دهان های گشاد
محمد زفزاف
سرمد اغوالی
افق
دسته بندی: ادبیات-عرب
| کد آیتم: |
1993904 |
| بارکد: |
9786223321054 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
100 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
جیبی |
معرفي رمان دهان هاي گشاد
رماني طنزآميز دربار? نوشتن، فقر، ظلم، نابرابري، مرگ، زندگي و تقابل سنت و مدرنيسم. دهانهاي گشاد، با عنوان اصلي «أفواه واسعه»، رمانيست از محمد زفزاف، نويسند? برجست? مراکشي، که در آن از مصائب نويسند? جهان سومي و تقابل او با سنتهاي حاکم بر جامعهاش، مصائب و رنجهاي تهيدستان ساکن کشورهاي جهان سوم و نيز مسائل بنيادين آدمي در هرکجاي جهان سخن رفته است.
متن اصلي کتاب دهانهاي گشاد اولين بار در سال 1998 منتشر شده است.
دربار? رمان دهان هاي گشاد
محمد زفزاف در کتاب دهانهاي گشاد از دوزخيان روي زمين مينويسد؛ از طردشدگان و آنها که قربانيان نابرابريهاي اجتماعي و طبقاتياند. دهانهاي گشاد همچنين دربار? مصائب نويسندهبودن در کشوري عقبمانده است. شخصيت اصلي اين رمان نويسندهايست که هيچکس نويسندهبودن او را برنميتابد. زفزاف دنياي اين نويسنده را به دنياي آدمهايي ديگر که هر يک بهنحوي از مسائل ناشي از فقر و تحقير و طردشدگي رنج ميبرند پيوند ميزند و او را در تقابل و تعامل با آنها نشان ميدهد.
دهانهاي گشاد اگرچه طنزي تلخ و انتقادي در بيان رنجها و مسائل مردم مراکش است، اما نويسنده در اين رمان از خلال طرح مسائل سرزمين خود به مسائل مردم جهان سوم و تقابل سنت و مدرنيسم در جوامع جهان سومي و فراتر از آن به مسائلي که هر انساني در هرکجاي جهان بهنحوي با آنها درگير است نيز نقب ميزند؛ مسائلي چون مرگ و زندگي و اينکه آدمي از کجا آمده و به کجا ميرود.
در اقليت بودن اهل فکر و تقابل آنها با اکثريتي که غرق روزمرهگي هستند از جمله مضامين داستان دهانهاي گشاد است.
کتاب دهانهاي گشاد محمد زفزاف با ترجمه و مقدم? سرمد اغوالي در نشر افق منتشر شده است.
بخشي از رمان دهان هاي گشاد
«من شيو? مُردنم را انتخاب نخواهم کرد. البته از مرگ نميترسم، زندگي است که ميترساندم. براي خودم در يک دنيايي بودم و يکباره ميبينم اينجا بين مشتي آدم بر ساحل اقيانوس هستم و دارم قهوه ميخورم و کرايه ميدهم و يک نويسنده که نميدانم از کجا آمده دنبالم افتاده است. شايد در آن عالم غيبي که از آن آمدهام همسايهام بوده. بيشک آنجا از اين دنيايي که تويش هستم خيلي بهتر است؛ اين دنيايي که در آن گاهي بيخوابي به سرم ميزند، بيمار ميشوم، قيافههايي عبوس ميبينم و چهرههايي جدي و چند تاي ديگر که طرح خندهاي عصبي روي آنها نقاشي شده. دربار? آن عالم غيبي که از آن آمدهام ايدهاي ندارم، اما فکر ميکنم – حداقل اينطور خيال ميکنم – در آن خبري از خنجر و توپ و بمب و بمبافکن و حساببانکي و قرض و فقر نيست. نميدانم، شايد همين چيزها در سر نويسنده هم ميگذرد. مهم اين است که من از دنياي ديگري آمدهام تا اينجا زندگي کنم و گاهي حس ميکنم به گردش و تفريح آمدهام اما با آدمهايي که نميشناسمشان، براي همين گاهي احساس تنهايي ميکنم و از خودم ميپرسم: اينجا چهکار ميکنم؟»
دربار? محمد زفزاف، نويسند? رمان دهانهاي گشاد
محمد زفزاف، متولد 1945 و درگذشته به سال 2001، نويسنده و شاعر عربزبان مراکشي بود. زفزاف از نويسندگان برجست? مراکش است و نقشي مهم در رشد و شکوفايي ادبيات مراکشي در نيم? دوم قرن بيستم داشته است. از همين روست که از او با القابي چون «داستايفسکي مراکش»، «تولستوي مراکش» و «پدرخواند? ادبيات مراکش» ياد ميشود.
از آثار داستاني محمد زفزاف ميتوان به «بانو و گل»، «پيادهروها و ديوارها» و «مردي که جاي خرش را گرفت» اشاره کرد.
رمان دهان هاي گشاد براي چه مخاطباني مناسب است؟
خواندن دهانهاي گشاد محمد زفزاف را به هم? علاقهمندان ادبيات داستاني پيشنهاد ميکنيم.