تابستانی با پروست
Ein Sommer mit Proust
ماتیاس چوکه
ناصر غیاثی
فرهنگ نشر نو
دسته بندی: یادداشت-ها-و-نامه-ها
| کد آیتم: |
1524527 |
| بارکد: |
9786004903271 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
104 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «تابستاني با پروست» نوشت? ماتياس چوکه
کتابي کوچک و جمعوجور درباب يک رمان بزرگ و عريضوطويل. کتاب «تابستاني با پروست»، با عنوان اصلي Ein Sommer mit Proust، دربار? يک چالش آشنا براي رمانخوانها و مخصوصاً نويسندهها و متخصصان ادبيات است: چالش خواندن کتاب «در جستجوي زمان از دست رفته» مارسل پروست؛ رماني طولاني و سختخوان که معروف است به اينکه کمتر کسي از پس خواندن آن تا به آخر برآمده است؛ رماني که دربارهاش زياد حرف ميزنند اما تعداد کساني که آن را از اول تا آخر خواندهاند زياد نيست.
ماتياس چوکه در کتاب «تابستاني با پروست» چالش پروستخواني را دستماي? نگارش کتابي کوتاه و طنزآميز در نقد و تفسير کتاب «در جستجوي زمان از دست رفته» قرار داده است.
کتاب «تابستاني با پروست» شرح مواجه? نقادانه و طنزآميز يک نويسند? سوئيسي معاصر با رمان «در جستجوي زمان از دست رفته» است؛ مواجههاي جسورانه که هم مفرح است و هم بيانگر حس واقعي يک نويسنده دربار? رماني مشهور که امروزه از مهمترين کلاسيکهاي مدرن عالم ادبيات بهحساب ميآيد.
متن اصلي کتاب «تابستاني با پروست» اولين بار در سال 2017 منتشر شده است.
مروري بر کتاب «تابستاني با پروست»
چنانکه پيشتر اشاره شد، کتاب «تابستاني با پروست» کتابي کوتاه است. اينکه ماتياس چوکه در حجمي اينهمه کم، از رماني اينهمه طولاني سخن گفته است خود نشانهاي از رندي و شوخطبعي او در مواجهه با رمان «در جستجوي زمان از دست رفته» مارسل پروست است. کوتاهي کتاب «تابستاني با پروست» را ميتوان نقيض? طولاني بودن کتابي قلمداد کرد که چوکه دارد از آن سخن ميگويد و ميکوشد آن را، به هر بدبختياي که شده، تا آخر بخواند تا بر اضطراب ناشي از نخواندن اثري مهم غلبه کند.
چوکه در کتاب «تابستاني با پروست»، ضمن صحبت از رمان «در جستجوي زمان از دست رفته» و تجرب? خواندن اين رمان، بيانگر اضطرابي است که هر نويسنده و اديبي، بابت نخواندن يک اثر ادبي مشهور و مهم، به آن دچار ميشود. اين اضطراب، مشخصاً در مورد رمان «در جستجوي زمان از دست رفته»، يک اضطراب شايع و رايج است چون خواندن اين رمان طولاني کار آساني نيست و هر نويسندهاي که اين رمان را نخوانده است ميترسد که روزي لو برود و آبرو و اعتبار ادبياش، از اين بابت که هنوز رماني اينهمه معروف و مهم را نخوانده است، زير سؤال برود. ماتياس چوکه را هم همين اضطراب، در حوالي شصتسالگي، به خواندن رمان پروست واداشته است. او در کتاب «تابستاني با پروست»، همينطور که نق ميزند و از مطول بودن و ملالانگيز بودن کتاب «در جستجوي زمان از دست رفته» مينالد، به خواندن اين کتاب ادامه ميدهد و سرانجام تمامش ميکند و به اين نتيجه ميرسد که: «آنچه را که آدم بايد خوانده باشد، نبايد خوانده باشد.»
البته چوکه در کتاب «تابستاني با پروست» اذعان ميکند که رمان «در جستجوي زمان از دست رفته» حاوي پارههايي درخشان و لذتبخش است و ميگويد که از خواندن بخشهايي از اين رمان به وجد آمده است اما پروستخواني در مجموع برايش تجربهاي ملالانگيز و طاقتفرسا و هولناک است. از نظر چوکه رمان پروست «کتاب دهشتباري است همراه با پارههايي محشر».
کتاب «تابستاني با پروست» بهصورت مجموعهاي از ايميلهايي نوشته شده که نويسنده – راويِ اين کتاب، حين خواندن رمان «در جستجوي زمان از دست رفته»، براي اين و آن ميفرستد. مخاطبانِ ايميلهاي او افرادي مختلف، از مترجم گرفته تا پروستشناس و... ، هستند. چوکه در اين ايميلها، هم از رمان پروست حرف ميزند و هم شمهاي از احوال شخصياش را در ايام پروستخواني بيان ميکند و از روزهايي مينويسد که نميتواند چيزي بنويسد. او همچنين در کتاب «تابستاني با پروست» از نويسندهاي حرف ميزند که رقيب اوست و اخبار موفقيتهايش هر روز در نشريات چاپ ميشود و چوکه گويي دربرابر موفقيتهاي اين رقيب، به نوعي حسد و اضطراب دچار است.
چوکه در کتاب «تابستاني با پروست» دارد ترجم? آلماني رمان پروست را ميخواند و گاهي شک ميکند که شايد ايراد از ترجمه است و همچنين از غلطهاي چاپي فراواني که در کتابش هست و فرايند خواندن را دچار اخلال ميکند.
در کتاب «تابستاني با پروست»، ضمن نقد کتاب «در جستجوي زمان از دست رفته»، به ظرافتهاي اين رمان و طنز خاص پروست در آن نيز اشاره شده است اما اينها همه باعث نميشود که چوکه درنهايت از موضع منفي خود در قبال اين رمان کوتاه بيايد.
از کتاب «در جستجوي زمان از دست رفته» معمولاً در کنار کتاب «اوليس» جيمز جويس نام ميبرند و اين هردو رمان را سرآغاز رمان مدرن ميدانند. چوکه اما در کتاب «تابستاني با پروست» با اين ديدگاه مخالفت ميورزد و معتقد است که رمان پروست آن خصلت حقيقتاً مدرن و راديکال رمان جويس را ندارد و اتفاقاً برعکس، پايبند به سنتهاي ادبي گذشته است.
کتاب «تابستاني با پروست» را از منظري ميتوان نوعي درافتادن با قدرت و شورش حاشيه عليه متن و مرکز، در حيط? ادبيات، تلقي کرد. ماتياس چوکه در اين کتاب، که بهمثابه حاشيهاي کوچک و کمحجم بر متن رماني بزرگ و طويل نوشته شده، به اين متن حمله ميکند و با آن درميافتد.
نوک پيکان حمل? چوکه در کتاب «تابستاني با پروست» همچنين متوجه آن دسته از هواداران پروست است که کورکورانه از اين حکم که کتاب «در جستجوي زمان از دست رفته» يک شاهکار است تبعيت ميکنند و، بيآنکه خودشان اين رمان را خوانده باشند، چنان رعب و وحشتي را در فضاي ادبي، پيرامون رمان پروست، حاکم کردهاند که کسي جرأت نکند بگويد از اين رمان خوشش نيامده است.
کتاب «تابستاني با پروست» ممکن است خيال خيلي از کساني را که هنوز کتاب «در جستجوي زمان از دست رفته» را نخواندهاند راحت کند و اضطراب حاصل از نخواندن اين رمان را در آنها از بين ببرد اما چهبسا بعضي هم که استقلال رأي را ترجيح ميدهند، با خواندن کتاب چوکه ترغيب شوند خودشان هم کتاب پروست را بخوانند تا ببينند چقدر از حرفهاي چوکه دربار? اين رمان، از نظر آنها هم درست و چقدر از آن حرفها از نظرشان نادرست است.
کتاب «تابستاني با پروست» را همچنين ميتوان بهمنزل? نوعي آموزش غيرمستقيم تفکر نقادانه بهحساب آورد. چوکه در اين کتاب، شهامت و جسارت مواجه? مستقل و صادقانه و نقادانه با آثار ادبي بزرگ و مشهور را در ما برميانگيزد و يادآور ميشود که با همهچيز ميتوان نقادانه مواجه شد.
دربار? ماتياس چوکه، نويسند? کتاب «تابستاني با پروست»
ماتياس چوکه (Matthias Zschokke)، متولد 1954، داستاننويس، نمايشنامهنويس و فيلمساز سوئيسي است. از آثار او ميتوان به رمان «ابرها بزرگ بودند و سفيد بودند و در گذر» اشاره کرد.
دربار? ترجم? فارسي کتاب «تابستاني با پروست»
کتاب «تابستاني با پروست» با ترجم? ناصر غياثي، بههمراه يادداشتي از مترجم و ترجم? فارسي متني که نويسنده آن را بهعنوان تکملهاي بر اين کتاب نوشته و در يکي از رونماييهاي آن خوانده بوده است، در نشر نو منتشر شده است.
ناصر غياثي، متولد 1336 در شهر خُمامِ استان گيلان، مترجم و داستاننويس ايراني است. غياثي آثار مختلفي را از زبان آلماني به فارسي ترجمه کرده است. از ترجمههاي او ميتوان به کتابهاي «دستيار»، «ابرها بزرگ بودند و سفيد بودند و در گذر» و «چنان ناکام که خالي از آرزو» و از آثار تأليفياش ميتوان به مجموعه داستان «تاکسينوشتها» اشاره کرد. غياثي بهخاطر اين مجموعه داستان، در سال 1386، جايز? کتاب سال طنز را از حوز? هنري سازمان تبليغات اسلامي دريافت کرده است.