مثنوی معنوی
مولانا
کتاب پارسه
دسته بندی: شعر-کهن-فارسی
| کد آیتم: |
5510 |
| بارکد: |
9786002530950 |
| سال انتشار: |
1398 |
| نوبت چاپ: |
2 |
| تعداد صفحات: |
1018 |
| نوع جلد: |
گالینگور |
| قطع: |
وزیری |
کتاب «مثنوي معنوي» نوشته «مولانا جلال الدين محمد بلخي»
کتاب «مثنوي معنوي» نوشته «مولانا جلال الدين محمد بلخي» از مشهورترين شاعران ايراني است. ايرانيان از گذشته تا امروز به شعر و شاعري اهميت داده و آن را گرامي ميداشتند. «مثنوي معنوي» يکي از شناخته شدهترين و محبوبترين کتابهاي عرفاني و ادبيات کهن فارسي است. نام مولانا براي ايرانيان با شمس تبريزي ديگر شاعر ايراني همراه است. چراکه آشنايي اين دو نفر يکي از بخشهاي مورد توجه زندگي مولوي براي پيروانش بوده است. پس از آشنايي مولانا با شمس او مريد و شاگرد شمس ميشود و تغيير و شوريدگي در وي پديدار ميشود. شمس مانند ستارهاي در زندگي مولانا درخشيد. براي اين شاعر نامدار ايراني هيچ استادي به اندازه شمس تبريزي در زندگياش تأثيرگذار نبوده است. او درس و وعظ را رها کرد و به شعر و سماع روي آورد و از همان زمان اشعار پرشور عرفاني سرود. کتاب «مثنوي معنوي» مولانا تعليم و درسي در زمينه عرفان و اخلاق است.
قابل ذکر است: در ترکيه جايگاه مولوي مانند يک قديس و مقرب است و طريقت مولويه طرفداران بسياري در کشور ترکيه دارد.
درباره کتاب «مثنوي معنوي»
«مثنوي معنوي» با بيت زيباي «بشنو اين ني چون شکايت ميکند/ از جداييها حکايت ميکند» آغاز ميشود. کتاب «مثنوي» شامل عرفان نظري و عملي است که شامل بيست و شش هزار بيت و 6 دفتر ميشود. نيايش و راز و نياز با خدا همچنين اخلاقيات در زندگي از ديگر مضامين کتاب مشهور «مثنوي معنوي» هستند.
با هم حکايتي از «مثنوي» را ميخوانيم:
«داني پر رو را از زندان هم بيرون کردند اما ....
مرد فقيرو پرخوري را به جرمي زنداني کردند. در زندان هم آرام نگرفت و متنبه نشد و به زور غذاي زندانيها را ميگرفت و ميخورد و آنقدر اذيت کرد تا بالاخره زندانيها به قاضي شکايت بردند که "نجاتمان بده! اين زنداني پرخور، عاصيمان کرده است و نميگذارد يک وعده غذا از گلوي مان پايين برود." قاضي موضوع را تحقيق کرد و فهميد فقير تن به کار کردن نميدهد و زندان برايش يک بهشت کوچک است که در آن هم غذاي فراوان هست و هم نيازي به کار کردن ندارد. پس او را از زندان بيرون انداخت و هرچه فقير مفتخور اصرار کرد در زندان بماند، قاضي قبول نکرد و براي آن که مردم هم به او باج ندهند و مفتخور مجبور شود کار کند، دستور داد فقير مفتخور را در شهر بگردانند و جار بزنند که او فقير است اما کسي به او نسيه ندهد، وام ندهد، امانت ندهد و خلاصه هيچ کمکي به او نکند. به اين ترتيب، ماموران قاضي فقير را روي شتر مردي هيزم شکن نشاندند و به هيزم فروش گفتند او را کوچه به کوچه بگرداند و جار بزند "اي مردم! اين مرد را بشناسيد. فقير است. به او وام ندهيد. نسيه ندهيد. داد و ستد نکنيد. او دزد است. پرخور است و کسي و کاري هم ندارد. خوب نگاهش کنيد."
هيزم فروش هم راه افتاد و از صبح زود تا نيمه شب، فرياد زد و درباره مفتخور بيآبرو به مردم اعلام خطر کرد. شب که رسيد هيزم فروش به فقير گفت: «همه امروز را به تو اختصاص دادم. مزد من و کرايه شتر را بده که بروم!» فقير مفت خور با خنده گفت "تو نفهميدي از صبح تا الان چي جار ميزدي؟ الان همه شهر ميدانند که من پول به کسي نميدهم و تو که از صبح فرياد ميزدي و به همه خبر ميدادي به آنچه ميگفتي فکر نميکردي؟"»
مولانا در اين حکايت به مخاطبانش يادآور ميشود که چه بسا عالماني هستندکه وعظ ميکنند اما خود آنها مانند هيزم فروش، به آنچه گفتهاند نميانديشند و عمل نيز نميکنند.
درباره نويسنده کتاب «مثنوي معنوي»
نام مولوي «محمد بن محمد بن حسين حسيني خطيبي بکري بلخي» بوده که دوران حياتش به القاب «جلالالدين»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» ناميده شدهاست. بيشتر ايرانيان او را با نام جلالالدين محمد بلخي معروف به مولوي يا مولانا ميشناسند. جلال الدين در ششم ربيعالاول سال 604 هجري در شهر بلخ چشم به جهان گشود. پدر او محمد نام داشت و به سلطان العلماء، بهاءالدين ولدبن ولد مشهور بود. او مردي سخنور، از اکابر صوفيه و اعاظم عرفا بود و خرق? او به احمد غزالي ميرسيد. مردم بسياري به او احترام ميگذاشتند. وابستگي و احترام مردم به پدر مولانا، محمد خوارزمشاه را ترسانده بود به همين دليل آنها به قونيه مهاجرت کردند.
مولوي که تربيت شده چنين پدري بود، همزمان با اينکه شاگردان بسياري داشت علاوه بر آموزش و تربيت آنان مشغول تربيت خود نيز بود. او در همان زمان از شاگردان سيد برهان الدين محقق ترمذي بود که براي تکميل دانش خود به تشويق استادش ترمذي به حلب رفت و در آنجا علم فقه را از کمالالدين عديم فرا گرفت. پس از چندي به دمشق رفت و در آنجا با محيالدين عربي آشنا شد. مولوي بعد از بازگشت به قونيه حدود 400 شاگرد تربيت کرد.
مولوي بيشتر آثارش را به زبان فارسي سروده است. اما در اشعارش از ترکي، عربي و کاپادوسيهاي يوناني هم بهره برده است. کتاب «مثنوي معنوي» جزو آثار مهم و شناخته شده مولاناست که در جهان داراي شهرت و اعتبار بسياري است. از ديگر آثار مولوي ميتوان به غزليات، رباعيات هم اشاره کرد. همچنين آثار منثور او عبارتند از «فيه مافيه»، «مجالس سبعه» و «مکتوبات».
جلال الدين محمد مولوي سال 672 هجري قمري به ديدار حق شتافت. در آن زمان چهل روز مردم و مريدانش به عزاداري پرداختند. آرامگاه او در شهر قونيه بر روي تپهاي قرار گرفته است که اکنون مکاني مناسب براي گردشگران و علاقهمندان به شعر و ادب شناخته ميشود.
همزمان با سالروز وفات مولوي در قونيه مراسم ويژهاي در يک هفته برگزار ميشود که مصادف با 16 تا 26 آذرماه در ايران است.
درباره چاپ و نشر کتاب «مثنوي معنوي»
کتاب «مثنوي معنوي» نوشته «مولانا جلال الدين محمد بلخي» بر اساس نسخه قونيه توسط بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه براي علاقهمندان و دوستداران شعر و ادبيات کهن منتشر شده است.