کتاب | علوم انسانی | ادبیات | داستان خارجی | ابتکار گورخر خالخالی
ابتکار گورخر خالخالی شابک: 9786002537706 320 صفحه 277 گرم قطع: رقعی نوع جلد: شوميز تیراژ: 1100 ابتکار گورخر خالخالی رافائل ژیوردانو شبنم درویش علوم انسانی ادبیات داستان خارجی

521,250 ریال 695,000 ریال

ناشر: کتاب پارسه

چاپ یکم

رمان «ابتکارِ گورخرِ خالخالی»، اثر رافائل ژیوردانو
رمان «ابتکارِ گورخرِ خالخالی»، با عنوان اصلی Le bazar du zèbre à pois، از تازه‌ترین آثار رافائل ژیوردانو، نویسنده رمان‌های انگیزشی و روان‌شناختی، است. ژیوردانو در رمان «ابتکارِ گورخرِ خالخالی»، که متن اصلی آن نخستین بار در سال 2021 منتشر شده است، در قالب قصه‌ای جذاب و خوشخوان و پُرکشش داستان‌ آدم‌هایی را روایت می‌کند که از هوشی متفاوت با هوش عادی و بهنجار برخوردارند. «ابتکارِ گورخرِ خالخالی» رمانی است در ستایش و تشویق خلاقیت و جسارت و سرسختی به خرج دادن برای عملی کردن ایده‌های نو و نامتعارف. ژیوردانو در این رمان سعی دارد مخاطبانش را ترغیب کند که به فردیت و خلاقیت خود میدان بدهند و از متفاوت بودن با دیگران نترسند و این تفاوت را به عنوان ابزاری برای موفقیت به کار گیرند. «ابتکارِ گورخرِ خالخالی» رمانی است که به ما یادآوری می‌کند که انسان همیشه قرار نیست بهنجار و به‌قاعده رفتار کند و افراط در بهنجار بودن می‌تواند خلاقیت‌کُش باشد و آزادی عمل را از افراد بگیرد. ژیوردانو در این رمان از دو نیمکره چپ و راست مغز سخن می‌گوید و از اینکه معمولاً فقط به نیمکره چپ مغز، یعنی نیمکره‌ مرتبط با استدلال منطقی و معقول، بها داده می‌شود انتقاد می‌کند. ژیوردانو در «ابتکارِ گورخرِ خالخالی» نشان می‌دهد که نیمکره راست مغز، که جای شهود و احساسات است، نیز به اندازه نیمکره چپ مهم است و باید آن را تقویت کرد. در این رمان صحبت از آدم‌هایی است که نیمکره راست مغز‌شان قوی‌تر است و از همین رو جامعه آن‌ها را وصلۀ ناجور و عنصر ناهنجار قلمداد می‌کند، در حالی که این اشخاص اگر دربرابر طرد و تحقیر عمومی جا نزنند و به فردیت خود و تفاوت‌شان با دیگران میدان بدهند می‌توانند آرزوها و رؤیاهایی بزرگ‌تر از خواست‌های عادی و روزمره و پیش پا افتاده را تحقق بخشند و غیرممکن‌ها را ممکن کنند.

مروری بر رمان «ابتکارِ گورخرِ خالخالی»
رمان «ابتکارِ گورخرِ خالخالی» درباره چند شخصیت نامتعارف و عجیب‌و‌غریب است که در شهری کوچک در فرانسه یکدیگر را پیدا می‌کنند. عامل آشنایی آن‌ها فروشگاهی عجیب است که تازه در این شهر افتتاح شده است. این فروشگاه را بازیل، شخصیت اصلی رمان، باز کرده و نام «بازار گورخر خالخالی» را روی آن گذاشته است. نام و چیدمان نامتعارف ویترین فروشگاه، آن هم در شهری کوچک که در آن از آوانگاردبازی چندان خبری نیست، جلب توجه می‌کند. یکی از کسانی که توجهش به این فروشگاه جلب می‌شود نوجوانی سرکش و عصیانگر و ناآرام به نام آرتور است؛ نوجوانی که بازیل را به یاد نوجوانیِ خودش می‌اندازد، چون خود او هم در نوجوانی با اطرافیانش فرق داشته و از همین رو تنها بوده است. بازیل مخترع چیزهایی است که در معنای متعارف مفید و به‌دردخور محسوب نمی‌شوند؛ چیزهایی که در محدوده رؤیاها و آرزوهای کوچک نمی‌گنجند.
رمان «ابتکارِ گورخرِ خالخالی» از منظر شخصیت‌های مختلف رمان روایت می‌شود. در بخش‌هایی از رمان خود بازیل راوی است و در بخش‌هایی دیگر روایت به‌صورت سوم‌شخص محدود به ذهن شخصیت‌های دیگر رمان پیش می‌رود. جولیا، مادر آرتور، از دیگر شخصیت‌های رمان است. در واقع می‌توان گفت که ژیوردانو در رمان «ابتکارِ گورخرِ خالخالی» انجمنی از متفاوت‌ها را گردآورده است. انجمنی از کسانی را که «گورخر» نامیده می‌شوند و گورخرها، چنانکه در رمان از زبان بازیل توضیح داده شده، همان کسانی هستند که هوش و ادراکی متفاوت دارند و نیمکره راست مغزشان فعال‌ است. این آدم‌ها دارای احساسات و شهود قوی هستند و اهل ابداع و اختراع و خلاقیت‌اند. آن‌ها با نگاه انتقادی به همه‌چیز می‌نگرند و در امور و باورهایی که بدیهی و قطعی فرض شده‌اند شک می‌کنند و کلیشه‌ها را نمی‌پذیرند.
ژیوردانو در قالب رمان «ابتکارِ گورخرِ خالخالی» سعی دارد شیوه تقویت و فعال‌سازی فردیت و خلاقیت را، به‌صورتی شیرین و جذاب، به مخاطبان خود آموزش دهد. این رمان به ما می‌گوید که متفاوت‌بودن نه فقط چیز بدی نیست، بلکه با استفاده درست از آن می‌تواند به ابتکار و خلاقیت و احساس رضایت از خود و زندگی منجر شود. «ابتکارِ گورخرِ خالخالی» رمانی است در ستایش خلاقیت و درباره ضرورت پرورشِ آن؛ رمانی که ما را به پرسشگری، شک کردن در هرآنچه مسلّم و بدیهی می‌نماید و نیز به پیدا کردن جوهر وجودی‌مان ترغیب و تشویق می‌کند. ژیوردانو، به عنوان نویسنده‌ای که خلاقیت دغدغۀ اوست، در این رمان می‌خواهد اسرار خلاقیت را به مخاطبان خود بیاموزد و نشان دهد که چگونه با استفاده از هر دو نیمکره منطقی و احساسی مغز، به جای میدان دادن به یکی از آن‌ها و نادیده گرفتن دیگری، می‌توان زندگی بهتری داشت.
رمان «ابتکارِ گورخرِ خالخالی» با ترجمۀ شبنم درویش در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.

درباره رافائل ژیوردانو، نویسندة کتاب «ابتکارِ گورخرِ خالخالی»
رافائل ژیوردانو (Raphäelle Giordano)، متولد 1974، داستان‌نویس فرانسوی، نقاش و مربی خلاقیت و فارغ‌التحصیل رشتۀ هنرهای کاربردی از مدرسۀ عالی استین است. روانشناسی از دیرباز و از دوره کودکی یکی از علاقه‌مندی‌های اصلی ژیوردانو بوده است و تأثیر این علاقه را در رمان‌های او نیز می‌بینیم. ژیوردانو نخستین بار با رمان روان‌شناختی و انگیزشی «زندگی دومت زمانی آغاز می‌شود که می‌فهمی یک زندگی بیشتر نداری» به عنوان داستان‌نویس مشهور شد. این رمان، با استقبالی که از آن شد، ژیوردانو را به نویسنده‌ای محبوب و پرمخاطب بدل کرد.
ارتباطات و فنون ارتباطی، مدیریت استرس، انسجام تیمی و پرورش خلاقیت و نوآوری از جمله تخصص‌ها و فعالیت‌های ژیوردانو در حیطۀ روانشناسی است. از دیگر کتابهای او می‌توان به «دفترچۀ 100 درصد خوشبختیِ من»، «رازهای دکتر کولزن»، «من می‌خواهم ذِن شوم» و «الهۀ عشق با بال‌های کاغذی» اشاره کرد.

رتبۀ رمان «ابتکارِ گورخرِ خالخالی» در گودریدز: 3.99 از 5.

ادامه keyboard_arrow_down

از همین نویسنده