مردم نیامده اند - سفرنامه ی خراسان میرزا مهدی بدایع نگار لاهوتی
فرشید گندم کار
چشمه
دسته بندی: سفرنامه
| کد آیتم: |
1992365 |
| بارکد: |
9786220111795 |
| سال انتشار: |
1402 |
| نوبت چاپ: |
1 |
| تعداد صفحات: |
134 |
| نوع جلد: |
شومیز |
| قطع: |
رقعی |
کتاب «مردم نيامدهاند» نوشت? ميرزا مهدي بدايعنگار (لاهوتي)
دو سفرنامه، يکي از عصرِ مشروطه و ديگري از اواخر عصر قاجار. کتاب «مردم نيامدهاند: سفرنامهي خراسان ميرزا مهدي بدايعنگار (لاهوتي)» کتابي است شامل دو سفرنامه از ميرزا مهدي بدايعنگار، اديب و سياستمدار مشروطهخواه عصر قاجار، است که نويسنده در آنها از دو سفر خود به مشهد نوشته است و از خلال اين دو سفرنامه، که در فاصل? حدود هفده سال از يکديگر نوشته شدهاند، تصويري از ايرانِ عصر پرالتهابِ درگيري مشروطهخواهان با استبداد و نيز ايران اواخر دور? قاجار و اوايل به قدرت رسيدن رضاشاه ارائه داده است.
کتاب «مردم نيامدهاند» کتابي خواندني براي علاقهمندان تاريخ معاصر ايران، خصوصاً تاريخ ايران عصر قاجار و مشروطه، است و اوضاع ايران آن روزگار را، به زباني ساده و موجز و از خلال نقل خاطرات روزان? سفر، ترسيم ميکند.
مروري بر کتاب «مردم نيامدهاند»
سفرنامهها و خاطرات و يادداشتهاي روزانه منبعي غني براي مطالع? اوضاع اجتماعي و فرهنگي و تاريخي و سياسي و اقتصادي زمانهاي هستند که نويسندگانشان در آن پرورش يافته و زندگي کردهاند. سفرنامههاي ميرزا مهدي بدايعنگار هم که در کتاب «مردم نيامدهاند» به چاپ رسيده، از اين قاعده مستثنا نيستند و بهخصوص سفرنام? اول او در اين کتاب، که سفرنامهاي مفصلتر است، اطلاعاتي ارزشمند از دورهاي از تاريخ مشروط? ايران به دست ميدهد. حين نوشتن همين سفرنامه است که فاجع? به توپ بستن مجلس توسط روسها و به فرمان محمدعليشاه قاجار رخ داده و نويسنده، که در برگشت از مشهد به گروهي از مشروطهخواهاني برخورده که بعد از به توپ بستن مجلس تبعيد شدهاند، از اين برخورد و از احوال تبعيديها، از جمله سيدمحمد طباطبايي، از مشروطهخواهان صاحبنام، اطلاعاتي به دست ميدهد.
سفرنام? اول بدايعنگار به مشهد، که بخش عمد? کتاب «مردم نيامدهاند» به آن اختصاص دارد، در سال 1287 خورشيدي و سفرنام? دوم او به آنجا، که سفرنامهاي بسيار کوتاه است، در سال 1303 خورشيدي نوشته شده است.
سفرنام? اول کتاب «مردم نيامدهاند»، جز آنچه دربار? درج ديدار نويسنده با سيدمحمد طباطبايي و بعضي ديگر از مشروطهخواهان تبعيدي در اين کتاب به آن اشاره شد، شامل اطلاعات جالب ديگري هم هست که همگي در کنار هم شمهاي از زندگي اجتماعي و اوضاع اقتصادي و سياسي و جغرافياي مشهد در زمان نوشته شدن اين سفرنامه و جغرافياي ديگر نقاطي که نويسنده حين سفر به مشهد از آنها عبور کرده به دست ميدهد.
سفرنام? دوم کتاب «مردم نيامدهاند» هم از نظر اطلاعاتي که دربار? تغيير و تحولاتي که راهها و جادههاي ايران، هفده سال بعد از نوشته شدن سفرنام? اول، از سر گذراندهاند و شيو? سفر در اواخر عصر قاجار و دوران به قدرت رسيدن رضاشاه، حائز اهميت و درخور توجه است.
کتاب «مردم نيامدهاند»، علاوه بر متن دو سفرنام? بدايعنگار، از مقدمهاي بهقلم فرشيد گندمکار، مصحح و گردآورند? کتاب، توضيحاتي دربار? برخي اشخاص مرتبط با سفرنامههاي بدايعنگار، و دو پيوست تشکيل شده است.
در بخشي از سفرنام? اول کتاب «مردم نيامدهاند» ميخوانيد: «در عمراني آبانباري است که پنجاه پله ميخورد. آبش خيلي سرد و خوب است، اما همان آب ديزو است که اينجا ميآيد که آبش شيرين است، اما خوب نيست. اما آن آب که از ديزو بود تا اينجا ميآيد. در اينجا در حسينيه که بادگير اينجا بلند بود مثل بادگيرهاي گناباد نيست، آنجا کوتاه است چون خشتي است. نهار آبدوغ خورده، چهار به غروب سوار شديم. چهار فرسنگ است تا رباط ماهي، تمام بيابان خشک است، چون آب ندارد پرنده در بين راه نبود، کوههاي کوچک سمت مشرق است همه خشک. يک فرسنگ آمديم، به حوضي رسيديم که بايد آب براي منزل برداريم. آبش بوي مُردار ميداد، لابد برداشتيم و باد هم از سمت مشرق ميآيد، بهقدري گرم است که همه يکتايپيراهن هستيم. دو فرسنگ که آمديم به پلي رسيديم که آب شور و تلخ داشت. بيابان پُر از بته و خشک و صاف. نيمساعت به غروب مانده، ديروز و امروز آفتاب مثل يک گوي لامپا ميشود که نور ندارد تا غروب کند. از غبار جلگه چنين آفتابي تماشا نکرده بودم. دو ساعت از شب رفته به رباط ماهي رسيديم. اينجا آب تلخ و شور دارد که مال ميخورد، اما آب شيرين از دوفرسنگي ميآورند در اينجا يک قلعهي کوچکي حاجي ميرعلمخان که از فقيران و مريدان جناب آقاست ساخته و با سه نفر سوار منزل کرده که راه را متوجه شود، امن باشد. آب شيرين آورد، آن هم بوي لاش مُرده ميداد. امشب بد گذشت، شام خورده خوابيديم.»
کتاب «مردم نيامدهاند: سفرنامهي خراسان ميرزا مهدي بدايعنگار (لاهوتي)»، بهتصحيح و گردآوري فرشيد گندمکار، در نشر چشمه منتشر شده است.
دربار? ميرزا مهدي بدايعنگار (لاهوتي)
ميرزا مهدي خان بدايعنگار، با تخلص شعريِ مَخلص و سپس لاهوتي، متولد 1242 در تهران و درگذشته به سال 1320، مؤلف، اديب، عارف و سياستمدار ايراني بود. او کارمند عاليرتب? وزارت خارجه بود.
از بدايعنگار آثار تأليفي زيادي بهجا مانده که بعضي از آنها عبارتند از: «بدايعالاسرار»، «بدايعالعروض»، «بدايعالبيان في جامعالقرآن» و «رياضالمنجمين».
ميرزا مهدي بدايعنگار در سرودن شعر هم دستي داشت و از او يک ديوان شعر و نيز مثنوياي با عنوان «خيرالکلام» به چاپ رسيده است.