کتاب | علوم انسانی | تاریخ | تاریخ جهان | فرمانده مسعود به روایت نزدیکان، دوستان و همرزمانش
فرمانده مسعود به روایت نزدیکان، دوستان و همرزمانش شابک: 9786002535283 560 صفحه 667 گرم قطع: رقعی نوع جلد: گالينگور تیراژ: 1100 فرمانده مسعود روایت نزدیکان، دوستان همرزمانش ژیلا بنی یعقوب علوم انسانی تاریخ تاریخ جهان

1,387,500 ریال 1,850,000 ریال

ناشر: کتاب پارسه

چاپ پنجم

کتاب «فرمانده مسعود به روایت نزدیکان، دوستان و همرزمانش» نوشته و گردآوری ژیلا بنی‌یعقوب
احمدشاه مسعود به روایت دیگران. ژیلا بنی‌یعقوب در کتاب «فرمانده مسعود به روایت نزدیکان، دوستان و همرزمانش»، در قالب گفت‌وگو با خانواده و دوستان و نزدیکان و همرزمان احمدشاه مسعود، تصویری از وجوه گوناگون شخصیت و زندگی این مجاهد و سیاستمدار محبوب و مشهور افغاستانی به دست داده است.
احمدشاه مسعود نامی است که بخشی از تاریخ سیاسی معاصر افغانستان با آن گره خورده است. او یکی از نمادهای مقاومت در افغانستان است. نبردهای مسعود و همرزمانش با نیروهای روسیۀ شوروی و بعدتر نبردهایی که به فرماندهی او با نیروهای طالبان درگرفت از مسعود یک چهره محبوب اسطوره‌ای در تاریخ افغانستان ساخته است. با خواندن آنچه در کتاب «فرمانده مسعود»، از زبان افراد مختلفی که مسعود را به نحوی می‌شناخته‌اند، درباره او آمده است آشنایی نزدیک‌تری از شخصیت این مرد محبوب و مشهور تاریخ افغانستان به دست می‌آوریم؛ تصویری که سعی شده با واقع‌بینی ارائه شود.
اگرچه هدف کتاب «فرمانده مسعود»، چنانکه در مقدمۀ این کتاب اشاره شده، تحلیل عملکرد احمدشاه مسعود یا نقد و بررسی کامل روش و منش او نیست، اما ژیلا بنی‌یعقوب در بسیاری از پرسش‌هایش از کسانی که احمدشاه مسعود را از نزدیک می‌شناخته‌اند انتقادهای منتقدان و مخالفان مسعود از او را نیز گنجانده است تا از خلال بحث در باب وجوه گوناگون زندگی و شخصیت مسعود آن انتقادات نیز به نحوی منعکس و مطرح و تا جای ممکن به آنها پاسخ داده شود، ضمن آنکه خود این نقدها می‌تواند تصویری دقیق‌تر از شخصیتی این سان تأثیرگذار بر تاریخ سیاسی افغانستان به دست دهد.

مروری بر کتاب «فرمانده مسعود»
کتاب «فرمانده مسعود» حاصل کاری هفت‌ساله است و مصاحبه‌های آن طی سفرهای متعدد ژیلا بنی‌یعقوب به افغانستان تهیه شده است؛ سفرهایی که بین سال‌های 1381 تا 1386 و بعد از وقفه‌ای چندساله بین سال‌های 1395 تا 1397 انجام شده است.
کتاب «فرمانده مسعود» پس از مقدمه با گزارشی از سفر به پنجشیر برای دیدار و مصاحبه با خانواده احمدشاه مسعود آغاز می‌شود. پنجشیر نامی است که نام مسعود چنان با آن عجین شده که دیگر به دشواری بتوان این دو نام را از هم جدا کرد. درّه پنجشیر کانون مقاومت مجاهدین افغانستانی به فرماندهی احمدشاه مسعود در برابر نیروهای روسیۀ شوروی و نیروهای طالبان بود.
کسانی که کتاب «فرمانده مسعود» با آنها مصاحبه شده است، به جز دو نفر، همه افغانستانی هستند و از اقوام گوناگون افغانستان. محمدحسین جعفریان، مستندساز و روزنامه‌نگار و شاعر ایرانی، و هیرومی ناگاکورا، عکاس ژاپنی، دو غیرافغانسانی‌ای هستند که در این کتاب از مسعود و خاطراتشان از او گفته‌اند.
دیگر کسانی که در کتاب «فرمانده مسعود» با آنها مصاحبه شده عبارتند از: احمد مسعود (پسر احمد شاه مسعود)، کاکا تاج‌الدین، احمد ضیاء مسعود، عبدالله عبدالله، مصطفی کاظمی، یونس قانونی، محمد فهیم، بسم‌الله خان، محمدصالح ریگستانی، آمنه افضلی، نسرین گروس، عطا محمد نور، عبدالصبور صبور، حفیظ منصور، لطیف پدرام، توریالی غیاثی، رزاق مأمون، فهیم دشتی، صدیق‌الله توحیدی، نصیر احمد نور، فضل کریم ایماق، عظیم‌الله خان، سیدنبی نبیل، عبدالکریم براهوویی، احمد نواز بختیار، ژنرال عبدالودود، علی نورستانی، ژنرال محب‌الله خان، ژنرال عزیز الرحمان، کاکا جان محمد و غلام موحدین رحمانی.
آنچه می‌خوانید بخشی از گزارشی از کتاب «فرمانده مسعود»، با عنوان «شهر مسعود، باغ مسعود، خانواده مسعود»، است که ژیلا بنی‌یعقوب در آن سفر به پنجشیر برای دیدار و مصاحبه با خانواده احمد شاه مسعود را روایت کرده است:
«چندمین بار است که به پنجشیر می‌آیم، دره زیبایی که نامش در لقب احمدشاه مسعود هم هست؛ شیر دره پنجشیر.
دره پنجشیر آخرین سنگرهای مقاومت مسعود و یارانش برضد طالبان در افغانستان بوده است، در روزگاری که بیش از 90 درصد افغانستان در تسلط طالبان بود، همین پنجشیر برای مجاهدین مانده بود و یکی دو جای دیگر. یکی از فرماندهان مجاهدین در همین باره به من گفته بود: "آمرصاحب را که می‌دیدیم فکر می‌کردیم همه افغانستان در دست ماست."
شهرت و کم‌نظیری پنجشیر به کوه‌های بلند و دره‌های متعددش است و رود توفنده‌ای که در تمام پنجشیر جاری است، رودی با آب زلال و شفاف. رود پنجشیر دره را به دو بخش با نام‌های آفتابی و سایه تقسیم کرده است که در لهجۀ افغانستانی به آن نشر و پی‌تاب می‌گویند.
پنجشیر درواقع یک دره بزرگ است متشکل از ده‌ها دره کوچک و چشم‌نواز و زیبا. این ولایت (استان) بیش از 126 دره بزرگ و ده‌ها دره کوچک دارد که اکثراً یکی مقابل دیگری قرار گرفته و هر دره به چندین دره فرعی تقسیم می‌شود، هرکدام از دره‌های کوچک نیز با عبور از کوه‌های پنجشیر، این منطقه را به استان‌های همجوار وصل می‌کند و همین اتصال اهمیت زیادی به دره پنجشیر می‌دهد؛ موقعیتی که مسعود و مجاهدین در دوره جهاد از آن برای مبارزه با اشغالگران روس و بعدها برای مبارزه با طالبان استفاده کردند. با هفت استان یا به قول افغانستانی‌ها با هفت ولایت کشور (در شمال با تخار، در شمال غرب با بغلان، در غرب با پروان، در جنوب با کاپیسا، در جنوب شرق با لغمان، در شرق با نورستان و در شمال شرق با بدخشان) همسایه و دست کم با سه کشور خارجی هم‌‌مرز است.
پنجشیر میان دو شاخه جنوبی هندوکش، از شمال شرق به جنوب غرب موازی با امتداد هندوکش واقع است و دره‌های فرعی آن از شمال به جنوب و از جنوب به شمال امتداد داشته و به دره اصلی پنجشیر وصل می‌شود.
این‌ بار هدف اصلی‌ام از سفر به پنجشیر دیدار با خانواده مسعود است، پیش از این هر بار به پنجشیر آمدم موفق به دیدار با آنها نشدم، یا در پنجشیر نبودند و یا اگر هم بودند درگیر مراسم سالگرد شهادت مسعود بودند و امکان دیدار با آنها فراهم نمی‌شد. خانواده مسعود اغلب تابستان‌ها را در خانه‌شان در پنجشیر اقامت می‌کنند. پیش از این البته کاکا تاج‌الدین پدر همسر مسعود را چندبار در پنجشیر دیده بودم، به خانه‌اش رفته و با او مصاحبه کرده بودم. این ‌بار می‌خواهم تلاش کنم که همسر مسعود، دخترانش و پسرش احمد را ببینم و با آنها گفتگو کنم. هنوز نمی‌دانم این بار موفق می‌شوم یا نه؟ خیلی‌ها به من گفته‌اند دیدار با خانواده مسعود مخصوصاً همسر و دخترهایش به این راحتی نیست و شاید مهم‌ترین دلیلش نگرانی‌های امنیتی باشد. هنوز هیچ عکسی از همسرش منتشر نشده است و تنها تصویری که از دخترانش منتشر شده، مربوط به دوران کودکی‌شان است. همه امیدم به یکی از دوستان افغانستانی‌ام است که از دوستداران و همراهان مسعود و از نزدیکان احمد مسعود پسر احمدشاه مسعود است. فهیم دشتی قول داده که من را نزد احمد پسر مسعود ببرد و با او مصاحبه کنم و بعد هم از احمد مسعود بخواهم که اجازه بدهد با مادر و خواهرهایش دیدار کنم.
صدیق‌الله توحیدی و فهیم دشتی در این سفر همراهی‌ام می‌کنند، هر دو از روزنامه‌نگاران سرشناس افغانستان هستند و زمانی دوست و همراه مسعود نیز بوده‌اند.
توحیدی می‌گوید: "اینجا برخلاف کابل، می‌توانی کاملاً احساس آرامش و امنیت کنی. کابل مسیر تروریست‌های انتحاری است نه اینجا." از کابل که به سوی پنجشیر می‌آمدیم بارها تاکستان و خانه‌هایی را نشانم داد که طالبان آتش زده بودند و گفت: "خیلی از این خانه‌ها تازه جور (آباد) شده‌اند." تاکستان‌ها و خانه‌هایی در ده‌ها قریه، قریه‌هایی که روزگاری نه‌چندان دور مردمانش جان‌شان را کف دست گذاشتند و با طالبان جنگیدند. در مسیر، همچنین پادگان پشته سرخ را دیدیم که به گفته توحیدی نخستین پادگانی بود که در دوران جهاد به مسعود تسلیم شد و وزیر خارجه دکتر نجیب (رئیس دولت کمونیستی افغانستان که مسعود علیه آن مبارزه می‌کرد) نیز در همین پادگان با مسعود مذاکره کرد.»
کتاب «فرمانده مسعود به روایت نزدیکان، دوستان و همرزمانش» در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.

دربارة ژیلا بنی‌یعقوب، نویسنده و گردآورنده کتاب «فرمانده مسعود»
ژیلا بنی‌یعقوب، متولد بندر انزلی، روزنامه‌نگار و فعال اجتماعی ایرانی است. از فعالیت‌های بنی‌یعقوب در عرصۀ روزنامه‌نگاری می‌توان به همکاری با روزنامه‌های «نوروز»، «وقایع اتفاقیه» و «سرمایه» اشاره کرد. بنی‌یعقوب مدتی دبیر سرویس اجتماعی روزنامۀ «سرمایه» بوده است. او جوایزی جهانی را نیز در عرصۀ روزنامه‌نگاری دریافت کرده است. بنی‌یعقوب همسر بهمن احمدی امویی، روزنامه‌نگار اقتصادی، است. از ژیلا بنی‌یعقوب کتاب دیگری نیز درباره افغانستان و با عنوان «افسوس برای نرگس‌های افغانستان: سفر به نیمروز، کابل، دره پنجشیر، هرات» منتشر شده است.

رتبۀ کتاب «فرمانده مسعود» در گودریدز: 3.50 از 5.

ادامه keyboard_arrow_down

از همین نویسنده