کتاب | علوم انسانی | ادبیات | زندگینامه و خاطرات | از قیطریه تا اورنج کانتی
از قیطریه تا اورنج کانتی شابک: 9786220108757 334 صفحه 332 گرم قطع: رقعی نوع جلد: شوميز تیراژ: 2000 قیطریه اورنج کانتی حمیدرضا صدر علوم انسانی ادبیات زندگینامه و خاطرات

735,000 ریال 980,000 ریال

ناشر: چشمه

چاپ یکم

کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» نوشتۀ حمیدرضا صدر
شرحِ شرحه‌شرحۀ مواجهه با مرگ. حمیدرضا صدر در کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی»، کتابی که به وصیت خود او بعد از درگذشتش منتشر شده است، تجربه‌هایش از دوران ابتلا به بیماری کُشنده سرطان ریه را نوشته است. کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» یک کتاب اتوبیوگرافیک است. این کتاب را شاید بتوان شخصی‌ترین و تلخ‌ترین کتاب حمیدرضا صدر و نیز یکی از آثار مهم اتوبیوگرافیک ایرانی که با محوریت رنج و بیماری و مرگ نوشته شده به شمار آورد. حمیدرضا صدر در کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» در مجاورت مرگ به زندگی می‌نگرد. او در این کتاب هم از رَوَندِ بیماری مرگبار خود می‌نویسد و هم از نظرگاه کسی که خود را نزدیک مرگ می‌بیند لحظات زندگی روزمره را روایت می‌کند و گاه با طنزی تلخ و گاه با اندوه، گاه خشمگین و گاه آرام و در مجموع با نگاهی واقع‌بینانه، هم زندگی و هم تجربۀ مواجهه با بیماری و نزدیکی به مرگ را ثبت می‌کند. او می‌کوشد وضعیت واقعی انسانی قرار گرفته در چنین تجربۀ تراژیکی را ترسیم کند و البته طبیعی است که در روایت او که اهل فوتبال و سینما و خاطره است، جاهایی از فیلم و فوتبال نیز سخن به میان آید و به خاطرات گذشته نیز گریز زده شود.

مروری بر کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی»
کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» از مقدمه‌ای با عنوان «به جای مقدمه»، دو بخش به نام‌های «در تهران» و «در امریکا» و مؤخره‌ای با عنوان «به جای مؤخره» تشکیل شده است. کتاب با اشاره به سفری متفاوت آغاز می‌شود که در کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» قرار است شرح آن را بخوانیم؛ سفری از سلامتی به بیماری و از بیماری به جانب مرگ؛ سفری که حمیدرضا صدر در سطرهای آغازین کتاب در وصف آن می‌نویسد: «ای داد که چه سفری پیشِ رو داری، پسرجان. سفری متفاوت با سفرهای پیشین. سفری بدون سرخوشی، سفری بدون خنده. سفری بی‌بازگشت. سفری با پرسش‌هایی پیش‌پاافتاده: حقیقت زندگی در سلامتی است یا بیماری؟ از دست دادن مهم‌تر است یا به دست آوردن؟ امید قوی‌تر است یا نومیدی؟ فقدان چیست و وفور کدام است؟»
بعد از این سطرها روایت اینکه بیماری چطور شروع شد آغاز می‌شود. حمیدرضا صدر در کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» ما را با خود مرحله‌به‌مرحله در سفر رنج‌باری که پیموده همراه می‌کند. همراه با او در این سفر از پشت عینک کسی که درد و تحلیل جسم و رنج روحیِ برآمده از آن را تجربه می‌کند به جهان می‌نگریم؛ هم به جهان بیماران و هم به جهان بیرون از بیمارستان و دور از بیماری که همان جهان عادی و روزمرگی‌های زندگی هر روزه است.
کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی»، چنانکه گفته شد، به جز مقدمه و مؤخره از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست وقایع‌نگاری دوران اولیۀ بیماری در تهران است و بخش دوم مربوط به زمانی که صدر برای درمان بیماری راهی امریکا و مقیم آنجا شده است. صدر در کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» با دقت به خود و اطراف خود و آنچه در دوران بیماری تجربه می‌کند می‌نگرد. از بیماران دیگری که می‌بیند می‌نویسد و نیز از وداع تلخ با عزیزان و نزدیکان. او در این کتاب احساسات و افکار خود را بی‌پرده بیان می‌کند و تنهایی انسان در دم مرگ را به تصویر می‌کشد.
اینک بخشی دیگر از این کتاب:
«نشسته‌ای و به پشتی صندلی تکیه داده‌ای. ظاهراً بر همه‌چیز مسلطی اما برای لحظه‌ای سرت گیج رفته. نفهمیده‌ای اتاق دور سرت چرخیده یا تو حرکت کرده‌ای. به خودت می‌گویی، مگر همیشه انتظار فرارسیدنش را نمی‌کشیده‌ای؟ مگر پدر و عموزاده‌هایش همگی در چنین باتلاقی دفن نشده‌اند؟ مگر همیشه از مرگ سخن نمی‌گفتی؟ مگر مرگ‌اندیش نبوده‌ای؟
احساس بی‌وزنی، احساس سبکی، احساس بدل شدن به یک پَر، به یک تکه کاغذ کوچک رهاشده در هوا که چرخ‌زنان به سوی زمین می‌رود و نمی‌داند کجا پایین بیاید. احساس کنده شدن از زمین. چشمانت را می‌مالی و خودت را جمع‌وجور می‌کنی. روی صندلی جابه‌جا می‌شوی.
دکتر ب--- دستور نمونه‌برداری از لکه و توده را می‌دهد. لزوم فرستادن نمونه‌ها برای آزمایشات پاتولوژی. یکی از اوراق دفترچه‌بیمه‌ی دست‌نخورده‌ات به سرعت برق‌وباد سیاه شده و همین یک برگه برای کل زندگی‌ات کافی است. همین چند واژه و چند آزمایش.
در این لحظات هیچ‌چیزِ رمانتیک و دراماتیکی از جنس آن‌چه در فیلم‌ها دیده‌ای و در کتاب‌ها خوانده‌ای وجود ندارد. کلیشه‌ها و قصه‌ها مسخره‌اند. همه‌چیز سرد است و سنگی. سنگ... سنگ... سنگ... هم فضا. هم میز و هم صندلی. هم پزشکان. هم سایر بیماران. هم خودت. احساس می‌کنی ماهیت انسانی‌ات محو شده. چون نمی‌دانی به کدام سو می‌روی و تعریف روشنی هم از نبودن نداری. انگار از عالم‌و‌آدم کنده شده‌ای و تک افتاده‌ای، متعلق به هیچ کجا. بله، همان ناکجاآباد.
بی‌اهمیت ‌شدن همه‌چیز: سفر به امریکا، طرح‌های نو، کتاب‌های جدید. ناگهان شده‌ای یکی از آن بیماران منتظر. در صف مرگی که همیشه به آن فکر کرده‌ای.»
کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» در نشر چشمه منتشر شده است.

درباره حمیدرضا صدر، نویسنده کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی»
سید حمیدرضا صدر، متولد 30 فروردینِ 1335 در مشهد و درگذشته به سال 1400 در کالیفرنیا، کارشناس و مفسر فوتبال، پژوهشگر تاریخ فوتبال، منتقد فیلم، جُستارنویس و داستان‌نویس ایرانی بود. صدر دارای لیسانس اقتصاد و فوق لیسانس شهرسازی از دانشگاه تهران و نیز دارای دکتری برنامه‌ریزی شهری از دانشگاه لیدز انگلستان بود. سینما و فوتبال دو علاقۀ اصلی حمیدرضا صدر بودند. او در سال‌های اخیر در برنامه‌های تلویزیونی به عنوان مفسر و کارشناس فوتبال حضور می‌یافت و کتاب‌هایی نیز درباره فوتبال و تاریخ فوتبال تألیف کرد. در مجلۀ «فیلم» به‌طور ثابت درباره فیلم و سینما می‌نوشت و همچنین با نشریات «زن روز»، «هفت»، «سروش»، «تهران امروز»، «شرق» و «بانی فیلم» و چند نشریۀ ورزشی همکاری می‌کرد. همکاری با وبگاه «گل» و نیز شرکت در برنامۀ تلویزیونی «آن‌سوی نیمکت» از دیگر فعالیت‌های اوست.
حمیدرضا صدر به مدت سه سال با بیماری سرطان ریه درگیر بود اما این موضوع تا روزهای آخر زندگیش رسانه‌ای نشد. او برای درمان همین بیماری راهی امریکا شد و سرانجام در 25 تیرماهِ 1400 در کالیفرنیا درگذشت.
از جمله آثار تألیفی حمیدرضا صدر در زمینۀ فوتبال و سینما می‌توان به کتاب‌های «روزی روزگاری فوتبال: فوتبال و جامعه‌شناسی»، «پیراهن‌های همیشه (مردان فوتبال: تک‌نگاری‌ها)»، «پسری روی سکوها: وقایع‌نگاری چهاردهه‌ای فوتبال ایرانی» و «درآمدی بر تاریخ سیاسی سینمای ایران(1280 ـ 1380)» اشاره کرد.
از صدر دو رمان وقایع‌نگارانۀ تاریخی نیز منتشر شده است؛ یکی رمان «تو در قاهره خواهی مُرد» درباره محمدرضا پهلوی و دیگری رمان «سیصد و بیست و پنج» درباره حسنعلی منصور. رمان «تو در قاهره خواهی مُرد» در سال 1394 در جایزه ادبی «جلال آل احمد» مورد تقدیر قرار گرفت.
صدر ترجمۀ دو رمان را نیز در کارنامۀ کاری خود دارد که عبارتند از: «یونایتد نفرین‌شده» و «یه چیزی بگو».

رتبۀ کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» در گودریدز: 5 از 5.

ادامه keyboard_arrow_down

از همین نویسنده