ساده دل
ولتر
محمد قاضی
جامی
دسته بندی: ادبیات-فرانسه
| کد آیتم: |
3840 |
| بارکد: |
9786007436158 |
| سال انتشار: |
1403 |
| نوبت چاپ: |
5 |
| تعداد صفحات: |
144 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
رمان «سادهدل» اثر ولتر
يک رمان کوتاهِ تراژيکُميکِ فلسفيِ کلاسيک از ولتر، فيلسوف بزرگ عصر روشنگري. رمان «سادهدل»، با عنوان اصلي Candide, ou lOptimisme، نمونهاي کلاسيک از طنز تلخ و انتقادي دربار? فساد و رياکاريِ قدرت است.
ولتر در رمان «سادهدل» با طنزي رندانه، ظريف و جسورانه به باورهاي زمان? خود و ارکان قدرت و فساد سيستماتيک درون قدرت و همچنين به کليساي کاتوليک و دريافتهاي مرسوم و رايج و رسمي از مسيحيت و «کتاب مقدس» ميتازد و تصويري نقادانه از اروپا و بهويژه از فرانس? زمان? خود ارائه ميدهد.
متن اصلي رمان «سادهدل» اولين بار در سال 1767 منتشر شده است.
مروري بر رمان «سادهدل»
شخصيت اصلي رمان «سادهدل» مردِ جوانيست که در دامان طبيعت پرورش يافته و از همين رو با رسوم و باورهاي رايج در اروپاي زمان? خود بيگانه است. او به فرانسه ميرود و در آنجا، پس از مواجهه با فساد حکومت و آنچه عالمانِ منفعتطلب و رياکار به نامِ دين مسيح انجام ميدهند، مصائبي را از سر ميگذراند.
طنز تلخ ولتر در رمان «سادهدل» برآمده از تفسيرهاي کَژنماي بهواقع راست از آيينها و باورهايي است که تحريف شدهاند. شخصيت اصلي رمان «سادهدل»، از آن رو که با آداب و رسوم جامعهاي که تازه به آن پا گذاشته بيگانه است و گفتمانهاي مسلط بر اين جامعه را نميشناسد، تفسيرهايي از «کتاب مقدس» ارائه ميدهد که تفسيرهاي رايج و جاافتاده در دستگاه رسمي کليسا را به چالش ميکشند. او ميکوشد «کتاب مقدس» را بهطور مستقيم و بيواسطه و بدون ميانجي کشيشهاي زمان خود، که برداشت خودشان از مسيحيت را تنها برداشت درست ميدانند، دريابد و تفسير کند.
ولتر همچنين در رمان «سادهدل» فسادي را مورد نقد قرار ميدهد که در زمان او در هم? ارکان دولت و حکومتِ فرانسه رخنه کرده بود. او در اين رمان هم? ارکان قدرت را نقد ميکند و نيز به نقد تعصبات و رياکاريهاي عقيدتي ميپردازد.
رمان «سادهدل» نمونهاي از ادبيات و انديش? عصر روشنگري است؛ ادبيات و انديشهاي که بيانگر گسستي بنيادن از قرون وسطي و ورود به قرني نو بود.
در بخشي از رمان «سادهدل» ميخوانيد: «سادهدل حافظهاي عالي داشت. صلابت اعضاي او که از خصايص مردم "برتاني سفلي" است با آب و هواي کانادا تقويت يافته و جمجم? او را چنان نيرومند ساخته بود که اگر ضربتي بر آن مينواختند به زحمت احساس ميکرد و اگر نقشي در آن مينگاشتند هيچ گاه محو نميشد. هرگز چيزي را فراموش نکرده بود. مرکز دراک? او حساستر و بيآلايشتر بود و چون در دوران کودکي با تعاليم بيهوده و احمقانهاي که مغز ما را بدان ميفرسايند انباشته نشده بود مطالب بدون ابهام به مغز او مينشست. آخر سرپرست دير تصميم گرفت تا او را به خواندن "عهد جديد" وادارد.
سادهدل با لذت فراوان آن کتاب را خواند ليکن چون نميدانست که هم? وقايع مذکور در آن کتاب در چه زمان و در چه سرزميني اتفاق افتاده است شک نکرد در اينکه صحن? آن وقايع "برتاني سفلي" بوده است و سوگند ياد کرد که اگر يک وقت به کاييف و پيلات بر بخورد گوش و بيني آن نابکاران را ببرد.
عموي او که مفتون اين احساسات پاک شده بود در اندک مدتي وي را از حقيقت آگاه کرد و غيرت و حميّت او را ستود، ليکن به او فهماند که اين ابراز حميت اکنون بيهوده است. زيرا نزديک به هزار و ششصد و نود سال است که آن اشخاص مردهاند.»
دربار? ولتر، نويسند? رمان «سادهدل»
فرانسوا ماري آروئه (François-Marie Arouet)، مشهور به ولتر (Voltaire)، متولد 1694 و درگذشته به سال 1778، فيلسوف، داستاننويس، نمايشنامهنويس، شاعر، طنزپرداز، مقالهنويس و مورخ فرانسويِ عصر روشنگري بود.
شهرت ولتر بابت انتقاداتش از مسيحيت، بهويژه کليساي کاتوليک روم، و انتقاداتش از بردهداري بود. او متفکر و نويسندهاي مدافع آزادي بيان و آزاديهاي مدني و آزادي مذهب و جدايي کليسا از دولت بود و در آثارش به هجو نهادهاي فرانسوي زمان خود ميپرداخت. از همين رو آثارش در دوران سلطنت کاتوليک فرانسه با قوانين سختگيران? سانسور مواجه ميشد.
ولتر نويسندهاي پُرکار و همهفنحريف بود و آثاري در حوزههاي مختلف، از رمان گرفته تا نمايشنامه و تاريخنگاري و مقاله و شعر و...، از خود بهجا گذاشت. او يکي از اولين نويسندگاني بود که به شهرتي جهاني دست يافت و آثارش در سطح بينالمللي پرفروش شد.
مشهورترين اثر ولتر، که شاهکار او بهحساب ميآيد، رمان «کانديد يا خوشبيني» است. از ديگر آثار او ميتوان به کتابهاي «صادق يا سرنوشت»، «شاهزادهخانم بابل»، «فلسف? تاريخ»، «عصر لويي چهاردهم» و «رسالهاي در باب مدارا و بردباري (پيرو پروند? مرگِ ژان کالاس)» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي رمان «سادهدل»
رمان «سادهدل» با ترجمه و مقدم? محمد قاضي در انتشارات جامي منتشر شده است.
محمد قاضي، متولد 1292 در مهاباد و درگذشته به سال 1376، مترجم ايراني بود. او فارغالتحصيل رشت? قضايي از دانشکد? حقوق دانشگاه تهران و بازنشست? وزارت دارايي بود و مدتي هم، بعد از بازنشستگي، با کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان همکاري کرد.
قاضي يکي از بهترين مترجمان تاريخ ترجم? ادبي در ايران و مترجمي با کارنام? کاريِ متنوع و پُربار است. ترجم? او از رمان «دنکيشوت» سروانتس از نمونههاي مثالزدنيِ ترجم? ادبي در ايران است. قاضي در ترجم? اين رمان هرچه از ذخاير ادبيات فارسي، زبان محاوره، فرهنگ عامه و طنز ادبي که در چنته داشته روي دايره ريخته است.
از ديگر ترجمههاي محمد قاضي ميتوان به کتابهاي «دکامرون»، «زورباي يوناني»، «سمرقند»، «سپيددندان»، «داستان کودکي من»، «شازده کوچولو»، «ناپلئون»، «مسيح بازمصلوب»، «جزير? پنگوئنها»، «نان و شراب» و «قرباني» اشاره کرد.