مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

دنیا همین است

مترجم: مژده الفت
دسته‌بندی: ادبیات ترکیه
کد آیتم: 1524668

برچسب‌ها

تومان 200,000

مشخصات

کد کالا: 1524668
بارکد: 9786004904506
سال انتشار: 1402
نوبت چاپ: 1
تعداد صفحات: 192
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی

معرفی

کتاب «دنيا همين است» نوشت? ماهر اونسال اريش
پرسه‌اي طولاني در هزارتوي آدم‌ها و سرگذشتشان. کتاب «دنيا همين است»، با عنوان اصلي Dünya Bu Kadar، رماني سيال و پرجنب‌وجوش با شخصيت‌هاي گوناگون است.
ماهر اونسال اريش در کتاب «دنيا همين است»، با روايتي سيال و ريزبينانه و طنزي پنهان و ظريف و رندانه، شهر فرنگي از اشخاص گوناگون و زندگي‌هاي مختلف را پيش چشم ما مي‌گرداند و از دل حکايت شخصيت‌هاي رمان خود، به دل يک تاريخ و سرگذشت يک ملت و رنج‌ها و مصائب‌شان نقب مي‌زند و قص? يک ملت را، گويي با خواندن ضمير هر يک از شخصيت‌هاي رمان، ‌حکايت مي‌کند.
کتاب «دنيا همين است» اولين رمان ماهر اونسال اريش، داستان‌نويس اهل ترکيه، است.
متن اصلي کتاب «دنيا همين است» اولين بار در سال 2015 منتشر شده است.

مروري بر کتاب «دنيا همين است»
حرکت در دنياي ذهني آدم‌هاي گوناگون و پيمودن جغرافياي دروني آن‌ها و نقل آن‌چه بر آن‌ها گذشته است، کاري است که ماهر اونسال اريش در کتاب «دنيا همين است» ماهرانه از عهد? آن برآمده است.
ماهر اونسال اريش در کتاب «دنيا همين است» شيوه‌اي سيال را براي روايتگري و حرکت از شخصيت و سرگذشتي به شخصيت و سرگذشتي ديگر برگزيده است که يادآور شگرد جان دوس پاسوس در رمان «ينگه‌دنيا» و اي. ال. دکتروف در رمان «رگتايم» است. قص? شخصيتي روايت مي‌شود و آن‌گاه وارد قص? شخصيتي ديگر مي‌شويم و اين روايت‌ها همين‌طور سلسله‌وار ادامه مي‌يابند و ما را به هزارتوي آدم‌هاي گوناگون و نيز به دل حوادثي چون زلزله‌اي ويرانگر و جنگ و سال‌هاي آغازين شکل‌گيري ترکي? جديد مي‌برد و تاريخ يک ملت و مصائب و فجايعي را که مردم يک سرزمين از سر گذرانده‌اند، از خلال روايت قص? هر يک از اشخاص رمان، به تصوير مي‌کشد و شخصيت‌هاي مختلف را در يک کُل به‌هم پيوند مي‌زند و متصل مي‌کند. اين تاريخ‌نگري، وجه تشابه ديگر کتاب «دنيا همين است» با رمان‌هاي «ينگه‌دنيا» و «رگتايم» است.
طنز پنهان و تلخ و توجه به جزئيات ظريف در پرداخت شخصيت‌ها و موقعيت‌ها از جمله ويژگي‌‌هايي هستند که کتاب «دنيا همين است» را به رماني خواندني بدل کرده‌اند.
در بخشي از کتاب «دنيا همين است» مي‌خوانيد: «حسن فهمي، پدر توران، که سال‌هاي جنگ کُره و اسارتش را سرآغاز مهم‌ترين وقايع زندگي‌اش مي‌دانست مدام صحنه‌هاي جنگ را پيش چشم داشت و از حرف زدن دربار? آن دوران لذت مي‌برد. هر وقت از جنگ کُره و اسارت و رشادت‌هايش حرف مي‌زد حالت عصبي چهره‌اش عوض مي‌شد و خطوط خشن صورتش جاي خود را به چروک‌هايي ظريف و نرم مي‌داد. مي‌گفت "اين جنگ آزمون تُرک‌ها با آتش بود!" اين جمله اسم يکي از کتاب‌هاي پسرش بود و او دوست داشت هرجا که او حضور ندارد به کارش ببرد. يادگاران آن دوره را که اوج زندگي‌اش مي‌دانست تمام عمر با خود حمل کرد. از کتف راست تا زير بغلش 23 بخيه خورده بود. به بي‌خوابي درمان‌ناپذير، ضعف حافظه، ترس از تاريکي و تنهايي هم مبتلا بود. اما در پس حکايات قهرمانانه‌اي که تا روزهاي آخر عمرش در هر فرصتي تعريف مي‌کرد، کابوس‌هايي پايان‌ناپذير پشت پرد? ضخيمي از ترس پنهان بود. حسن فهمي با تعيين محل خدمت سربازي‌اش در عاياش خيلي خوشحال شد. جنگ جهاني دوم تمام شده و آن پرد? سياه از بالاي سر دنيا کنار رفته بود. پايتخت در دل آناتولي مي‌درخشيد و رشد مي‌کرد. گردشگران يا کساني که براي مأموريت به آنکارا مي‌رفتند با آب و تاب فراوان از شهر تعريف مي‌کردند. از اولوس، پارک گنچليک، يني‌شهير، ماشين‌هاي در گذر از بلوارهاي عريض و دل‌باز، جواناني که با پيراهن‌هاي آهارزده و کفش‌هاي جلاخورده در بازارها مي‌گشتند و خيابان‌هاي شهرهاي جديد جمهوريت جوان را تماشا مي‌کردند. حسن فهمي از تصور پيوستن به جمع آن جوانان هيجان‌زده بود.
تازه دور? آموزشي تمام شده بود که روزي همه را در ناهارخوري جمع کردند. قرعه‌کشي با برگه‌هاي ريخته‌شده در تشت چوبي انجام شد. هر که برگ? سفيد برمي‌داشت همان‌جا مي‌ماند و آنان که قرع? کُره به نامشان مي‌افتاد صبح روز بعد به اتيمسگوت اعزام مي‌شدند. فقط همان‌جا بخت با او يار بود. چون سه نفري که از روزهاي اول سربازي با هم جور شده بودند و هواي همديگر را داشتند قرع? کره را کشيدند. کشانلي نعلبند شکيب، توفيق استانبولي و حسن فهمي. نعلبند لقب شکيب نبود، پيش از سربازي واقعاً نعلبندي مي‌کرد، حرف? به‌يادگارمانده از پدر. پسر بدشانسِ روم در هنگ هم مسئول آهنگري شد. پسر شوخ‌طبعي بود که جوک‌هاي ناجور تعريف مي‌کرد، با شانه صداي کلارينت درمي‌آورد و مي‌توانست بدترين ساعات سربازي را هم مفرح و دلپذير کند. دنيا را آب مي‌برد او را خواب مي‌برد. غم دنيا عين خيالش نبود. خوش‌قلب و خوش‌نيت بود و پرکار. اما مثل رفقايش، حسن فهمي و توفيق بايراک، خوش‌شانس نبود. در حين عملياتي در جنگ کُره ترکش خمپاره‌اي سينه‌اش را دريد و تکه‌تکه کرد. حتي صاحب مزار هم نشد. در سفر 21 روزه با کشتي چقدر شاداب بود. وقتي بيشتر سربازان دريازده که بار اول سوار کشتي مي‌شدند بر عرشه دنبال جايي براي بالاآوردن مي‌گشتند، او چنان سرخوش و هيجان‌زده بود که انگار نه به جنگ که با دوستانش به کشف بهشت گمشده مي‌رود. حسن فهمي و توفيق مي‌ترسيدند. درست از همان لحظه که قرعه را از تشت چوبي برداشتند و چشمشان به نوشته افتاد: "اعزام به کُره." ترس هر روز به‌طرزي موذيانه بيشتر مي‌شد.»

دربار? ماهر اونسال اريش، نويسند? کتاب «دنيا همين است»
ماهر اونسال اريش (Mahir Unsal Eri?)، متولد 1980، داستان‌نويس و مترجم اهل ترکيه است.
اريش، علاوه بر داستان‌نويسي، آثار گوناگوني را هم، اعم از داستاني و غيرداستاني، به زبان تُرکي ترجمه کرده است. او همچنين براي بعضي روزنامه‌ها و مجلات، مقاله‌هايي دربار? فوتبال نوشته است.
از جمله آثار ماهر اونسال اريش مي‌توان به کتاب‌هاي «ديگران»، «همان‌طور که بوديم زيبا بوديم» و «نام من فريدون است» اشاره کرد.

دربار? ترجم? فارسي کتاب «دنيا همين است»
کتاب «دنيا همين است» با ترجم? مژده اُلفت در نشر نو منتشر شده است.
مژده اُلفت، متولد 1345 در تهران، مترجم و داستان‌نويس ايراني است. از ترجمه‌هاي او مي‌توان به کتاب‌هاي «طرز تهيه‌ي تنهايي در آشپزخانه‌ي عشق»، «خانه‌ي خاموش»، «زني با موهاي قرمز»، «نازلي و شهرش استانبول» و «ديگران» و از آثار داستاني‌اش مي‌توان به کتاب‌هاي «فرشته از تهران» و «برسد به دست گمشده‌ها» اشاره کرد.

نظرات کاربران

0.0 از ۵
بر اساس 0 نظر

خدمات و ارسال

ارسال سریعارسال به سراسر کشور در کمترین زمان
تضمین اصالت کالاکالاهای اورجینال و با گارانتی معتبر
بسته‌بندی مناسببسته‌بندی ایمن برای جلوگیری از آسیب
پشتیبانی خریدپاسخگویی به سوالات قبل و بعد از خرید