممکن است روزی درگیرشان بشود.
کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر» جستارهاییست حاوی پرسه در درون و برون؛ پرسه در شهرها، در حافظه، در خاطرات و نیز پرسه در هنر و ادبیات، که این آخری علاقه و حرف? آندره آسیمان است.
مروری بر کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر»
آنچه از آندره آسیمان در کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر» گردآوری و به فارسی ترجمه شده شامل درآمدی که آسیمان بر یکی از دو کتاب منبعِ این ترجمه و هشت جُستارِ منتخب از این دو کتاب است.
آسیمان در جستارهای کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر» از شهرهایی که در آنها زیسته، از مهاجرت و ریشهنگرفتن در جایی مشخص، از مفهوم و ماهیت خاطره، از مفهوم عشق، از معنای بودن و زیستن در زمان، از نویسندگان و آثار ادبی و هنری مورد علاقهاش و از تجرب? زیستهاش در شهرهای مختلف مینویسد.
در کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر»، پابهپای نویسند? جستارهای این کتاب، در عالم واقعیت و خیال سفر میکنیم. جستارهای این کتاب واقعیت و وهم و خاطره را بههم میآمیزند و اینگونه تصویری بدیع از جهان بهدست میدهند.
آندره آسیمان در جستارهای کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر» گاه ما را با خود به اسکندریه در مصر، جایی که کودکی و نوجوانیاش را در آن سپری کرده، میبرد و گاه به نیویورک و دیگر جاهایی که در آنها حضور داشته و گشته و زیسته است. او اما در شرح این گشتوگذارها بر آن نیست که به سفرنامهنویسی در معنای کلاسیک آن بپردازد بلکه میخواهد حس درونی و ذهنیات خود را با امور عینی پیوند زند و اینگونه هم درون خود را، از خلال واکاوی در شهرها و مکانها، بکاود و هم از ظاهر شهرها و مکانها به مفاهیمی که به ذهن القا میکنند راه یابد و آنها را کشف کند و درک و دریافت خود را از مکان بهدست دهد.
زمان یکی از موضوعات محوری جستارهای کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر» است. آسیمان نگاهی متعارف به زمان ندارد و انسان را موجودی معلق در هم? زمانها میبیند؛ موجودی که در یک آن در گذشته و حال و آینده زندگی میکند و این زمانها در درون او در رفتوآمدند.
آسیمان همچنین در جستارهای کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر» به دنیای هنر و ادبیات میرود و از بتهوون و مارسل پروست و فرناندو پسوا و داستایفسکی و... مینویسد و از آثار ادبی و هنریای که بهنحوی با زندگی و تجرب? زیستهاش پیوند دارند و با او عجین شدهاند و در درونش زندهاند و نفس میکشند و زندگی میکنند.
جستارهای هشتگان? کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر» عبارتند از: «در جستوجوی آن پهنهی آبی»، «اشباح شهرها»، «ناهار دیروقت»، «سوفلهی بتهوون در گام مینور»، «بوسهی سوآن»، «افکاری ناتمام دربارهی پسوا»، «جایی دیگر، روی پردهی نقرهفام» و «سرگردانِ شبی روشن».
آنچه میخوانید برگرفته از جستار «سرگردانِ شبی روشن» از کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر» است: «همیشه دوست داشتم شهر داستایفسکی را ببینم، شهرِ آن سالها را؛ با گرماش، آدمهاش، و گردوخاکش. میخواهم ساختمانهای کوچهی استالیارنی را ببینم، ببویم، لمس کنم، به همهمهی ایستگاهِ متروِ "میدان سنایا" گوش بسپارم؛ جایی که دستفروشها، مستها، و همهجور آدمِ ژولیده آنقدری به تو نزدیکند که راحت تنه میزنند، مثل صدوپنجاه سالِ پیش. دوست دارم بولوار نوسکی، شاهراه سنپترزبورگ، را قدم بزنم چون این شاهراه در بیشتر رمانهای روسی حضور دارد. میخواهم بیواسطه از نزدیک این بولوار را ببینم که زمانی یک طرفش بیخانمانها بودند، یک ور دیگرش هم ژیگولهای پولدار، آن میانهها هم کارمندجماعتِ نگونبخت و مفلس بود که تلخی و درشتگویی میکرد و، وقتی دیگر از پیشنویس کردنِ گزارشهای تکراری و رونویسیها فارغ میشد، تنها کارش میانمایگی و پشت سر این و آن حرف زدن و شاد شدن از درد و محنتِ دیگری بود. بگیریم یکجور سفر دیرینهشناسی: در جستوجوی جهان زیرین و دیرین، یا آنچه بوده و حالا نیست.
میخواهم ساختمانِ محل سکونت راسکولنیکوف را ببینم (پلاک 5 کوچهی استالیارنی) - که یکی - دو ساختمان آنورترش، آن دستِ خیابان، خودِ داستایفسکی زندگی میکرده و همانجا رمان جنایت و مکافات را نوشته – یا آن پلی که راسکولنیکوف از آن گذشت تا برود خیابان یکاترینینسکی پلاک 104 (که حالا نامش گریبایدوف است) آدم بکشد، و آنسوتر، در همان خیابان، پلاک 73، سونیای آرام و دوستداشتنی، همان که تن به تنفروشی داده بود، زندگی میکرد. هیچکدامشان از آن موقع آنچنان دستخوش تغییر نشدهاند، هرچند ساختمانِ پنجطبقهی زمانِ راسکولنیکوف حالا چهار طبقه دارد. خانهی خیابانِ استالیارنی که گوگول در آن زندگی میکرد دیگر نیست؛ آن پل چوبیِ کاکوشکین هم که پاپریشین، شخصیتِ داستان گوگول در یادداشتهای یک دیوانه، از آن رد میشد حالا دیگر پلی فولادیست.»
دربار? آندره آسیمان، نویسند? کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر»
آندره آسیمان (André Aciman)، متولد 1951، استاد دانشگاه و نویسند? ایتالیایی – امریکاییِ زاد? اسکندری? مصر است.
آسیمان استاد آثار مارسل پروست و نظری? ادبی در مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیتی نیویورک است. او همچنین تدریس نویسندگی خلاق و ادبیات فرانسه را در کارنام? کاری خود دارد.
از آندره آسیمان آثار داستانی و غیرداستانی مختلفی به چاپ رسیده است. از جمله آثار داستانی او میتوان به رمانهای «مرا با نامت صدا کن» و «هشت شب سفید» و از آثار غیرداستانیاش میتوان به کتاب «خارج از مصر» اشاره کرد.
از آسیمان مقالاتی هم در نشریات، از جمله در مجل? «نیویورکر»، منتشر شده است.
دربار? ترجم? فارسی کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر»
کتاب «شفق در خم جادهی بیرهگذر: جستارهایی دربارهی خاطره و خیال و عشق و شهر» با ترجمه و مقدم? شادی نیکرفعت در نشر گمان منتشر شده است.
شادی نیکرفعت، متولد 1361، مترجم ایرانی است. از ترجمههای او میتوان به کتابهای «فلسفهی تنهایی» و «پیادهروی؛ و سکوت، در زمانهی هیاهو» اشاره کرد.