کتاب | علوم انسانی | ادبیات | داستان خارجی | جدانشدنی ها
جدانشدنی ها شابک: 9786002537331 192 صفحه 165 گرم قطع: رقعی نوع جلد: شوميز تیراژ: 1100 جدانشدنی سیمون دوبووار صدف محسنی علوم انسانی ادبیات داستان خارجی

510,000 ریال 680,000 ریال

ناشر: کتاب پارسه

چاپ یکم

کتاب «جدانشدنی‌ها» اثر سیمون دوبووار
Les Inséparables
کتاب «جدانشدنی‌ها» را سیمون دوبووار نظریه‌پرداز فمینیستی فرانسوی براساس رابطه دوستی خود با یکی از همکلاسی‌هایش نوشته است. کتاب حاضر پس از 67 سال از آرشیو دوبووار منتشر شده است.
تایمز در گزارشی بیان می‌کند، دوبووار سال 1954 و پنج سال پس از چاپ مقاله فمینیستی «جنس دوم» رمان «جدانشدنی‌ها» را که موضوع دوستی‌اش با یکی از همکلاسی‌های مدرسه است را می‌نویسد. اما هنگامی که ژان پل سارتر فیلسوف و دوست دوبووار به او گفت که این رمان کسل‌کننده است؛ دوبووار برای همیشه از انتشار آن دست کشید. نسخۀ انگلیسی رمان «جدانشدنی‌ها» پس از سال‌ها از مرگ نویسنده و با اجازۀ سیلوی لوبون دوبووار دخترخواندۀ او سال 2021 منتشر شده است.
درباره کتاب «جدانشدنی‌ها»
ماجرای کتاب براساس داستان واقعی و دوستی بووار با دختری به نام الیزابت لاکوآن مشهور به زازا است. او تنها چند روز از سیمون دوبووارِ 9 ساله بزرگ‌تر است. سیمون دوستی نزدیکی با او حس می‌کند و آنها با هم گفتگوهای طولانی را تجربه می‌کنند. سیمون از وجود زازا هیجان زده و خوشحال است و با او پیوندی جدانشدنی حس می‌کند. اما مرگ زودهنگام زازا، درست یک ماه قبل از تولد بیست‌ودوسالگی‌اش سیمون دوبووار را بسیار تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و او تا مدت‌ها بر اثر این ضربۀ مهلک آزار می‌بیند. داستان با تغییرات و جابه‌جایی‌هایی از نام‌ها، اسامی شخصیت‌ها و مکان‌ها نوشته شده است.
در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
اولین دفعاتی که برای بازی کردن به خانۀ آندره رفته بودم، ترس غریبی بر من چیره شد؛ در خانۀ خیابان گرونل علاوه بر برادرها و خواهرهایش، تعداد زیادی پسرعمو و دخترعمه و دوست‌های کم سن و سال‌شان هم حضور داشتند، که می‌دویدند، فریاد می‌زدند، آواز می‌خواندند، لباس مبدل می‌پوشیدند، روی میزها می‌پریدند و اثاث خانه را واژگون می‌کردند؛ گهگاه مالو که پانزده ساله بود، ژستی بزرگسالانه می‌گرفت و مداخله می‌کرد، اما همان دم صدای خانم گالار به گوش می‌رسید: «بچه‌ها را راحت بگذار خوش بگذرانند.» بی‌تفاوتی او در برابر آسیب‌ها و جراحات احتمالی، ورم‌ها، لکه‌ها یا بشقاب‌های لب‌پر شده و شکسته مرا متحیر می‌کرد. آندره با لبخندی فاتحانه به من می‌گفت:«مامان هیچ‌وقت عصبانی نمی‌شود.»
«آندره گاهی به من می‌گفت: «از بازی کردن خسته‌ام.» برای همین به دفتر کارِ آقای گالار می‌رفتیم و برای اینکه کسی متوجه حضور ما نشود، چراغی را روشن نمی‌کردیم و آنجا چنانکه گویی لذت جدیدی را کشف کرده باشیم، سرگرم پرچانگی می‌شدیم. در خانه والدینم با من صحبت می‌کردند، من هم با آن‌ها حرف می‌زدم، ولی هیچ تجربه‌ای از پرچانگی با آن‌ها در خاطرم نمانده است. با آندره اما گفتگوی به تمام معنا صورت می‌گرفت، مثل گفتگوهای شبانۀ مامان و بابا. آندره در دورۀ نقاهت طولانی مدتش، کتاب‌های زیادی را خوانده بود و من از اینکه او گمان می‌کرد پیشامدهای داستان به واقع در دنیای حقیقی روی داده‌اند، حیرت‌زده می‌شدم. آندره از هوراس و پولی‌یوکت نفرت داشت، دن کیشوت و سیرانو دوبرژارک را چنان تحسین می‌کرد که گویی شخصیت‌هایی زنده و واقعی بودند. دربارۀ آثار قرون گذشته هم پیش داوری‌های قاطعانه‌ای می‌کرد. ادبیات یونان را دوست داشت، آثار روم در نظرش کسالت‌بار می‌نمود، تیره‌بختی‌های لویی هفدهم و خاندانش احساسی را در او بر نمی‌انگیخت و مرگ ناپلئون او را متأثر می‌کرد.

درباره نویسنده کتاب «جدانشدنی‌ها»
سیمون لوسی ارنستین ماری برتراند دوبووار فیلسوف، فمینیست، اگزیستانسیالیست و نویسندۀ فرانسوی بود. او سال 1908 در پاریس و در خانواده‌ای بورژوا به دنیا آمد. او لقب نامدارترین زن روشنفکر جهان را دارد. بووار در رشته‌های زبان، ادبیات و ریاضیات تحصیل کرد و سپس به تحصیل فلسفه در دانشگاه سوربن پرداخت و پس از آن نیز به تدریس فلسفه مشغول شد. او عضو حلقۀ فلسفی دوستانه بود که گروهی از دانشجویان مدرسه اکول نورمال پاریس تشکیل داده بودند. با اینکه دوبووار دانشجوی مدرسه نبود، اما در این گروه که ژان پل سارتر هم عضویت داشت، شرکت کرده بود. او تصمیم گرفت در آزمونی شرکت کند تا بتواند فلسفه تدریس کند و در این آزمون با ژان پل سارتر آشنا شد. سارتر در این آزمون نفر اول و دوبووار نفر دوم شد. با وجودی که زنان در آن دوره کمتر به تدریس فلسفه می‌پرداختند؛ بووار لقب جوان‌ترین پذیرفته شدۀ این آزمون را از آن خود کرد. بووار و سارتر پس از آشنایی با هم رابطۀ عاطفی داشتند که با وجود تنش‌ها و روابط عاطفی متعدد‌شان تا آخر عمر به این رابطه هم ادامه دادند.
سیمون دوبووار را بعد از سال 1968 مادر فمینیسم هم نامیده‌اند. بووار نویسندۀ بیانیه مانیفست 343 بود که زنان بسیاری آن را امضا کردند و آزادی جنین را خواستار شدند. ناگفته نماند: کتاب‌های بووار جزو آثار مشهور در دنیا به شمار می‌روند. او سال 1954 توانست جایزه گنکور را دریافت کند.
آثار سیمون دوبووار عبارتند از: «مهمان»، «خون دیگران»، «همه می‌میرند»، «جنس دوم»، «ماندارین‌ها»، «خاطرات یک دختر مطیع»، «مرگی بسیار آرام»، «تصاویر زیبا»، «زن وانهاده»، «کهنسالی»، «مراسم وداع».
سیمون دوبووار در سال 1986 و در سن 78 سالگی از دنیا رفت و پیکر او کنار ژان پل سارتر در گورستان مونپارناس به خاک سپرده شد.
درباره ترجمه فارسی کتاب «جدانشدنی‌ها»
کتاب «جدانشدنی‌ها» را صدف محسنی به فارسی برگردانده است. بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه کتاب حاضر را برای علاقه‌مندان منتشر کرده است.
رتبه کتاب «جدانشدنی‌ها» در گودریدز: 3 از 5

ادامه keyboard_arrow_down