خاطرات یک بچه چلمن 17: شوت از سه امتیازی بالاتر!
جف کینی
تبسم آتشین جان
حوض نقره
دسته بندی: داستان-کودک
| کد آیتم: |
20358 |
| بارکد: |
9786001944987 |
| سال انتشار: |
1400 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
224 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «خاطرات يک بچهي چُلمَن - 17: شوتِ از سهامتيازي بالاتر!» نوشت? جف کيني
هفدهمين کتاب از مجموعه کتابهاي کمدي و مفرح «خاطرات بچهي چُلمَن»، نوشت? جف کيني. مجموع? «خاطرات يک بچهي چُلمَن»، با عنوان اصلي Diary of a Wimpy Kid، مجموعه کتابهاييست کمدي و مصور در حوزه رمان کودک و نوجوان و با محوريت پسري به نام گرگ هفلي و ماجراهاي خندهدار او و دوستان و خانواده و اطرافيانش.
کتابهاي «خاطرات يک بچهي چلمن» بهصورت يادداشتهاي گرگ هفلي و از زبان راوي اولشخص روايت ميشود و در آنها با مجموعهاي از اتفاقات خندهدار و سرگرمکننده مواجهيم.
متن اصلي نخستين کتاب از مجموع? «خاطرات يک بچهي چلمن» اولين بار در سال 2007 به چاپ رسيد و بسيار مورد استقبال قرار گرفت و به فهرست پرفروشهاي نيويورک تايمز راه يافت و براساس آن فيلم و انيميشن هم ساخته شد.
کتاب «شوتِ از سهامتيازي بالاتر!» هفدهمين جلد از مجموعه کتابهاي «خاطرات يک بچهي چلمن» در ترجم? فارسي چاپ نشر حوض نقره از اين مجموعه است. متن اصلي اين کتاب اولين بار، با عنوان انگليسي Diary of a Wimpy Kid: Big Shot و بهعنوان شانزدهمين جلد از چاپ انگليسي مجموع? «خاطرات يک بچهي چلمن»، در سال 2021 منتشر شده است.
جف کيني در کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!» گرگ هفلي را به عرص? ورزش و ميدان رقابتهاي ورزشي کشانده و به روايت شيرينکاريهاي او در اين عرصه پرداخته است.
مروري بر کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!»
گرگ هفلي از همان اولِ کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!» تکليفش را در مورد ورزش با خواننده روشن ميکند. او ميگويد از ژنِ ورزش نصيبي نبرده و هيچ استعدادي در اين زمينه ندارد و بازنشستگياش را از ورزش اعلام ميکند. اما اين اعلام برائت صريح از ورزش باعث نميشود که پاي گرگ به اين عرصه باز نشود و کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!» هم شرح همين ماجرا و شيرينکاريهاي ورزشي گرگ است از زبان خود او.
در کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!» گرگ هفليِ بيگانه با ورزش را، بعد از کلي صغرا و کبرا چيدن درباره بيعلاقگي و بياستعدادياش در ورزش، ناگهان در يک تيم بسکتبال و وسط مسابقات ورزشي ميبينيم و اين ديگر از عجايب روزگار است. آخر گرگ در کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!» کلي راجع به بيگانگياش با ورزش حرف ميزند و ديدگاههايش را راجع به بازيهاي المپيک بيان ميکند؛ مثلاً ميگويد که موقع تماشاي مسابقات المپيک به بدشانسيهاي ورزشکاران حاضر در المپيک بيشتر توجه نشان ميدهد تا به قهرمانيها.
اما گرگ، با آن لحن و زبان طنزآميزش که براي خوانندگان کتابهاي «خاطرات يک بچهي چلمن» آشناست، در ادام? کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!» اين را هم برايتان تعريف ميکند که چطور پايش به بسکتبال و مسابقات ورزشي کشيده ميشود.
حالا، با اين اوصافي که از رابط? نه چندان صميمانه و بيشتر دشمنان? گرگ با ورزش آمد، به نظرتان آيا او ميتواند در تيم بسکتبال بدرخشد يا حضورش در ميدان ورزش جز خرابکاري حاصلي ندارد؟ اين را با خواندن ماجراهاي خندهدار و مهيج او در کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!» درمييابيد.
اينک بخشي از اين رمان: «پرواضح است که در مهد کودک خيلي در ورزشها شرکت نکردم. مربي فقط بچههايي را که فوتبالشان خوب بود بازي ميداد و الباقي ما نيمکتنشين بوديم.
مامان ميگفت دليل اين که مربي مرا بازي نميدهد اين است که من اسلحهي مخفياش هستم و او مرا براي لحظهاي خاص نگه داشته است. و من نميفهميدم که مامان اينها را ميگفت که من حالم گرفته نشود. اينطوري شد که هر وقت مربي مرا ميبرد توي زمين، فکر ميکردم چه تيکهاي هستم.
آن سال حتي بوفه هم حال نميداد. بعضي از والدين اعتراض کرده بودند که غذاهاي بوفه مزخرف است و اينطوري شد که بهجاي هلههوله، يکعالمه غذاي سالم آوردند. اما معمولاً اينطور بوده که با پولي که از فروش هلههوله از بوفه درميآمد، زمين بازي را مرتب نگه ميداشتند و اينطوري شد که آن سال مجبور شدند هر سههفته يکبار زمين را هرس کنند، که همين داستان هم بازي را کند ميکرد.
وقتي چندتايي از بچهها بهخاطر بازيکردن در زمين هرسنشده، کنه به جانشان افتاد، مسئولان تصميم گرفتند ترم را زودتر تمام کنند، که من خيلي اينجوري حال کردم.
حالم خيلي بد است که هرگز در ورزش خوب نبودهام، چون گمانم بابا دلش ميخواست من يک ستارهي ورزشي بشوم. او هر وقت ميرفت کتابخانه، يکعالمه کتاب ورزشي با خودش ميآورد خانه. مطمئنم که بودند بچههايي که اينکاره بودند، اما من نبودم. به هر کتابخانهاي که برويد يکعالمه کتاب ميبينيد در مورد بچههايي که خيلي کارشان خوب بوده و تيمشان را قهرمان کردهاند. اما من هرگز تجربهي مشابهي نداشتم و شرط ميبندم يکعالمه بچه مثل من هست که هرگز قهرمان ورزشي نبوده.
مامان ميگويد المپيک را دوست دارد، چون نشان ميدهد که آدمها قادر به انجام دادن چه کارهايي هستند. اما من عاشق نگاه کردن بدشانسيهاي المپيک هستم.»
درباره جف کيني، نويسنده کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!»
جفري پاتريک کيني (Jeffrey Patrick Kinney)، متولد 1971، داستاننويس، کاريکاتوريست، طراح بازي، تهيهکننده و بازيگر امريکايي است. کيني بيشتر بابت داستانهايي که براي کودکان و نوجوانان نوشته، بهويژه براي مجموع? «خاطرات يک بچهي چُلمَن»، مشهور است. او همچنين مؤسس وبسايتي براي کودکان است.
از ديگر مجلدهاي مجموع? «خاطرات يک بچهي چلمن» جف کيني ميتوان به کتابهاي «تعطيلات»، «زدن به سيم آخر»، «بدشانسي از نوع خفن» و «قوز بالا قوز!» اشاره کرد.
درباره ترجم? فارسي کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!»
کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!» با ترجم? تبسم آتشينجان در نشر حوض نقره منتشر شده است. تبسم آتشينجان، متولد 1348، مترجم ايراني و مدير انتشارات حوض نقره است. از ديگر ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «دور سوم» و «آن قديمها چه خوب بود!»، از مجموع? «خاطرات يک بچهي چلمن»، و نيز کتابهاي «امکان نداره بخواي يک گلادياتور رومي باشي: حقايق ترسناکي که ترجيح ميدي چيزي در موردش نداني!» و «خاطرات موتورسيکلت» اشاره کرد.
از کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!» ترجم? ديگري هم، بهقلم ندا شادنظر، در انتشارات ايرانبان منتشر شده است.
رتب? کتاب «شوت از سهامتيازي بالاتر!» در گودريدز: 4.24 از 5.