سفر سیگار - چند جستار دودآلود
خشایار قشقایی
مان کتاب
دسته بندی: جستار-و-مقاله
| کد آیتم: |
1993331 |
| بارکد: |
9786226731836 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
144 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
جیبی |
کتاب «سِفرِ سيگار» بهقلم جمعي از نويسندگان
چهار جُستار دربار? سيگار. کتاب «سِفرِ سيگار: چند جستار دودآلود» شامل سه جستار ترجمه، بهقلم لوسي سانته، جون تاندِرستورم و پيتر اِسکِلدال، و يک جستار تأليفي بهقلم خشايار قشقايي، مترجم و گردآورند? سه جستار ديگر کتاب، است.
در جستارهاي چهارگان? کتاب «سِفرِ سيگار» هر نويسنده از منظري و با تمرکز بر موضوع يا موضوعاتي که بهنحوي به سيگار و نيکوتين و سيگار دود کردن و حواشي آن مربوط هستند از سيگار سخن گفته است و از سيگار پُل زده است به چيزهاي ديگر.
نويسندگان جستارهاي کتاب «سِفرِ سيگار» با يک نخ سيگار و از پشت پرد? دود نيکوتين توي نخِ آدمها و جهان و کارِ جهان و احوالِ خود رفتهاند.
مروري بر کتاب «سِفرِ سيگار»
سيگار در خاطرات آدمهاي سيگاري يا کساني که روزگاري سيگاري بودهاند حضوري پررنگ دارد. بسيارند رفاقتهايي که واسطهشان سيگار بوده است و بسيارند تجربهها و کشفوشهودهايي که بهنحوي با سيگار پيوند داشتهاند و نيز مرگهايي که سيگار باعث و بانيشان بوده است. کتاب «سِفرِ سيگار» شرح همين رفاقتها و کشفوشهودها و همچنين شرح مواجهه با مرگ بهخاطر سيگار است.
در جستارهاي کتاب «سِفرِ سيگار» هر نويسنده از منظري به سيگار و حواشي و پيامدهاي آن و همچنين به رابطهها و تجربهها و دريافتهايي پرداخته که يا باعث و بانيشان سيگار بوده است و يا خلاصه بهنحوي با سيگار پيوند داشتهاند. مثل جستار اول کتاب، از خشايار قشقايي و با عنوان «هيودَه»، که خاطراتي از دوران دانشجويي نويسنده در سمنان است و نقل ميداني در آنجا، معروف به «هيودَه»، که راوي حين سيگار دود کردنهايش در آنجا با جمعي از آدمهاي مختلف آشنا شده که هر يک بهنحوي بر او اثر گذاشتهاند و چيزي از آنها در خاطرِ راوي مانده است؛ تکههايي که حافظ? راوي با کنار هم چيدن آنها تصويري از اجتماعي شبانه، متشکل از شبنشينان و شبگردانِ پرسهزن، بهدست ميدهد. «هيودَه» جستاريست که در آن نويسنده، بهميانجي سيگار، به دنياي حاشيهنشينان و ساکنان تاريکجاهاي يک شهر سرک ميکشد.
جستار دوم کتاب «سِفرِ سيگار» جستاريست با عنوان «رفيقمان سيگار» بهقلم لوسي سانته، نويسند? امريکايي. نويسنده در اين جستارِ جذاب و مفرح، ضمن ياد کردن از دوراني که همه همهجا و بي هيچ آداب و ترتيبي سيگار ميکشيدند و سيگار کشيدن در اماکن عمومي ممنوع نبود، از آداب و ترتيب و سبکهاي مختلف سيگار دود کردن ميگويد و، سيگاربهدست، در تاريخ فرهنگي امريکا چرخي ميزند و چشماندازهايي از آن را از پشت هال? دود مينماياند.
سومين جستار کتاب «سِفرِ سيگار»، با عنوان «انتقام وادمدهنيها: مانيفست سيگاري»، جستاري بهقلم جون تاندِرستورم است. اين جستار يک جستار انتقادي دربار? رابط? منع سيگار با قدرت و سياست و اقتصاد است. اين جستار از ممنوعيت سيگار بهعنوان وسيلهاي براي نظارت اجتماعي و کنترل شهروندان و پيشبرد سياستهاي نظام سرمايهداري سخن ميگويد.
چهارمين و آخرين جستار کتاب «سِفرِ سيگار» هم جستاريست به نام «منِ آفتابزردِ هفتادوهفتساله» که در آن پيتر اِسکِلدال، نويسنده و شاعر امريکايي، بهميانجي سيگار و بيماري سرطان ريه که بهخاطر سيگار به آن مبتلا شده بود، در حضور مرگ و درحاليکه مرگ را به خودش نزديک ميديده، از خاطرات خود و سيگار کشيدنها و تلاشهايش براي ترک سيگار نوشته است.
آنچه ميخوانيد بخشي از جستار «رفيقمان سيگار» لوسي سانته از کتاب «سِفرِ سيگار» است: «سيگار کشيدن، با سرعتي حيرتانگيز، از عالمگيري رسيد به قدغنشدگي. اول در ده? هشتاد و در بعضي خانههاي شخصي بود که الزامي شد بروي توي بالکن. اکثريتِ امريکاييهاي سيگاريِ 1990 سيگار را انگاري 95نشده کنار گذاشتند. آنوقت، کاليفرنيا در 1998 نخستين جاي دنيا شد که سيگار کشيدن در پيالهفروشيها را ممنوع کرد. خيال ميکني آخرين سنگر پيالهفروشي باشد اگر نه زندان – اما خيلي از زندانها هم حالا سيگار کشيدن را موقوف کردهاند، که اين خود به نظر موردي است از تنبيههاي بيخود ظالمانه. چند دههاي پيشتر از حالا، مسافري که بيخبر از رسومِ غالب بر ايالت يوتا به سالتليکسيتي ميرسيده و ميديده عاجز است جايي برِ خيابان پيدا کند که بگذارند پکي از سيگار بگيرد و لبي با قهوه تر کند سخت به او خطور ميکرده همچه وضعيتي قرار است در شهرهايي با ويژگيهاي خيلي متفاوت با همديگر بهيکسان عرف بشود. چه بگويد آن جانِ درستانديش اما انگخوردهاي که، وقتي در اوايل ده? هشتاد غلط کرده خواسته يک نخ سيگار در يک قهوهخان? خشکهچپترِ برکليِ کاليفرنيا بگيراند، هيچ خيالش را نميکرده از بينِ آنهمه آرمانِ پيدا و پنهان در چنان محيطي جهادِ توتون بناست به ظفر برسد؟ مورمون و چپخست? افراطي همبسترهاي غريبياند، اما آخر سيگار عجب آماج نفرتپراکنيِ هردو مانده. بنيادگرايانِ هر مسلکي پيشدستاند در سلاح برداشتن عليه سيگار.»
کتاب «سِفرِ سيگار: چند جستار دودآلود» در انتشارات مان کتاب منتشر شده است. اين کتاب جزوي از مجموعهاي موسوم به «کتابچهها» است که بهدبيري خشايار قشقايي در انتشارات مان کتاب منتشر ميشود و، چنانکه در يادداشت دبير مجموعه در ابتداي کتاب آمده، به انتشار جستار اختصاص دارد.